رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 3.3
با 9 رای
امتیاز شما
5 / 3.3
با 9 رای
شامل داستان کوتاه، شعر، مقاله، نقد و بررسی ادبیات ایران

از متن کتاب:
خانه ما لب آشورا بود
آشورا جای مردن سگ‌های پیر بود. جای عشق بازی مرغابی‌ها بود.
جای پرت کردن بچه گربه‌هایی بود که زندگی را به مردم حرام کرده‌بودند.
آشورا جای بازی ما بود.
اوایل بهار یا اواخر پاییز که آسمان را ابرهای سیاه می‌پوشاندند، بابام از میان اطاق می‌نالید که:
- خدایا غضبت را از ما دور کن.
ولی خدا به حرف بابام گوش نمی‌کرد. سیل می‌آمد. خشمگین می‌شد.
می‌شست و می‌رفت. کف می‌کرد. پل‌های چوبی را می‌برد. زورش به خانه‌های بالای شهر که از سنگ و آجر ساخته بودند، می‌رسید. اما به ما که می‌رسید تمام دق دلش را خالی می‌کرد...

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
148
حجم:
3 MB
آپلود شده توسط:
نانوشته
1401/08/03
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی کتاب بیستون

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.