دن کیشوت - جلد ۱
با مقدمه: دکتر میترا
رمان دن کیشوت اثر میگل دو سروانتس Miguel de Cervantes یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین آثار تاریخ ادبیات جهان است. بخش نخست این رمان در سال ۱۶۰۵ و بخش دوم آن در سال ۱۶۱۵ منتشر شد و بسیاری از پژوهشگران آن را نخستین رمان مدرن جهان میدانند. سروانتس در این اثر با نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق، به نقد رمانهای پهلوانی رایج زمان خود میپردازد، اما در نهایت اثری میآفریند که از مرز یک هجویه فراتر میرود و به کاوشی درباره آرمانگرایی، واقعیت، انسان و جامعه تبدیل میشود.
داستان درباره نجیبزادهای میانسال به نام آلونسو کیخانو است که بر اثر مطالعه افراطی داستانهای پهلوانی، خود را شوالهای سرگردان میپندارد و با نام «دن کیشوت» برای برقراری عدالت و دفاع از مظلومان راهی سفر میشود. او در این ماجراجوییها، آسیابهای بادی را غول، مهمانخانهها را قلعه و افراد عادی را شخصیتهای افسانهای تصور میکند. همراه وفادارش، سانچو پانزا، که مردی روستایی و واقعبین است، تضادی جذاب با شخصیت خیالپرداز دن کیشوت ایجاد میکند و گفتوگوها و ماجراهای این دو، بخش مهمی از جذابیت رمان را شکل میدهد.
دن کیشوت اثری چندلایه است که هم میتوان آن را داستانی طنز و سرگرمکننده خواند و هم اثری فلسفی درباره تقابل رویا و واقعیت، شکست آرمانها، قدرت تخیل و معنای انسان بودن. شخصیت اصلی، با وجود اشتباهات و توهماتش، نماد انسانی است که حاضر نیست در برابر ابتذال و بیعدالتی تسلیم شود و همین ویژگی باعث شده است که در طول قرنها به یکی از ماندگارترین شخصیتهای ادبیات جهان تبدیل شود.
این رمان تاثیر عمیقی بر ادبیات اروپا و جهان گذاشته و نویسندگانی چون فئودور داستایفسکی، گوستاو فلوبر، فرانتس کافکا، جیمز جویس و خوره لوئیس بورخس از آن الهام گرفتهاند. دن کیشوت امروزه نهتنها یکی از شاهکارهای ادبیات اسپانیا، بلکه از ستونهای اصلی ادبیات کلاسیک جهان به شمار میرود و بارها به زبانهای مختلف ترجمه و به فیلم، نمایش، اپرا و آثار هنری گوناگون اقتباس شده است.
رمان دن کیشوت اثر میگل دو سروانتس Miguel de Cervantes یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین آثار تاریخ ادبیات جهان است. بخش نخست این رمان در سال ۱۶۰۵ و بخش دوم آن در سال ۱۶۱۵ منتشر شد و بسیاری از پژوهشگران آن را نخستین رمان مدرن جهان میدانند. سروانتس در این اثر با نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق، به نقد رمانهای پهلوانی رایج زمان خود میپردازد، اما در نهایت اثری میآفریند که از مرز یک هجویه فراتر میرود و به کاوشی درباره آرمانگرایی، واقعیت، انسان و جامعه تبدیل میشود.
داستان درباره نجیبزادهای میانسال به نام آلونسو کیخانو است که بر اثر مطالعه افراطی داستانهای پهلوانی، خود را شوالهای سرگردان میپندارد و با نام «دن کیشوت» برای برقراری عدالت و دفاع از مظلومان راهی سفر میشود. او در این ماجراجوییها، آسیابهای بادی را غول، مهمانخانهها را قلعه و افراد عادی را شخصیتهای افسانهای تصور میکند. همراه وفادارش، سانچو پانزا، که مردی روستایی و واقعبین است، تضادی جذاب با شخصیت خیالپرداز دن کیشوت ایجاد میکند و گفتوگوها و ماجراهای این دو، بخش مهمی از جذابیت رمان را شکل میدهد.
دن کیشوت اثری چندلایه است که هم میتوان آن را داستانی طنز و سرگرمکننده خواند و هم اثری فلسفی درباره تقابل رویا و واقعیت، شکست آرمانها، قدرت تخیل و معنای انسان بودن. شخصیت اصلی، با وجود اشتباهات و توهماتش، نماد انسانی است که حاضر نیست در برابر ابتذال و بیعدالتی تسلیم شود و همین ویژگی باعث شده است که در طول قرنها به یکی از ماندگارترین شخصیتهای ادبیات جهان تبدیل شود.
این رمان تاثیر عمیقی بر ادبیات اروپا و جهان گذاشته و نویسندگانی چون فئودور داستایفسکی، گوستاو فلوبر، فرانتس کافکا، جیمز جویس و خوره لوئیس بورخس از آن الهام گرفتهاند. دن کیشوت امروزه نهتنها یکی از شاهکارهای ادبیات اسپانیا، بلکه از ستونهای اصلی ادبیات کلاسیک جهان به شمار میرود و بارها به زبانهای مختلف ترجمه و به فیلم، نمایش، اپرا و آثار هنری گوناگون اقتباس شده است.
