رسته‌ها
سمفونی مردگان
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 509 رای
نویسنده:
عباس معروفی
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 509 رای
برنده جایزه سال ۲۰۰۱ ( بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ)

ساعت آقای درستکار بیش از سی سال است که از کار افتاده؛ در ساعت پنج و نیم بعداز ظهر تیر ماه سال ۱۳۲۵. ساعت سر در کلیسا سالها پیش از کار افتاده بود و ساعت اورهان را مردی با خود برده است؛ اما زمان همچنان می گردد و ویرانی به بار می آورد.
سمفونی مردگان، رمان بسیار ستوده شده عباس معروفی، حکایت شوربختی مردمانی است که مرگی مدام را بر دوش می کشند و در جنون ادامه می یابند، در وصف این رمان بسیار نوشته اند و بسیار خواهند نوشت؛ و با این همه پرسش برخاسته از این متن تا همیشه برپاست؛ پرسشی که پاسخ در خلوت تک تک مخاطبان را می طلبد:
کدام یک از ما آیدینی پیش رو نداشته است، روح هنرمندی که به کسوت سوجی دیوانه اش درآورده ایم، به قتلگاهش برده ایم و با این همه او را جسته ایم و تنها و تنها در ذهن او زنده مانده ایم. کدام یک از ما؟
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
370
آپلود شده توسط:
libraziti
libraziti
1389/11/08

کتاب‌های مشابه

افسانه گلبابا
افسانه گلبابا
5 امتیاز
از 2 رای
The Bear and the Dragon
The Bear and the Dragon
0 امتیاز
از 0 رای
کلیات اسکندر نامه - جلد 4
کلیات اسکندر نامه - جلد 4
4.7 امتیاز
از 24 رای
جام جمشید
جام جمشید
4.3 امتیاز
از 21 رای
The Gilded Age
The Gilded Age
5 امتیاز
از 4 رای
پشت دیوارهای حرمسرا - جلد ۱
پشت دیوارهای حرمسرا - جلد ۱
4.8 امتیاز
از 26 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی سمفونی مردگان

