حسن و خانم حنا در لوبیای سحر آمیز - جلد ۲
نویسنده:
فاطمه ابطحی
امتیاز شما
طرح و نقاشی: واحد خاکدان
حسن پسربچه فقیری بود که با مادرش و گاوش خانم حنا تو یه ده زندگی می کرد. تا اینکه یک روز هر چی خوراکی تو خونه داشتند، تموم شد و چون چیزی جز گاو نداشتن، مادر حسن از اون خواست که خانم حنا رو بفروشه. حسن هم با ناراحتی او رو به بازار برد. ولی هر کسی خواست آن را بخره، حسن بهانه ای آورد و گاوش را نفروخت؛ تا اینکه پیرمرد جادوگری خانم حنا را از حسن گرفت و به جاش یه لوبیای سحرآمیز به آن داد...
حسن پسربچه فقیری بود که با مادرش و گاوش خانم حنا تو یه ده زندگی می کرد. تا اینکه یک روز هر چی خوراکی تو خونه داشتند، تموم شد و چون چیزی جز گاو نداشتن، مادر حسن از اون خواست که خانم حنا رو بفروشه. حسن هم با ناراحتی او رو به بازار برد. ولی هر کسی خواست آن را بخره، حسن بهانه ای آورد و گاوش را نفروخت؛ تا اینکه پیرمرد جادوگری خانم حنا را از حسن گرفت و به جاش یه لوبیای سحرآمیز به آن داد...
آپلود شده توسط:
fazel_53
1401/10/07
دیدگاههای کتاب الکترونیکی حسن و خانم حنا در لوبیای سحر آمیز - جلد ۲