رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.3
با 6 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.3
با 6 رای
معروف به داستانهای ح‌. م‌. ح‍م‍ی‍د

بریده ای از کتاب:
پشت باغ نایب السلطنه، در خیابان مهدیه، خانه بزرگ و پاکیزه ای بود که اهل محل خاطرات خوشی از آن داشتند و هنوز عروسی باشکوه و طرب انگیزی را که چند سال قبل در آن انجام یافته بود از یاد نبرده بودند. ولی مدتی بود که این خانه رونق خود را از دست داده بود. خاموش و حزن آلود شده بود. مثل این بود که نشاط و سعادت از آن رخت بربسته است.
روزی از روزهای بهار سال ۱۳۱۵، نزدیک ظهر، روی هر یک از دو سکوی طرفین در بزرگ این خانه، یک بچه نشسته بود. یکی از آن دو پسری شش هفت ساله، و دیگری دختری پنج ساله بود. پسر حلقه بزرگی از سیم به دست داشت و دختر پای عروسکی بزرگ و کهنه را چسبیده بود. هر دو از زیبایی بهره داشتند اما هر دو لاغر و افسرده بودند. اتومبیلی را که ته کوچه ایستاده بود تماشا می کردند و آهسته مانند دو دردمند دلسوخته که درد دل بهم گویند با هم حرف می زدند...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
84
حجم:
2 MB
آپلود شده توسط:
dpalasht
1399/12/28
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی بهشت

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.