تعداد دیدگاه‌ها:
157
نقل از کتاب نقد و تفسیر آثار عباس معروفی :
انتشار نخستین چاپ رمان سمفونی مردگان بعد از چند دهه رکود و بحران در ادبیات داستانی معاصر ایران، بدیهی بود که موجی از نقدها و نظرها را به دنبال خواهد داشت و متاسفانه این نقدها و نظرها – چه مکتوب و چه غیر مکتوب - گاه از روی هیجان مطرح می شدند و به همین دلیل نیز چندان اغلب منطقی نبودند. برخی آن را با خشم و هیاهوی فالکنر مقایسه کردند و به تحسین و تمجید نشستند و برخی نیز به همین دلیل آن را نکوهش کرده و کپی و تقلیدی صرف از خشم و هیاهو دانستند. اولیها دچار احساسات و دومیها – اگر نگوییم حسادت- تا حدودی دچار از خود بیگانگی و خود باختگی بودند. تردیدی نیست که معروفی ، مجذوب آثار ویلیام فالکنر است و در فصلهای بعد با آنالیز گام به گام آثار او نشانه هایی از این دست خواهیم دید، ولی تخیل خلاق نویسنده را در اثر شگفت انگیز سنفونی مردگان نادیده گرفتن نهایت غرض ورزی و بی انصافی است. به راستی اگر منتقدین فوق خشم و هیاهو و همچنین سنفونی مردگان را با دقت و وسواس بیشتری مطالعه می کردند هرگز دچار چنین اشتباهی نمی شدند. تصور عموم بر این است که هر اثری جایزه نوبل دریافت کرد شاهکار ادبی است و نویسنده اش نابغه است، و در این مورد حتی یک لحظه به خود تردید راه نمی دهیم که چه بسا قرعهء این جایزه صرفا از روی رابطه و یا مسائل پشت پرده ای که ممکن است وجود داشته باشد و یا حتی مسائل سیاسی، به نام یک نویسنده افتاده باشد. یک داور صالح و صادق کافی است پس از بررسی بخش نخست خشم و هیاهو ، آن را به کلی کنار گذاشته و دیگر ادامه ندهد. بخش اول رمان خشم و هیاهو را ا گر کسی جز فالکنر نگاشته بود قطعا با سردی و بی اعتنایی از کنار آن می گذشتیم . گیرم که بنجامین _ راوی بخش نخست رمان _ هم لال است و هم عقب افتادهء ذهنی - اما این مسئله نمی تواند دلیل و مجوزی برای نویسنده باشد که خودش را از همهء قید و بندها رها کرده و همان گونه که یک عقب افتادهء ذهنی ممکن است قلم فرسایی کند، رمانش را بنویسد. نویسنده دارای ابزاری است که به اتکا آن می تواند تمام تنگناهای تکنیکی اثرش را با موفقیت پشت سر بگذارد و به همین دلیل اگر نام فالکنر از روی رمان خشم و هیاهو حذف شود، هر منتقدی بخش نخست این اثر را بخواند - اگر نگوید که آن را یک عقب افتاده ذهنی نوشته است، قطعا خواهد گفت کودکی که تازه خواندن و نوشتن را فراگرفته به رشته تحریر در آورده است و این ضعف اساسی رمان است. ضعفی که عباس معروفی در سنفونی مردگان با ترفندهای خاص خودش، به خوبی و زیبایی مانع از بروز آن شده و این یعنی شگفتی و خلاقیت .
تأثیر پذیرفتن از آثار دیگران امری بسیار عادیست و بهیچ وجه نقطه ضعف نویسنده نیست(!)
عباس معروفي در اين رمان تحت تاثير رمان خشم و هياهو اثر ويليام فاكنر است. هر چند بقدرت آن نمي رسد ولي نويد آثر خوب او، سال بلوا در اين ديده مي شود
ممنونم دوست عزيز.منبعي در كار نيست.نقد خودم بود.
Rockstone1 ممنون
خیلی چیز یاد گرفتم
میشه منبعتون رو هم معرفی کنید؟
راستی یه پیشنهاد به مدیران!
نمیشه جای این "گذارش تخلف" ، گزارش تشکر میذاشتین؟
شاید یکی اینا رو با هم اشتباه بگیره !
ادبيات اقليت
ژيل دلوز در يكي از آثار خود، ادبيات اقليت را اينگونه تعريف ميكند: "نوشتن به زبان غير خودي" چنين نوشتاري ناگفته پيداست كه با زبان ادبي خود دچار مشكل و درگيري است. خواسته و ناخواسته مجبور به تخريب زبان مذكور است. چنانچه ميبينيم معروفي هنگامي كه به توصيف جغرافياي اردبيل ميپردازد، زبان فارسي را براي اين توصيف ناكارآمد ميبيند. جملات با يكديگر همخواني ندارند و در بسياري از مواقع كلنجار نويسنده با زبان كاملا مشخص است. و همين امر مجددا مفهوم سمفوني را به زير سؤال ميبرد. البته نويسنده به گونه اي منفعلانه با اين مشكل برخورد نميكند و در عين گرفتار بودن در زبان، آن را آلوده ميسازد. خواننده آشنا به زبان توركي در دم متوجه ميشود كه جملات نوشته شده به زبان فارسي، از ساختار ديگري تبعيت ميكند، كه آن همان زبان اصلي نويسنده است.
