خلاصه کتاب زندگینامه النور روزولت
نویسنده:
النور روزولت
امتیاز دهید
بانوی اول، سیاستمدار، پیشگام
خلاصه کتاب «زندگینامه النور روزولت» (The Autobiography of Eleanor Roosevelt) کوتاه شده زندگینامه خودنوشت «النور روزولت» (Eleanor Roosevelt) نویسنده، فعال اجتماعی، دیپلمات و بانوی اول پیشین آمریکایی است که نخستین بار در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. النور روزولت که از تاثیرگذارترین زنان قرن بیستم به شمار میرود، در این کتاب با صداقتی کمنظیر، داستان زندگی خود را از دوران کودکی تا سالهای حضور در کاخ سفید و فعالیتهای بینالمللی پس از آن روایت میکند.
این کتاب تنها خاطرات یک بانوی اول نیست، بلکه روایتی الهامبخش از رشد فردی، مسئولیتپذیری، رهبری و تلاش برای ایجاد تغییرات اجتماعی است. النور روزولت با نثری صمیمی و تاملبرانگیز، از چالشهای شخصی، روابط خانوادگی، تجربه زندگی در کنار رئیسجمهور آمریکا، فعالیتهایش در زمینه حقوق بشر و نقش خود در شکلگیری بسیاری از تحولات مهم قرن بیستم سخن میگوید. کتاب تصویری نزدیک و واقعی از زنی ارائه میدهد که فراتر از جایگاه رسمی خود، به یکی از برجستهترین مدافعان عدالت اجتماعی، برابری و حقوق بشر در جهان تبدیل شد.
بخشی از کتاب زندگینامه النور روزولت:
«مادرم یکی از زیباترین زنانی بود که در تمام عمرم دیدهام. پدر او، یعنی پدربزرگم آقای هال، هیچگاه وارد دنیای تجارت نشد. او زندگی خود را با ثروتی که از پدر و مادرش به ارث رسیده بود، میگذراند. پدربزرگم خانهای در شماره ۱۱ خیابان سیوهفتم غربی نیویورک داشت و خانه دیگری نیز در ساحل رودخانه هادسون، حدود پنج مایل بالاتر از روستای تیوولی، روی زمینی که بخشی از املاک قدیمی خانواده چنسلر لیوینگستون بود، ساخته بود. مادربزرگم از خانواده لیوینگستون بود و به همین دلیل با خاندانهای سرشناسی مانند لیوینگستون، کلارکسون و دیپیستر که در خانههای مختلف امتداد جاده کنار رودخانه زندگی میکردند، نسبت خانوادگی داشتیم. بزرگترین علاقه پدربزرگم مطالعه الهیات و مباحث دینی بود. کتابخانه او پر از کتابهایی درباره مذهب بود. بیشتر آنها در کودکی برایم جذابیتی نداشتند، اما نسخه مصوری از کتاب مقدس با تصویرگریهای گوستاو دوره ساعتهای زیادی مرا سرگرم میکرد؛ هرچند در عین حال باعث میشد بارها کابوس ببینم!
مادربزرگم، که پیش از ازدواج دوشیزه لودلو بود، زنی بسیار زیبا و محبوب به شمار میرفت و اعضای خانواده با او مانند کودکی عزیز اما تا حدی نازپرورده رفتار میکردند. از او انتظار داشتند فرزند به دنیا بیاورد و او نیز صاحب هفت فرزند شد، اما هرگز انتظار نداشتند مسئولیت تربیت آنها را بر عهده بگیرد. پدربزرگم حتی مسائل ابتدایی مالی، مانند نحوه نوشتن یک چک، را نیز به او نیاموخته بود. او بدون اینکه وصیتنامهای از خود بر جای بگذارد، از دنیا رفت و مادربزرگم را با شش فرزند زیر هفده سال تنها گذاشت؛ مسئولیتی که برای آن هیچ آمادگی نداشت. دو فرزند بزرگ خانواده، یعنی مادرم و تیسی که نام اصلیاش الیزابت بود و بعدها با استنلی مورتیمر ازدواج کرد بیش از دیگران تحت تاثیر شیوه تربیتی پدرشان قرار گرفته بودند. آنها ایمان مذهبی عمیقی داشتند و از کودکی آموخته بودند ذهن خود را به شیوهای پرورش دهند که پدربزرگم برای دختران مناسب میدانست. او در تربیت فرزندانش بسیار سختگیر بود.»
خلاصه کتاب «زندگینامه النور روزولت» (The Autobiography of Eleanor Roosevelt) کوتاه شده زندگینامه خودنوشت «النور روزولت» (Eleanor Roosevelt) نویسنده، فعال اجتماعی، دیپلمات و بانوی اول پیشین آمریکایی است که نخستین بار در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. النور روزولت که از تاثیرگذارترین زنان قرن بیستم به شمار میرود، در این کتاب با صداقتی کمنظیر، داستان زندگی خود را از دوران کودکی تا سالهای حضور در کاخ سفید و فعالیتهای بینالمللی پس از آن روایت میکند.
این کتاب تنها خاطرات یک بانوی اول نیست، بلکه روایتی الهامبخش از رشد فردی، مسئولیتپذیری، رهبری و تلاش برای ایجاد تغییرات اجتماعی است. النور روزولت با نثری صمیمی و تاملبرانگیز، از چالشهای شخصی، روابط خانوادگی، تجربه زندگی در کنار رئیسجمهور آمریکا، فعالیتهایش در زمینه حقوق بشر و نقش خود در شکلگیری بسیاری از تحولات مهم قرن بیستم سخن میگوید. کتاب تصویری نزدیک و واقعی از زنی ارائه میدهد که فراتر از جایگاه رسمی خود، به یکی از برجستهترین مدافعان عدالت اجتماعی، برابری و حقوق بشر در جهان تبدیل شد.
بخشی از کتاب زندگینامه النور روزولت:
«مادرم یکی از زیباترین زنانی بود که در تمام عمرم دیدهام. پدر او، یعنی پدربزرگم آقای هال، هیچگاه وارد دنیای تجارت نشد. او زندگی خود را با ثروتی که از پدر و مادرش به ارث رسیده بود، میگذراند. پدربزرگم خانهای در شماره ۱۱ خیابان سیوهفتم غربی نیویورک داشت و خانه دیگری نیز در ساحل رودخانه هادسون، حدود پنج مایل بالاتر از روستای تیوولی، روی زمینی که بخشی از املاک قدیمی خانواده چنسلر لیوینگستون بود، ساخته بود. مادربزرگم از خانواده لیوینگستون بود و به همین دلیل با خاندانهای سرشناسی مانند لیوینگستون، کلارکسون و دیپیستر که در خانههای مختلف امتداد جاده کنار رودخانه زندگی میکردند، نسبت خانوادگی داشتیم. بزرگترین علاقه پدربزرگم مطالعه الهیات و مباحث دینی بود. کتابخانه او پر از کتابهایی درباره مذهب بود. بیشتر آنها در کودکی برایم جذابیتی نداشتند، اما نسخه مصوری از کتاب مقدس با تصویرگریهای گوستاو دوره ساعتهای زیادی مرا سرگرم میکرد؛ هرچند در عین حال باعث میشد بارها کابوس ببینم!
مادربزرگم، که پیش از ازدواج دوشیزه لودلو بود، زنی بسیار زیبا و محبوب به شمار میرفت و اعضای خانواده با او مانند کودکی عزیز اما تا حدی نازپرورده رفتار میکردند. از او انتظار داشتند فرزند به دنیا بیاورد و او نیز صاحب هفت فرزند شد، اما هرگز انتظار نداشتند مسئولیت تربیت آنها را بر عهده بگیرد. پدربزرگم حتی مسائل ابتدایی مالی، مانند نحوه نوشتن یک چک، را نیز به او نیاموخته بود. او بدون اینکه وصیتنامهای از خود بر جای بگذارد، از دنیا رفت و مادربزرگم را با شش فرزند زیر هفده سال تنها گذاشت؛ مسئولیتی که برای آن هیچ آمادگی نداشت. دو فرزند بزرگ خانواده، یعنی مادرم و تیسی که نام اصلیاش الیزابت بود و بعدها با استنلی مورتیمر ازدواج کرد بیش از دیگران تحت تاثیر شیوه تربیتی پدرشان قرار گرفته بودند. آنها ایمان مذهبی عمیقی داشتند و از کودکی آموخته بودند ذهن خود را به شیوهای پرورش دهند که پدربزرگم برای دختران مناسب میدانست. او در تربیت فرزندانش بسیار سختگیر بود.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1405/04/11
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب زندگینامه النور روزولت