خلاصه کتاب راهنمایی برای یک زندگی خوب
نویسنده:
ویلیام بی. اروین
امتیاز دهید
هنر دیرینه شادمانی به شیوه رواقی
خلاصه کتاب «راهنمایی برای یک زندگی خوب» (A Guide to the Good Life) ماحصل کتاب «ویلیام بی. اروین» (William B. Irvine)، نویسنده و استاد فلسفه آمریکایی است که نخستینبار در سال ۲۰۰۸ منتشر شد. اروین در این کتاب با زبانی روشن و کاربردی، فلسفه باستانی رواقیگری را از دل متون فیلسوفانی چون سنکا، اپیکتتوس و مارکوس اورلیوس بیرون میآورد و نشان میدهد که آموزههای آنان هنوز هم میتوانند راهنمایی موثر برای زندگی انسان امروزی باشند.
محور اصلی کتاب این پرسش است که چگونه میتوان در جهانی سرشار از اضطراب، رقابت، خواستههای بیپایان و اتفاقات خارج از کنترل، زندگی آرامتر و رضایتبخشتری داشت. اروین توضیح میدهد که رواقیگری به معنای سرکوب احساسات یا بیتفاوتی نسبت به زندگی نیست؛ بلکه روشی برای تشخیص چیزهایی است که در اختیار ما هستند و پذیرش آن دسته از رویدادهایی که توان تغییرشان را نداریم. نویسنده در طول کتاب، تکنیکهایی عملی مانند تصویرسازی منفی، تمرین محرومیت داوطلبانه، کنترل خواستهها، مدیریت خشم و نگرانی و تمرکز بر امور قابلکنترل را معرفی میکند.
بخشی از کتاب راهنمایی برای یک زندگی خوب:
«احتمالاً همیشه، به نوعی، فیلسوفانی وجود داشتهاند. آنها کسانی بودند که نهتنها پرسشهایی مانند «جهان از کجا آمده است؟»، «انسانها از کجا آمدهاند؟» و «چرا رنگینکمان وجود دارد؟» مطرح میکردند، بلکه مهمتر از آن، در ادامه پرسشهای دیگری هم پیش میکشیدند. مثلا اگر به آنها گفته میشد جهان را خدایان آفریدهاند، این نخستین فیلسوفان درمییافتند که چنین پاسخی به اصل موضوع نمیپردازد. آنها سپس میپرسیدند چرا خدایان جهان را آفریدند، چگونه آن را آفریدند و چیزی که برای کسانی که میکوشیدند به پرسشهایشان پاسخ دهند بیش از همه دردسرساز بود چه کسی خودِ خدایان را آفریده است.
تفکر فلسفی هر زمان و هر جا که آغاز شده باشد، در قرن ششم پیش از میلاد جهشی بزرگ به جلو داشت. در ایتالیا با فیثاغورس (۵۷۰–۵۰۰ پیش از میلاد) روبهرو میشویم؛ در یونان با تالس (۶۳۶–۵۴۶ پیش از میلاد)، آناکسیماندروس (۶۴۱–۵۴۷ پیش از میلاد) و هراکلیتوس (۵۳۵–۴۷۵ پیش از میلاد)؛ در چین با کنفوسیوس (۵۵۱–۴۷۹ پیش از میلاد)؛ و در هند با بودا (۵۶۳–۴۸۳ پیش از میلاد). روشن نیست که این افراد فلسفه را مستقل از یکدیگر کشف کردهاند یا نه؛ و حتی اگر تاثیر فلسفی میان آنها وجود داشته، معلوم نیست این تاثیر در چه جهتی جریان یافته است.
دیوگنس لائرتیوس، زندگینامهنویس یونانی، از چشمانداز قرن سوم میلادی، تاریخی بسیار خواندنی هرچند نه کاملاً قابل اعتماد از فلسفه آغازین به دست داده است. به گفته دیوگنس، فلسفه آغازین غربی دو شاخه جداگانه داشت. یک شاخه که او آن را شاخه ایتالیایی مینامد با فیثاغورس آغاز شد. اگر جانشینان مختلف فیثاغورس را دنبال کنیم، سرانجام به اپیکور میرسیم؛ کسی که مکتب فلسفیاش رقیبی مهم برای مکتب رواقی بود. شاخه دیگر که دیوگنس آن را شاخه ایونی مینامد با آناکسیماندروس آغاز شد؛ او از نظر فکری و آموزشی آناکسیمِنس را پرورش داد، آناکسیمِنس آناکساگوراس را، و آناکساگوراس آرخلائوس را؛ و آرخلائوس در نهایت استاد سقراط (۴۶۹–۳۹۹ پیش از میلاد) شد.»