نكته ديگري كه بايد به آن توجه كرد، خود ارجاع بودن اثر است. يعني هنر درباره هنر. آيدين كه سايه نويسنده در داستان است، دو منبع الهام خود را با حماقت و تحجر اجتماع و خانواده و اطرافيان از دست ميدهد. اولي آيدا، و دومي معشوقه ارمني اش. آيدا كه معناي تحت الفظي آن به زبان توركي "در ماه" با اسم آيدين كه آن نيز "روشنايي"و "زلالي" معنا ميدهد و يادآور آب است، كاملا همخوان اند. چنانكه ماه از قديم الايام منبع هنرمندان به شمار ميرفت و در وصف انعكاس تصوير ماه در آب و يا روشنايي آن شعرها سروده شد. معروفي با به تصوير كشيدن آيدا و آيدين به عنوان مكمل يكديگر،به خود مفهوم زيبايي ميپردازد كه چگونه به گونه اي تراژيك نابود مي شود. موتيف سمفوني مجددا تكرار ميشود. با مرگ آيدا مبناي اين سمفوني و هماهنگي نيز نابود ميگردد. منبع الهام دوم آيدين، دختر ارمني است كه همچون منيژه در چاه زندگي بيژن، سربرمي آورد.( لازم به ذكر است كه آيدين در زيرزمين تاريكي كار ميكند كه هر روز اين دختر او را از پنجره كوچك بالاي آن دخمه نظاره ميكند و يادآور اسطوره عاشقانه بيژن و منيژه است.)موتيف اسطوره دومين گناه بشر يعني "برادركشي" نيز در داستان، مجددا تكرار ميگردد و اصولا داستان، با آيه اي از قرآن در مورد قتل هابيل به دست قابيل، آغاز ميشود. باز هم بايد به علت اين برادركشي بيشتر توجه كرد. چراكه قابيل به دليل مسائل مالي و حسادت به زن زيباي هابيل بود كه او را به قتل رساند. اگرچه آيدين به دست اورهان كشته نميشود، اما هميشه اين سايه مرگ به دنبال او در حركت است. سقوط يوسف به علت ورود نيروهاي متخاصم نيز يادآور سقوط يوسف پيامبر در چاه است و موتيف ديگر اين سمفوني را شكل مي دهد. اما يكي سمبل زيبايي است و ديگري تجسم انزجار.
سمفوني مردگان: همنوايي ناموزون
اگرچه منتقدان بسياري در حوزه ادبيات تطبيقي، اين اثر را با خشم و هياهوي ويليام فاكنر، برنده جايزه نوبل مقايسه كردند، اما اين اثر معروفي به خودي خود داراي نقاط قوتي است كه حتي اثر فاكنر نيز فاقد آن است. اگر بخواهيم از ديدگاه فرماليستي به اثر نگاهي بيندازيم، خواهيم ديد كه ساختار كلي اثر به گونه اي آيرونيك مطالب زيادي براي گفتن دارد. همانطور كه از عنوان اثر پيداست، خواننده به درون دنيايي كشيده ميشود كه نه تنها در آن هماهنگي وجود ندارد، بلكه بي نظمي در تك تك شخصيت هاي اثر سايه افكنده است و اگر به ريشه موسيقيايي اثر نگاهي بيندازيم، متوجه خواهيم شد كه سمفوني قطعه موسيقي اي است كه براي اجراي زنده نگاشته ميشود و همچنين موسيقي سمفوني داراي هارموني و همنوايي است و از موتيف هاي مختلف (light motif) تشكيل شده است. اگر چه اين داستان به چهار بخش متفاوت تقسيم بندي شده است، و به ظاهر هر يك از موومان ها كامل كننده روايت داستاني است، اما عملا بي نظمي در زندگي تك تك شخصيت ها در جريان است. شخصيت هايي كه يا مرده اند و يا عملا فرقي با مردگان ندارند و هيچ نشاني از اجراي زنده كه مبنا و بنيان سمفوني است در آنها وجود ندارد. به همين خاطر است كه معروفي در اين داستان به تكنيك جريان سيال ذهن روي مي آورد كه اين عدم هماهنگي را به بهترين نحو به تصوير ميكشد.
جريان سيال ذهن چيست؟ اين جريان در نتيجه اعتراض هنرمندان اوايل قرن بيستم به مكتب رئاليسم بود. مكتب رئاليسم كه محصول برآمدن طبقه متوسط در اجتماع اروپا بود، به ادبياتي روي آورد كه عملا ميتوان آن را پوزيتيويسم ادبي ناميد، يعني روايت داستان و يا تاريخ در قالب علت و معلول. تأثير دكارت و جمله معروف او كه " من مي انديشم، پس هستم" در اين جريان كاملا مشخص بود. (دكارت و اخلاف مدرن او بر اين اعتقاد بودند كه تنها از راه يك عمل و كنش است كه ميتوان وجود خود را ثابت كرد، انديشيدن اولين كنشي است كه فرد ميتواند به اثبات وجود خود نائل شود) در حاليكه نويسندگان اين جريان، در مقابل چنين تفكري واكنش نشان ميدادند. علت ديگر برآمدن جريان سيال ذهن در ادبيات، انديشه و آموزه هاي فرويد بود. اما دليل اصلي آن را ميتوان همان طبقه متوسطي دانست كه خواهان آن بودند كه در پشت قفسه هاي كتاب براي خود شخصيت سازي كنند. در حاليكه دستانشان به خون قرن ها جنايت چه به صورت استعمار و چه به صورت سركوب و چه به صورت جنگ جهاني آلوده بود. نويسنده با روي آوردن به اين تكنيك، عملا خوانندگان طبقه متوسط را به مسخره ميگيرد و ذهن كودن آنها را به باد تمسخر ميگيرد. به عنوان مثال، جويس هدف خود را از نوشتن رمان يوليسس مسخره كردن خواننده و منتقد بيان ميكند. شايد همه اين موارد در اثر بزرگ معروفي كاملا عيان باشد.
ziad jazzab nabud, albatte 2 sal pish khundamesh. mikham ie bar dg bekhunam bebinam chera be nazare dgaran kheili khube...
مگه این امتیاز ها ارزشی داره؟
اگه تموم هم بشه خب یه اکانت دیگه درست میکنیم دیگه، نه؟

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
سمفونی مردگان
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک