رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 3.9
با 41 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 3.9
با 41 رای
از خستگی نا نداشتیم. آنقدر با فرشته راه رفته بودیم که عینهو دور از جوون میت بی حال و بی رمق رسیدم خانه. کلید که انداختم همه خانه رو سرم خراب شد. علی با بچه ها نیومده بود. بدون اینکه کیف و وسایلم را جایی بذارم رفتم سراغ تلفن. مامان سلام....علی نیومده؟... نگفته کی کارش تموم می شه؟ امشبم دیرمیاد من که گفته بودم.... ای وای مامان پس من الان خودم میام سراغ بچه ها...... نه مامان قربونت آقاجونم خسته است....صفحه های دفتری را که دستش بود آنقدر تند و با اطمینان ورق زد که انگار تمام آن دفتر را حفظ کرده. موزیک ملایمی شنیده میشد. خیلی ملایم. بعد ناگهان عین ارشمیدس بعد از حمام فریاد زد: بله خوب گوش بدین این بچه یازده ساله توی این قسمت از دفترچه چی نوشته! و با تمام احساس شروع کرد به خواندن....دیگر ترس از مرز خود گذشته بود و به لرز تبدیل شده بود. با خوف تمام از پله ها پایین آمدم. مردها مثل اینکه به طبقه دوم رفته بودند. راهم را گرفتم و از ساختمان خارج شدم. آمبولانس دم در منتظر بود. آقای سیروسی، مسئول دستگیری بیماران روانی فراوانی. باز هم تیمارستان! از این دیوانه خانه که بهتر است!

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
33
حجم:
4 MB
آپلود شده توسط:
رضا ادیب
1388/06/13
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی ضد اعتراف

تعداد دیدگاه‌ها:
5
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.