هستی، فرزانگی و معنای گل سرخ: مجموعه جستار
نویسنده:
بهمن عباس زاده
امتیاز شما
مقدمه:
علمودانش، تجزیهگر و هستیِ یک تمامیّت در حال کنش است؛ در هر لحظه این هشیاریِ اصیل و عمیق، همگام و همسو با تمامیت هستی پیش میرود و آنچه با آن همسوست، با خود همراه میکند و انسان باید با این نیرو همگام شود؛ زیراکه جزء جداییناپذیر آن هشیاری و نمونه جامعی از همین هستی است!
هستیِ هشیار در ترکیب زنده حضور دارد و علم در اجزاء تکهتکه؛ همانگونه که علم، هنر شکافتن اتم است، هستی رازی است که باید آن را زندگی کرد و این راز را فقط با هشیاری اصیل میتوان بهدرستی درک کرد؛ اما چنین هشیاریای چگونه کشف میشود؟ این سوال بزرگترین چالش هر انسان اصیل است، چراکه انسانیتِ حقیقی در گروِ یافتنِ پاسخ به آن نهفته است. حال باید پرسید چگونه میتوان هشیاری حقیقی را در وجود خود کشف کنیم؟
هشیاری حقیقی درواقع نوعی تجربه این حقیقت است که انسان ابتدا به ساکن، هشیاریِ محض است که هرچیز و همهچیز را در خود منعکس میکند؛ اما هیچکدام از آنها نیست؛ درست مانند آینهای شفاف که هرچیزی را در خود انعکاس میدهد، اما هیچکدام از آنها نیست. آگاهی محض، آگاهی بدون موضوع است؛ پردهای سفید که فقط قادر به دیدن است و حقیقت هستی از این دیدن آغاز میشود. زمانیکه انسان به این حقیقتِ بزرگ پی ببرد، آنگاه به بزرگترین حقیقت هستیاش دست یافتهاست.
جستارهای این مجموعه سعی دارد موانعی که را بَر سَرِ راه این هشیاری در درون و انعکاس آن در بیرون وجود دارد، شناسایی و ارزیابی کند.
علمودانش، تجزیهگر و هستیِ یک تمامیّت در حال کنش است؛ در هر لحظه این هشیاریِ اصیل و عمیق، همگام و همسو با تمامیت هستی پیش میرود و آنچه با آن همسوست، با خود همراه میکند و انسان باید با این نیرو همگام شود؛ زیراکه جزء جداییناپذیر آن هشیاری و نمونه جامعی از همین هستی است!
هستیِ هشیار در ترکیب زنده حضور دارد و علم در اجزاء تکهتکه؛ همانگونه که علم، هنر شکافتن اتم است، هستی رازی است که باید آن را زندگی کرد و این راز را فقط با هشیاری اصیل میتوان بهدرستی درک کرد؛ اما چنین هشیاریای چگونه کشف میشود؟ این سوال بزرگترین چالش هر انسان اصیل است، چراکه انسانیتِ حقیقی در گروِ یافتنِ پاسخ به آن نهفته است. حال باید پرسید چگونه میتوان هشیاری حقیقی را در وجود خود کشف کنیم؟
هشیاری حقیقی درواقع نوعی تجربه این حقیقت است که انسان ابتدا به ساکن، هشیاریِ محض است که هرچیز و همهچیز را در خود منعکس میکند؛ اما هیچکدام از آنها نیست؛ درست مانند آینهای شفاف که هرچیزی را در خود انعکاس میدهد، اما هیچکدام از آنها نیست. آگاهی محض، آگاهی بدون موضوع است؛ پردهای سفید که فقط قادر به دیدن است و حقیقت هستی از این دیدن آغاز میشود. زمانیکه انسان به این حقیقتِ بزرگ پی ببرد، آنگاه به بزرگترین حقیقت هستیاش دست یافتهاست.
جستارهای این مجموعه سعی دارد موانعی که را بَر سَرِ راه این هشیاری در درون و انعکاس آن در بیرون وجود دارد، شناسایی و ارزیابی کند.
آپلود شده توسط:
خانه داستان چوک
1405/08/01
دیدگاههای کتاب الکترونیکی هستی، فرزانگی و معنای گل سرخ: مجموعه جستار