رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.4
با 32 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.4
با 32 رای
✔کتاب مجموعه 9 داستان کوتاه است که در اکثر داستان ها به دوران جنگ ایران و عراق اشاره می کند و از اضطراب و صدمات جنگ حرف می زند و نام کتاب اشاره ای به فضای کلی داستانهاست .

نقطه کور : مردی که در دوران بازسازی به آبادان بازگشته .
سکته ناقص : مردی که در بمباران سکته می کند ولی در سردخانه دوباره به هوش می آید .
دوری از عزیزان : رمدی که 4 فرزندش در آمریکا هستند و در گلستان شهدا زنی را بالای قبر 4 براردش می بیند . این از اون داستان های سطحی و اعصاب خردکن بود .
اعانه : زنی که می گوید شوهرش ارثش را به بسیج بخشیده ولی او اکنون تنگ دست و نیازمند است .
مصاحبه : صاحبه گرهای زمان جنگ با سوال های تخصصی از روستاییان پیر
مرغ های عشق در بمباران : سه مرغ در قفسی هستند که یکی از آنها موجی می شود . راوی این داستان جلال آریان است .
سنت درخونگاه : دایی مهدی بعد از سال ها از فرنگ برگشته و اکنون سنت قمه زنی باید بر روی او اجرا شود . این داستانش بهتر از همه بود .
زن آل بوتاوه : زن عرب دست فروشی که پدر بزرگ با ماهی تابه داغ گناهکار را تشخیص می داده . راوی این داستان جلال آریان است .
گزارش : تکنسین پالایشگاه که سعی دارد زن و بچه اش را از بمباران ها دور کند و خودش اسیر می شود

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
176
حجم:
2 MB
آپلود شده توسط:
@hntehran
1391/10/02
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی نمادهای دشت مشوش

تعداد دیدگاه‌ها:
26
کتاب مجموعه 9 داستان کوتاه از آقای فصیح است که توی اکثر داستان ها به دوران جنگ ایران و عراق اشاره می کنه و از اضطراب و صدمات جنگ حرف می زنه و نام کتاب اشاره ای به فضای کلی داستانهاست .

نقطه کور : مردی که در دوران بازسازی به آبادان بازگشته .
سکته ناقص : مردی که در بمباران سکته می کند ولی در سردخانه دوباره به هوش می آید .
دوری از عزیزان : رمدی که 4 فرزندش در آمریکا هستند و در گلستان شهدا زنی را بالای قبر 4 براردش می بیند . این از اون داستان های سطحی و اعصاب خردکن بود .
اعانه : زنی که می گوید شوهرش ارثش را به بسیج بخشیده ولی او اکنون تنگ دست و نیازمند است .
مصاحبه : صاحبه گرهای زمان جنگ با سوال های تخصصی از روستاییان پیر
مرغ های عشق در بمباران : سه مرغ در قفسی هستند که یکی از آنها موجی می شود . راوی این داستان جلال آریان است .
سنت درخونگاه : دایی مهدی بعد از سال ها از فرنگ برگشته و اکنون سنت قمه زنی باید بر روی او اجرا شود . این داستانش بهتر از همه بود .
زن آل بوتاوه : زن عرب دست فروشی که پدر بزرگ با ماهی تابه داغ گناهکار را تشخیص می داده . راوی این داستان جلال آریان است .
گزارش : تکنسین پالایشگاه که سعی دارد زن و بچه اش را از بمباران ها دور کند و خودش اسیر می شود .


