درباره من
من آهسته می نویسم، ولی تو فریاد بزن ، دوست دارم .....
آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
0
تعداد دیدگاهها:
7
سن:
34 سال و 1 ماه و 4 هفته و 1 روز
سن کتابناکی:
15 سال و 8 ماه و 4 هفته و 0 روز
مکان:
نامشخص
نویسندههای مورد علاقه
نویسندهای انتخاب نشده
آخرین دیدگاهها
همخونه
خیلی باحال بود من که خیلی خوشم اومد جالب تر این بود که مثل دو تا هم خونه بودن نه زن و شوهر و اتفاق ها و دعوا هایی که بینشون می شد خیلی باحال بود ممنون به خاطر کتاب های خوبتون :-*:x
سه شنبه 17 اسفند 1389
0 نفر
زنجیر عشق
به نظر من که خوب بود بعضی از هسمت هاشو دوست داشتم :-)
دوشنبه 11 بهمن 1389
0 نفر
یلدا
هنوز نخوندمش ولی می دونم عین کتاب های دیگست
دو پسر یکی شیطون و شلوغ کار یکی ساکت هر دو دوست یا فامیل که کتاب رو پسره ساکت تعریف می کنه و در آخرشم به عشقش نمی رسه
این از مشخصه های کتاب های آقای مودب پور
شنبه 2 بهمن 1389
0 نفر
خواستگاری یا انتخاب
به نظر من خیلی قشنگه من خوندمش
آخرش فرق داره با بقیه کتاب هاش
این خوب تموم می شه برعکس کتاب هاش که آخرش غمگینه و اشک آدمو در میاره
در کل قشنگ بود
شنبه 2 بهمن 1389
0 نفر
یاسمین
کتاب جالبی بود
تو این کتاب 4 نفر خود کشی کردن که چندان جالب به نظر نمی رسید
و این که بهزاد بیش از حد به اعتقاداتش پایبند بود و اگر یه خورد بیخیال می شد آخر کتاب اشک آدمو در نمی آورد
شنبه 2 بهمن 1389
0 نفر
پریچهر
من چند تا از کتاب های آقای مودب پور رو خوندم گندم ، رکسانا ، پریچهر و خاستگاری همشون همین شکلی تموم می شن. به جز خاستگاری که البته اون فیلم نامه ست بقیه با تمام وجود اشکتو در میاره :(( هر دفه یکی از کتاب هاشو می خونم پشیمون می شم چون تا چند
دوشنبه 27 دی 1389
0 نفر
گندم
من دو تا از کتاب های آقای مودب پور رو خوندم هر دوتا خیلی قشنگ بودن بخصوص رکسانا که اشک آدمو در میاره فکر می کنم این یکی هم قشنگ باشه :-)
پنجشنبه 9 دی 1389
0 نفر