درباره من
سپس خورشید، خون آلود با صدای مهیب ضربه ای به سرش و بیش از این دقیقاً دیگر هیچ چیزی را ندید.
آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
1
تعداد دیدگاهها:
5
سن:
37 سال و 2 ماه و 3 هفته و 5 روز
سن کتابناکی:
16 سال و 1 ماه و 2 هفته و 2 روز
مکان:
نامشخص
نویسندههای مورد علاقه
نویسندهای انتخاب نشده
آخرین دیدگاهها
Rockstone1 ممنون
خیلی چیز یاد گرفتم
میشه منبعتون رو هم معرفی کنید؟
راستی یه پیشنهاد به مدیران!
نمیشه جای این "گذارش تخلف" ، گزارش تشکر میذاشتین؟
شاید یکی اینا رو با هم اشتباه بگیره !
در سمفونی مردگان
· 16 سال پیش
0 نفر
مگه این امتیاز ها ارزشی داره؟
اگه تموم هم بشه خب یه اکانت دیگه درست میکنیم دیگه، نه؟
در سمفونی مردگان
· 16 سال پیش
0 نفر
"چرا داستان نباید قابل باور باشه؟چون به نظر شما زیادی سیاهه؟خیلی از آدم ها زندگی خیلی بدی دارند."
همون طور که خودتون اشاره کردید، نویسنده داستان به آیدین شخصیتی آسیب پذیر میده در عین حال بلا های زیادی سرش میاره!
از طرفی نویسنده تصمیم داره تاثیر نزدیکان کوته فکر رو روی زندگی آیدین نشون بده. به همین دلیل کمی حق داره که آیدینش رو نسبت به افراد معمول جامعه، تاثیر پذیر تر نشون بده و در عین حال ضربه هایی رو از طرف دیگر کاراکتر ها بهش وارد کنه. اما تا چه حد؟
کمی که دقت کنید میبینید از یه جاهایی به بعد نویسنده دیگه آسیبشناسی نمیکنه، میخواد تراژدی خلق کنه! اونم به هر قیمتی! قتل ها و مرگ ها و جنون و ..... . از نظر من همین ناپیوستگی عامل سیاهی و ناباوری داستان میشه.
درسته که خیلی از این اتفاقات بد رو تو اوایل کتاب هم شاهد هستیم، اما آیدین و اورهان باز هم نگاه به آینده رو حفظ میکنند. راه برگشتشون بازه و....، اما از یه جایی به بعد دیگه هیچ راهی برای بهتر کردن اوضاع نیست. قتل. جنون . مرگ .
شاید باور نکنید، اما من هرجا اسم کلاغ یا قارقارشو میشنوم، یاد برف میفتم!
یاد مردی میفتم که خودشو تو آب دار زد! تا شاید خواننده کتاب بتونه به این باور برسه که هر اورهانی پایانی داره!
در سمفونی مردگان
· 16 سال پیش
0 نفر
راستش من منظورم از سیاهی، جنبه دینی قضیه نبود.
حس امیدواری به آینده رو میگفتم.
من به شخصه چیزی در مورد جریان سیال خیال و نقد ادبی و فضاسازی و ... نمیدونم
راستش یکی از دوستانم که ادبیات میخونه بهم چند تا کتاب معرفی کرده که به قول خودش برا کسانی که تازه کارند (در نقد) خوبه. اگه خوندم چشم، به شخصه هر چی یاد گرفتم میام میگم. یه نکته جالب در مورد بچه های رشته ادبیات اینه که من فکر میکردم اینا با گرفتن لیسانس یا فوق لیسانس کلی راه برای شعر گفتن و داستان نویسی بلدند و دکتراهاشون دیگه نویسنده ای میشن برا خودشون!!! اما اینطور نبود. با همین دوستم که صحبت میکردم متوجه شدم اینها بیشتر رو جنبه های تحلیل و نقد و بررسی روانشناختی و تاریخی و فلسفی و .... اثر تمرکز دارند و این که شاعر یا نویسنده بشن به ذوق شخصی خودشون برمیگرده و به بیان دیگه چیزی تو دانشگاه بهشون درس داده نمیشه! من نمیدونستم اینجوریه، گفتم تا شما هم بدونید.
در سمفونی مردگان
· 16 سال پیش
0 نفر
من احساس میکنم آقای معروفی کمی بدبین هستند. فضایی که ایشون خلق کردند، بیش از حد سیاه شده.
البته ایشون میخوان آیدینشون رو به عنوان کسی نشون بدن که زندگیش به خاطر کوته فکری های افراد جامعه، از نزدیکترین اعضای خانواده بگیر تا دوستان خانوادگی ، نابود شده. استعداد هایی که به آتش کشیده شده و ....
ولی ایشون نتونسته حس امید به تغییر این وضع رو در خواننده به وجود بیاره. بر عکس، همون موقع که فکر میکنی آیدین داره به یه زندگی ایده آل میرسه (ماجرای کلیسا و ...)، یک دفعه با روانپریشی ناشی از مرگ نامزدش روبرو میشود (اسم اون دختر رو یادم نمیاد. کتاب رو چندین ماه پیش خوندم). بماند که به نظر من اون فصلی که بعد از این حادثه نگاشته میشه زیباترین قسمت کتاب هستش! (جریان سیال ذهن)، ولی خواننده با چنین اتفاقی ناباوری بیشتری پیدا میکنه نسبت به کل روند داستان. باور پذیر بودن خیلی مهمه.
گویا اکثر کتابهای ایشون اینطور هستش. من که ترجیه میدم تا وقتی وضعیت روحی خوبی پیدا نکردم سراغ کتاب دیگه ای از ایشون نرم.
نکته دیگه این که من و چند تا از دور و بری هام بعضی از چنین مشکلاتی رو در روند زندگیمون داشتیم (نه به این غلظت)، اما برای حلش همیشه راه حل هایی بوده (گاهی خیلی واضح نمیشد اون راهها رو دید، ولی همیشه اونجاست)، ولی در این رمان شما شاهد این هستید که راه های پیش روی آیدین بسیار کم، به جاش اورهان میتونه تصمیم گیری های بیشتری بکنه که اکثراً به خطا میره، همین خودش نوعی تبعیض هستش که نویسنده داره بین شخصیت هاش قائل میشه! چرا ؟ برای این که بدبختی آیدین رو بیشتر به رخ بکشه؟ از نظر من این یک ضعف هستش. نمونه بارز این مشکل رو برای برادر بیمارشون هم میبینید.
نتیجه من از این حرفا اینه که: این رمان برای اورهان ها و پدر و مادر ها و ... هر کسی نوشته شده که میتونه زندگی کسانی رو شبیه به زندگی آیدین کنه. مشکلش هم اینجاست که حرف زیادی برای ایدین ها نداره. این سکوت خیلی تلخ تر از سرنوشت نامعلوم آیدین هستش. یعنی معروفی عقیده داره راهی نیست؟ یا جامعه و فرهنگ اجتماعی عوض میشه و یا هیچ؟ من بعید میدونم. شما چی؟
در سمفونی مردگان
· 16 سال پیش
0 نفر