آقای فصیح توی آمریکا در رشته شیمی تحصیل کردند و علاوه بر اون لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی هم دارند
وااااااای خدای من
این صفحه چه خاطراتی رو واسم زنده کرد،اینجاست که باید از ته دل گفت یادش به خیر.....بچه ها کجایین؟تورو خدا. دوباره بیاین....
[quote='tankamanee']اینجا چه خاطراتی هست .....:(
یادت بخیر شبهای که [i][b]ملا[/b][/i] ، کاوه ، آرمین جون، باران،حسین ، هانیه، [u][b]آتیفرد[/b][/u]،آندو ،navaa، ندا300 ،، [u][b]تردید[/b][/u] ،من، نیوشا،کیلر، کارگاه گل سرخ، faktab،کله کتابی و ...بودند دور هم جمع بودیم و بحث میکردیم ...[/quote]

جایشان خالیست ...
ما هم فقط حسرت نبودشونو میتونیم بخوریم! :((
کاش ماهم بودیم و از محضرشون بیشتر مستفیض میشدیم

اینجا چه خاطراتی هست .....:(
[b]یادت بخیر شبهای که ملا ، کاوه ، آرمین جون، باران،حسین ، هانیه، آتیفرد،آندو ،navaa، ندا300 ،، تردید،من، نیوشا،کیلر، کارگاه گل سرخ، faktab،کله کتابی و ...بودند دور هم جمع بودیم و بحث میکردیم ...[/b]
سلام چه حیف هیچ یک ازکتابها رانمی شود دانلود کرد.
[quote='Molla nasredin'] حیف است، مو جود به این نازنینی، نگاه کنید ........... [i]این دیدگاه در تاریخ 1391/10/02 توسط saraab ویرایش شده است[/i] [/quote]

[b]بهترین قسمتهایش را ویرایش کردند! البته این قسمتها رو من در حالت خلسه و سماع نوشتم کمی شاید کفرآمیز بوده.

ممنون از همه.[/b]
[quote='hgh_h986']نقل قول از arminjoon:دوستان عزیز می توانند نشانگر موس خود را از قسمت موافقت برای لال شدن این جانب بردارند،آقا ما لال شدیمب
به خدا اگه منظور از اون لایک لال شدن بوده باشه...موافقت با جنجال آفرینى شما بود, وگرنه من یکى اصلا جرات جسارت در محضر شما رو ندارم....[/quote]
بنده هم ، همینطور ( کلا من نوعی تیک عجیب در زدن تکمه موافق دارم)
[quote='arminjoon']دوستان عزیز می توانند نشانگر موس خود را از قسمت موافقت برای لال شدن این جانب بردارند،آقا ما لال شدیمب[/quote]
به خدا اگه منظور از اون لایک لال شدن بوده باشه...موافقت با جنجال آفرینى شما بود, وگرنه من یکى اصلا جرات جسارت در محضر شما رو ندارم....
[quote='khar tu khar']از اما اگر باز هم انتظار داری ( و انتظار دارند ) که برای کتابها توضیح بگذارم همین جا میگویم که نگذاشتن توضیح را بزنید به حساب بیسوادی و بیشعوری من .اینجا با سواد و با شعور فراوان داریم . گذاشتن توضیح کتاب را به عهده بگیرند .والسلام[/quote]

[b]حالا یک موجود باحال پیدا شد بین این همه مخلوقات گونه گون که دارد را برای ثواب و کسب و امتیاز نشان می دهد، می خواهید بپرانیدش!!!

حاجی من خودم می توضیحم! حیف سوادم یاری نمیکند. به خدا حسرت می خورم قدر کسی چون خر اندر خر کبیر را نمی دانیم. حیف است، مو جود به این نازنینی، نگاه کنید .....


......، حق به جانب توست. نه تنها آرمین جون عزیز بلکه سایر دوستان دیگر هم باید برای اعتلای تارنمای فخیمه ی کتابناک بتلاشند.[/b]

[edit=saraab]1391/10/02[/edit]
دوستان لطفا بحث را تمام کنید وگرنه طبق قانون سایت با شما برخورد خواهد شد
و تمام نظرات گرانبهایتان حذف خواهم کرد..:D:D:D
ما مخلص همگی هم هستیم:x:x:x:x
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.