رسته‌ها
کافه شیشه ای
امتیاز دهید
5 / 0
با 0 رای
نویسنده:
امید الهی فر
امتیاز دهید
5 / 0
با 0 رای
مجموعه ۵ داستان کوتاه با عناوین:
دوستش داشتم / آخرین پنج شنبه / روز کارگران / کافه شیشه ای / ناله های زمینی

از داستان دوستش داشتم:
سی سال گذشته بود؛ این خاطره به کلی از ذهنم پاک شده بود. تنها تجربه من در خبرنگاری و البته آخرین تجربه بود. چگونه از لابه لای خاطرات ته نشین شده به این خاطره رسیدم، خودم هم نمی دانم. هر خاطره کلیدی دارد که به همراه آن دفن می شود. در لحظه مناسب کلید خواهد چرخید و خاطره به یکباره آزاد می شود. لامسه، بو، مزه و حالت روحی انسان، در یک لحظه کلید را فرامی‌خواند؛ خاطره شعله ور می شود و روان آدمی می سوزد.
آن روز باران سختی می بارید. شرایط جنگی بود. شرکت بسته شده بود و ما به ویلای پدرم در خارج شهر نقل مکان کردیم. در کاناپه نرم فرورفته بودم تلویزیون را روشن کردم.
شرط سنگینی بسته بودم و تا آغاز مسابقه زمانی باقی نمانده بود. نوشیدنی مخصوص خودم را در یخ مزه کردم و تمام سلولهای بدنم کرخت شد. استرس لذت بخشی بود. چشمانم سنگین شده بود که ناگهان همسرم فریاد زد: «آگه شام میل داری بهتره تکونی به خودت بدی و پیازها رو برام بیاری. میدونی که این بازی چقدر حساسه!»...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
49
آپلود شده توسط:
mehdirezayi
mehdirezayi
1405/07/18
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی کافه شیشه ای

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
کافه شیشه ای
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک