سفرنامه خوزستان رضا شاه کبیر: ۱۳۰۳ - ۲۴۸۳ شاهنشاهی
نویسنده:
رضا شاه
امتیاز دهید
توضیحی درباره چاپ جدید سفرنامه خوزستان:
کتاب «سفرنامه خوزستان» نخستین بار در سال ۱۳۰۳ در تهران در مطبعه کل قشون به چاپ رسید و چون فقط به تعداد محدودی انتشار یافت، کلیه نسخه های آن در مدتی کوتاه توزیع و نایاب گردید، به طوریکه در سالهای بعد تنها چند نسخه از این کتاب در بایگانی ستاد ارتش باقی ماند. این کتاب شرح سفر جنگی اعلیحضرت رضاشاه کبیر (که در آن هنگام سمت رئیس الوزراء و وزیر جنگ و فرمانده کل قوا را داشتند) به خوزستان برای سرکوبی غائله شیخ خزعل است که با پشتیبانی وسیع بیگانگان عملاً حکومت مستقلی برای خود تشکیل داده بود و دولت مرکزی ایران نفوذی در کار او نداشت.
مطالب «سفرنامه خوزستان» طی این سفر تاریخی، تدریجاً توسط سردار نامی ایران به «فرج اله خان بهرامی» رئیس کابینه وزارت جنگ که در التزام رکاب بود دیکته شد و در بازگشت پیروزمندانه فرمانده کل قوا، به صورت کتاب قطوری در ۴۱۸ صفحه به چاپ رسید. با توجه به اهمیت خاص این سفرنامه به عنوان یک مدرک درجه اول مستند، بسیاری از محققان و علاقه مندانی که از وجود این کتاب اطلاع داشتند، پس از اعلام برگزاری «آیین ملی بزرگداشت پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی از شورای عالی برگزار کننده این آیین خواستار تجدید چاپ آن شدند تا در این هنگام که خاطره بنیانگذار بزرگ شاهنشاهی پهلوی» مورد تجلیل ملی قرار می گیرد، این سفرنامه به صورت یکی از تجلیات اصیل اندیشه ها و روحیات آن شاهنشاه و بیان کننده اصولی که شاهنشاهی پهلوی بر آنها بنیاد نهاده شده است در دسترس عموم قرار گیرد.
در انجام این درخواست، اینک شورای عالی برگزار کننده آیین ملی بزرگداشت پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی با کسب اجازه از پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر، چاپ تازه ای از این کتاب را با کمال خوشوقتی منتشر و به مناسبت سال فرخنده برگزاری این بزرگداشت در اختیار عموم علاقه مندان قرار می دهد. توضیحاً متذکر می شود چون چاپ اصلی کتاب حاوی مطالب مفصلی در شرح تاریخی و جغرافیایی روستاها و شهرهای طول راه بود که با مطالب اصل سفرنامه ارتباط مستقیمی نداشت و توسط رئیس کابینه وزارت جنگ بدان افزوده شده بود؛ در چاپ کنونی از نقل این قسمت از مطالب صرفنظر و فقط اصل سفرنامه که دیکته اعلیحضرت رضاشاه کبیر است تجدید طبع شده است.
رئیس شورای عالی برگزار کننده آیین ملی بزرگداشت پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی
اسدالله علم
کتاب «سفرنامه خوزستان» نخستین بار در سال ۱۳۰۳ در تهران در مطبعه کل قشون به چاپ رسید و چون فقط به تعداد محدودی انتشار یافت، کلیه نسخه های آن در مدتی کوتاه توزیع و نایاب گردید، به طوریکه در سالهای بعد تنها چند نسخه از این کتاب در بایگانی ستاد ارتش باقی ماند. این کتاب شرح سفر جنگی اعلیحضرت رضاشاه کبیر (که در آن هنگام سمت رئیس الوزراء و وزیر جنگ و فرمانده کل قوا را داشتند) به خوزستان برای سرکوبی غائله شیخ خزعل است که با پشتیبانی وسیع بیگانگان عملاً حکومت مستقلی برای خود تشکیل داده بود و دولت مرکزی ایران نفوذی در کار او نداشت.
مطالب «سفرنامه خوزستان» طی این سفر تاریخی، تدریجاً توسط سردار نامی ایران به «فرج اله خان بهرامی» رئیس کابینه وزارت جنگ که در التزام رکاب بود دیکته شد و در بازگشت پیروزمندانه فرمانده کل قوا، به صورت کتاب قطوری در ۴۱۸ صفحه به چاپ رسید. با توجه به اهمیت خاص این سفرنامه به عنوان یک مدرک درجه اول مستند، بسیاری از محققان و علاقه مندانی که از وجود این کتاب اطلاع داشتند، پس از اعلام برگزاری «آیین ملی بزرگداشت پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی از شورای عالی برگزار کننده این آیین خواستار تجدید چاپ آن شدند تا در این هنگام که خاطره بنیانگذار بزرگ شاهنشاهی پهلوی» مورد تجلیل ملی قرار می گیرد، این سفرنامه به صورت یکی از تجلیات اصیل اندیشه ها و روحیات آن شاهنشاه و بیان کننده اصولی که شاهنشاهی پهلوی بر آنها بنیاد نهاده شده است در دسترس عموم قرار گیرد.