خلاصه کتاب «راهنمایی برای یک زندگی خوب» (A Guide to the Good Life) ماحصل کتاب «ویلیام بی. اروین» (William B. Irvine)، نویسنده و استاد فلسفه آمریکایی است که نخستینبار در سال ۲۰۰۸ منتشر شد. اروین در این کتاب با زبانی روشن و کاربردی، فلسفه باستانی رواقیگری را از دل متون فیلسوفانی چون سنکا، اپیکتتوس و مارکوس اورلیوس بیرون میآورد و نشان میدهد که آموزههای آنان هنوز هم میتوانند راهنمایی موثر برای زندگی انسان امروزی باشند.
محور اصلی کتاب این پرسش است که چگونه میتوان در جهانی سرشار از اضطراب، رقابت، خواستههای بیپایان و اتفاقات خارج از کنترل، زندگی آرامتر و رضایتبخشتری داشت. اروین توضیح میدهد که رواقیگری به معنای سرکوب احساسات یا بیتفاوتی نسبت به زندگی نیست؛ بلکه روشی برای تشخیص چیزهایی است که در اختیار ما هستند و پذیرش آن دسته از رویدادهایی که توان تغییرشان را نداریم. نویسنده در طول کتاب، تکنیکهایی عملی مانند تصویرسازی منفی، تمرین محرومیت داوطلبانه، کنترل خواستهها، مدیریت خشم و نگرانی و تمرکز بر امور قابلکنترل را معرفی میکند.
بخشی از کتاب راهنمایی برای یک زندگی خوب:
«احتمالاً همیشه، به نوعی، فیلسوفانی وجود داشتهاند. آنها کسانی بودند که نهتنها پرسشهایی مانند «جهان از کجا آمده است؟»، «انسانها از کجا آمدهاند؟» و «چرا رنگینکمان وجود دارد؟» مطرح میکردند، بلکه مهمتر از آن، در ادامه پرسشهای دیگری هم پیش میکشیدند. مثلا اگر به آنها گفته میشد جهان را خدایان آفریدهاند، این نخستین فیلسوفان درمییافتند که چنین پاسخی به اصل موضوع نمیپردازد. آنها سپس میپرسیدند چرا خدایان جهان را آفریدند، چگونه آن را آفریدند و چیزی که برای کسانی که میکوشیدند به پرسشهایشان پاسخ دهند بیش از همه دردسرساز بود چه کسی خودِ خدایان را آفریده است.
تفکر فلسفی هر زمان و هر جا که آغاز شده باشد، در قرن ششم پیش از میلاد جهشی بزرگ به جلو داشت. در ایتالیا با فیثاغورس (۵۷۰–۵۰۰ پیش از میلاد) روبهرو میشویم؛ در یونان با تالس (۶۳۶–۵۴۶ پیش از میلاد)، آناکسیماندروس (۶۴۱–۵۴۷ پیش از میلاد) و هراکلیتوس (۵۳۵–۴۷۵ پیش از میلاد)؛ در چین با کنفوسیوس (۵۵۱–۴۷۹ پیش از میلاد)؛ و در هند با بودا (۵۶۳–۴۸۳ پیش از میلاد). روشن نیست که این افراد فلسفه را مستقل از یکدیگر کشف کردهاند یا نه؛ و حتی اگر تاثیر فلسفی میان آنها وجود داشته، معلوم نیست این تاثیر در چه جهتی جریان یافته است.
دیوگنس لائرتیوس، زندگینامهنویس یونانی، از چشمانداز قرن سوم میلادی، تاریخی بسیار خواندنی هرچند نه کاملاً قابل اعتماد از فلسفه آغازین به دست داده است. به گفته دیوگنس، فلسفه آغازین غربی دو شاخه جداگانه داشت. یک شاخه که او آن را شاخه ایتالیایی مینامد با فیثاغورس آغاز شد. اگر جانشینان مختلف فیثاغورس را دنبال کنیم، سرانجام به اپیکور میرسیم؛ کسی که مکتب فلسفیاش رقیبی مهم برای مکتب رواقی بود. شاخه دیگر که دیوگنس آن را شاخه ایونی مینامد با آناکسیماندروس آغاز شد؛ او از نظر فکری و آموزشی آناکسیمِنس را پرورش داد، آناکسیمِنس آناکساگوراس را، و آناکساگوراس آرخلائوس را؛ و آرخلائوس در نهایت استاد سقراط (۴۶۹–۳۹۹ پیش از میلاد) شد.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1405/07/09
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب راهنمایی برای یک زندگی خوب