قابل توجه بعضی ها: مجموعه داستانک
نویسنده:
حمید بحیرایی
امتیاز دهید
داستانک لواشک:
«وضعت خیلی خرابه! چی خوردی مگه؟»
«آقای دکتر هیچی... لواشک، فقط لواشک.»
«فقط لواشک؟ ناهاری... شامی... هیچی؟»
«نه آقای دکتر لواشک خیلی دوست دارم؛ به جای غذا هم لواشک می خوردم»
«آخه کدوم آدم عاقلی به جای غذا لواشک میخوره؟»
«آقای دکتر یه غذای سالمه... اصلاً می دونستید زمان هخامنشیان لواشک به عنوان یک ماده غذایی موندگار تو طول سفرهای نظامی و تجاری استفاده می شده؟ یا یکی از هدیه های کشورهایی که اومدن دیدار پادشاه لواشک بوده؟ این تو کتیبه هست.»
«الان دیابت گرفتی... می دونستی که اون زمان انسولین کشف نشده بود؟ من هم به طب اون زمان خیلی وارد نیستم؛ برات یک سفر به زمان هخامنشیان می نویسم تا بری و معالجه بشی!»
«وضعت خیلی خرابه! چی خوردی مگه؟»
«آقای دکتر هیچی... لواشک، فقط لواشک.»
«فقط لواشک؟ ناهاری... شامی... هیچی؟»
«نه آقای دکتر لواشک خیلی دوست دارم؛ به جای غذا هم لواشک می خوردم»
«آخه کدوم آدم عاقلی به جای غذا لواشک میخوره؟»
«آقای دکتر یه غذای سالمه... اصلاً می دونستید زمان هخامنشیان لواشک به عنوان یک ماده غذایی موندگار تو طول سفرهای نظامی و تجاری استفاده می شده؟ یا یکی از هدیه های کشورهایی که اومدن دیدار پادشاه لواشک بوده؟ این تو کتیبه هست.»
«الان دیابت گرفتی... می دونستی که اون زمان انسولین کشف نشده بود؟ من هم به طب اون زمان خیلی وارد نیستم؛ برات یک سفر به زمان هخامنشیان می نویسم تا بری و معالجه بشی!»
آپلود شده توسط:
mehdirezayi
1405/06/07
دیدگاههای کتاب الکترونیکی قابل توجه بعضی ها: مجموعه داستانک