رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.3
با 6 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.3
با 6 رای
از متن کتاب:
از بعد از ظهر خیلی رفته است و «مدرسه روها» پیدا شده اند. دسته چهار نفره دخترهای روپوش پوش راه را به بالای آبادی کج کرده اند. دسته پسرها شلوارهائی پوشیده اند که با گذر ایام کوتاه شده اند یا آب رفته اند و کوتاه شده اند یا از اول از ترس آب رفتن خیلی بلند گرفته شده اند و هنوز روی خاک می سرند. راه را به طرف زیر بلندی خانه عبدالمحمد به طرف بارآقا و عین شاه - کج می کنند که نشسته اند و معلوم نیست چرا دهانشان از خنده بهم نمی آید تا صدای عین شاه بروز می دهد: «روز علی! ما به طلوع صبح میخوانیم بریم برا کُنار. خودم و بارآقا.» و بارآقا
- دهانش همچنان به خنده باز - اضافه میکند: «زورتون بیاد!»
سر روزعلی به زیر رفت و آب دهان را به تلخی فرو داد. خبر، سفره ای بود که پهن می شد و او به آن نمی رسید. در این دمها قد دراز و رنگ زرد و صورت و گردن خشک و عرق آلودش ترکیب مناسب سرکشیدن به هر امکان لذتی بود...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
283
حجم:
25 MB
آپلود شده توسط:
ساری گلین
1404/03/10
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی بچه ها (داستان بلند)

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.