رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 3.5
با 4 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 3.5
با 4 رای
برگرفته از متن کتاب:
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
صدا در اتاق و زیر نور کم جان مهتابی میپیچید و مادر هنوز هم میگفت: «تف به روت.» مهرداد به مانند مرده ای نشسته بود. آن قطره، گرم و لزج روی صورتش پایین میآمد و او پلک نمیزد؛ حتماً پیش خودش گفت که چه بیرگ شده بود یا شاید هم سیلی مامورها و لگدهای بازجو پوستش را کلفت تر از آن کرده بود که بخواهد به تب غضب مادر پشت چشمی نازک کند.
مادر، برافروخته در اتاق ملاقات رژه می رفت و مهرداد بر روی صندلی پاره مجسمه ای بی احساس را می مانست
از همان وقت که پدرش مُرد، ماند مادرش با سه نوجوان. اولی در تلاطم و موذی گری ها و سوالات بلوغ اما ساکت، دومی در آستانه ی بلوغ و یاغی، و آخری دختر نور چشم و دردانه ی خانه خود مادر هم همیشه تعجب می کرد که سه فرزندش نه چهره و نه اخلاقشان هیچ کدام به هم شبیه نبود. مهرداد مادرش را دست می انداخت «مادر من خرمایی، مانی مشکی، مونا بلوند؟ چندتا چندتا؟ من سر کتاب اون کنج حیاط، این یکی قاتی باقالیها. شور تنوع رو دیگه درآوردی.»
مادر شیرین میخندید: «خفه شو!»...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
217
حجم:
4 MB
آپلود شده توسط:
elahehj
1402/09/15
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی مغازلات برزخ

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.