در انجام این درخواست، اینک شورای عالی برگزار کننده آیین ملی بزرگداشت پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی با کسب اجازه از پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر، چاپ تازه ای از این کتاب را با کمال خوشوقتی منتشر و به مناسبت سال فرخنده برگزاری این بزرگداشت در اختیار عموم علاقه مندان قرار می دهد. توضیحاً متذکر می شود چون چاپ اصلی کتاب حاوی مطالب مفصلی در شرح تاریخی و جغرافیایی روستاها و شهرهای طول راه بود که با مطالب اصل سفرنامه ارتباط مستقیمی نداشت و توسط رئیس کابینه وزارت جنگ بدان افزوده شده بود؛ در چاپ کنونی از نقل این قسمت از مطالب صرفنظر و فقط اصل سفرنامه که دیکته اعلیحضرت رضاشاه کبیر است تجدید طبع شده است.
رئیس شورای عالی برگزار کننده آیین ملی بزرگداشت پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی
اسدالله علم
آپلود شده توسط:
persianking
1389/08/09
دیدگاههای کتاب الکترونیکی سفرنامه خوزستان رضا شاه کبیر: ۱۳۰۳ - ۲۴۸۳ شاهنشاهی
من حوصله بحث طولانی تاریخی که در آن یک نفر اسامی و تاریخچه زندگی می آورد و دیگری آن آدمها را مجکوم می کند و یک چرخه بی فایده می سازد را ندارم
اما یک نکته کلی با توجه به مجموع کامنت های پهلوی پرستانه شما می گویم: اینکه کار غلط یک عده را با کار غلط عده ای دیگر توجیح می کنید یعنی به جای دفاع از عملکرد یک طرف ضعف های دشمنش را بیان می کنید یک سیاست نخنماست. می گویند چرا اینقدر زندانی دارید می گوید دشمنمان تعداد زندانیانش بیشتر است! می گویند چرا وطن را به غرب فروختی می گوید دشمنمان می خواست به شرق بفروشد!
وطن فروش منظورتان رضا شاه هست که قرارداد ننگین دارسی را برای اربابش تمدید کرد و برایش راه آهن ساخت ؟ منظورتان رضا شاه است که دشت ناامید را داد که آرارات را داد ؟ والا من وطن فروش تر از رضا شاه آنزمان سراغ ندارم
من اصلا علاقه ای به کامنت گذاشتن ندارم اما بعضی حرف ها را هیچ جوره نمی شود نادیده گرفت!
رضا شاه اگر روی زمین می خوابید به خاطر عقب ماندگی اش بود. همچنان که برای فرزندانش همسر تعیین می کرد و پدرسالاری می کرد و ...
در کل یک انسان با درک و شعور سنتی بود که ظاهر مدرن از خودش می ساخت و می خواست خودش را رنگ غربی ها کند ولی عملا از اینکه فرهنگ و تمدن غرب چه بود هیچ نمی دانست
این خدمتاش هم که دائم می گویید توی سرش بخورد! او ریشه دموکراسی در ایران را خشکاند. خدماتش بیشتر شبیه یک ارباب است که ملک خودش را آباد می خواهد! مگر ایران ملک پدرش بود؟
قبل از او حکومت قاجار ضعیف بود و فقط به سلطنت رضایت داده بود و سهمی در حاکمیت نمی خواست. روحانیت یک موضع سنتی داشت که قابلیت حک.مت سیاسی را در خود نمی دید...
ایران یک مجلس توپا داشت که می رفت تا جامعه سنتی و شبکه ای ایران را به صورت شکل مدرنش تجسم دهد (که در این میان روشنفکران هم سهمی داشتند). او این حرکت واقعی پیشرفت را متوقف کرد و در عوض شروع به بزک کردن احمقانه شهرها و مردم ایران به سبک اروپایی کرد. اما ای دوستان که از خدماتش می گویید اگر بخواهم مثالی بزنم که شاید به خود بیاییید او یک زیبایی باطنی را که در حال بروز بود به گند کشاند و به جایش با یک آرایش نخ نما روی آن را تف مال کرد. این آرایش نمی ماند (رو به زوال است) اما آن زیبایی ماندگار و پایدار بود.
این وطن پرستیش هم که به نظر من همانگونه که گفتم مثل ارباب و ملک است، نظر شما را هم که قبول کنیم که عشقش و علاقه اش به ایران بود (هیچ کس نمی تواند از نیات کسی آگاه باشد) باز هم دوستیش مثل دوستی خاله خرسه بود.
قتل که به کنار، اگه اشتباه نکنم حتی اولین سوء قصد(نافرجام) هم بعد از رضا شاه بود:-(
رضا شاه ادم مستبدی بوده ولی خدماتش زیاد بود ....
رضا شاه هنگام خوابیدن روی زمین میخوابید تا بفهمه مردمش با چه سختی های در زندگیشون روبه رو بودن ..تا درکشون بکنه..:-)
این داستان استبداد هم فکر کنم ید طولانی داره در تاریخ ایران!