رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4
با 3 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4
با 3 رای
برگرفته از متن کتاب:
کسی نمیدانست کجایی‌ست. از کشوری بود که باد چروک به پوست می اندازد. در راه ابرهای باران را دیده بود از سوی شمال و بارانی که یک باره فرومی ریخت و سردتر از هوا بود تا که پوست بیشتر چروک بردارد.
کارتنی که پشت آن پناه گرفتم خیس شد. اگر مراقب نبودم، پاره می شد. تکان نمی خوردم و فکر میکردم به راهی که در پیش داشتم، زیرا هیچ نمی خواستم برگردم. عکس آزادی که حالا داشتم نمی توانستم به جایی بروم که میخواستم. باید پا به همان راه می گذاشتم که دیگران گذشته و صاف کرده بودند.
اختیار باران هم دست من نبود. تکان نخوردم، اما کارتن پاره شد. انداختم و از همان راه رفتم که فکرش را کرده بودم. آزادی خسته کننده بود و باران هم سر بند آمدن نداشت. مثل موش آب کشیده رسیدم به زیر پلی بر رودخانه ای که انتظارش نداشتم. گذر آب دیدم، باران و رودخانه. باران بیکران و کرانه و تصمیم گرفتم به هیچ چیز فکر نکنم بگذارم هرچه میخواهد پیش آید...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
244
حجم:
8 MB
آپلود شده توسط:
کته کتاب
1403/04/09
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی بی شماران

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.