رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.6
با 18 رای
امتیاز شما
5 / 4.6
با 18 رای
✔️ برشی از متن کتاب:
تازه جنگ بین الملل دوم به پایان رسیده بود و قوای متفقین کم کم ایران را ترک می گفتند. بیکاری، قحطی و گرسنگی ناشی از جنگ، چهره مهیب خود را به مردم نشان میداد. آن روزها من تنها، اندوهگین و خاموش، روزها به دنبال یافتن کاری در شهر پرسه میزدم و شبها در اتاق مخروبه ای که در جنوب شهر کرایه کرده بودم، با اندوه و غم بزرگ خودم، تنها بودم. از پدرم که افسر ارتش بود، از هنگام شروع جنگ خبری نداشتم؛ مادرم مدتها قبل درگذشته بود و من...
آن روز تهران دم کرده بود. گرمای کشنده تن شهر را میخورد. بوی غم، بوی مرگ، بوی نیستی، بوی تنهایی در فضا موج میزد. خورشید سمجانه دست و پایش را بر لب دیوارها می کشید. مردم خسته و کوفته درحالیکه در چشمهایشان برق وحشت می درخشید، به خانه هایشان می رفتند. خیابان ها که تا چندی قبل تا نیمه شب شلوغ و پررفت و آمد بود، خالی و خاموش به نظر می رسید و سکوت مرموز شهر خاموش را سنگین و مرموزتر به نظر می رساند. من خسته و بی حوصله در حالیکه دستهایم را در جیب شلوارم فرو کرده بودم و آخرین سیگاری که برایم مانده بود دود می کردم، بیهوده و بی هدف قدم میزدم و فکر می کردم...

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
243
حجم:
3 MB
آپلود شده توسط:
محراب
1399/06/28
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی فرار

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.