آپلود شده توسط:
khar tu khar
1391/11/19
دیدگاههای کتاب الکترونیکی دن کیشوت - جلد ۱
صداقت، جوانمردی، یکرنگی، مسئولیت پذیری، عدالت، راستی و درستی، ایستادن در برابر ظلم، دفاع از مظلوم، ترک گفتن غرور و خودپسندی ....
مگر میشود اینها فقط مربوط به عصر و دوره ای خاص از تاریخ بشر باشند؟ مگر میشود عصر انسانیت \"به سر آید\"؟ انسان بدون اینها چیست؟
رمان دن کیشوت، به وسیله داستانی بسیار گیرا، جاندار و نشاط بخش، به ما نشان میدهد که:
_ عصر جدید بطور بیسابقه ای انسان را به دشمن انسان تبدیل میکند، هر روز سجایای نیک انسانی زیرپای انسان له میشوند و زشتی و ابتذال تشویق میشود.
_ اولین واکنش انسان صاحب وجدان دربرابر این خصلت عصر جدید، پناه بردن به وسایل و افکار و عقاید عصر گذشته است.
_ اما این واکنش خام و ناپخته است، چون با آفریده های عصر کهن نمیتوان عصر جدید را انسانی کرد. این کار مثل جنگیدن با آسیابهای بادی است.
دن کیشوت هرگز در برابر واقعیت عصر خودش کور نبود. هرکس رمان را با دقت بخواند به این موضوع پی میبرد. دن کیشوت اتفاقا مشکلات عصر خود را بهتر از همه میبیند، اما مشکل خودش این است که برای حل آنها به راه حلهای \"آمادیس\" و \"عصر طلایی\" گذشته متوسل میشود.
بزرگی رمان دن کیشوت بخاطر کشف زودهنگام یکی از ویژگیهای جامعه مدرن است. در این جامعه، انسان، بخاطر گسترش بیسابقه زشتی و ناپاکی و بیعدالتی در جهان، مدام به گذشته پناه میبرد و مدام از گذشتگان مدد میجوید. و به همین خاطر مدام ناکام میماند و در برابر واقعیت جهنمی سر تسلیم فرود میآورد.
دکارت: \"همچون افرادی که هرگز از مملکت بومی خوشان بیرون نرفته اند، هر چه را که با آنان تفاوت دارد، زشت ندانیم و ریشخند نکنیم. اما آنان که بسیار طولانی سفر می کنند، کارشان به غریب شدن در وطن خودشان می انجامد و کسانی که با کنجکاوی بسیار اعمال قدما را مطالعه می کنند از آنچه همه روز در میان خودمان می گذرد، غافل می مانند. از چیزهایی که نمی شود اتفاق افتاده باشد به گونه ای سخن می گویند که گویی واقعا رخ داده اند و بدین سان ما را به کوششی فرامی خوانند که بیش از توان ماست یا امیدهایی در ما می آفرینند که بیرون از سرنوشت ماست و حتا تواریخ گر چه حقیقت باشند و ارزش چیزها را نه مبالغه آمیز بنمایانند و نه تغییر دهند، حواشی ناچیز و کم اهمیت را حذف می کنند تا نزد خواننده شایسته تر شود. پس چیزهایی که آنها شرح می دهند، هرگز دقیقا همان گونه روی نداده است و کسانی که تلاش می کنند در اعمالشان از آنها سرمشق بگیرند، ممکن است به جنون پهلوانان آرمان پرست دچار شوند و به کردارهای اغراق آمیز بیاندیشند.\"
رمان دُن کیشوت تنها جنبه سرگرمی ندارد و در حقیقت یکی از مهم ترین نقطه های عطف تاریخ تفکر غربی است و سرآغاز عصر جدید و پایان عصر قدیم را اعلام می کند و به انسان امروزی هشدار می دهد که مبادا این دوران گذر را متوجه نشود. دن کیشوت در دورانی زندگی می کند که آرمان های دوران گذشته از بین رفته است. آرمان شهسوران و شوالیه ها. و او متوجه این تغییر نشده که دوره ای که برای اون آرمانی است به سر آمده. بنابراین به جای نگاه به واقعیت، مدام کتاب هایی می خواند که او را به تباهی و نیستی می کشانند.
میشه یک نوع ارتباط بین شخصیت دن کیشوت و افرادی که طرفدار محمدرضا شاه پهلوی هستن، پیدا کرد. این شباهتها بیشتر در زمینههای روانشناختی و اجتماعی قابل توجه هستن. طرفداران شاه هم گاهی با دیدن قدرت و نفوذ (ناچیز) گذشتهی شاه، تصور میکنن که ایران در دوران شاه نسبت به امروز وضعیت بهتری داشته و اگر هنوز تو قدرت بود، کشور در مسیر بهتری قرار میگرفت. مثل دن کیشوت، طرفداران شاه هم در دنیای خودشون تصورات و ایدهآلهایی دارند که به واقعیتهای موجود وصل نیستن و از تغییرات تاریخی و اجتماعی اجتناب میکنن. این شباهتها نشاندهنده مقاومت در برابر تغییر و تمایل به بازگشت به دوران ایدهآل اوناست.
میشه گفت؛ شخصیت دن کیشوت تو این کتاب شخصیتی پیچیده و چندوجهی و بیشتر متوهم هست. میشه گفت دن کیشوت، ایدهآل فکر می کنه و دنیا را از منظر رمانهای شوالیهای می ببینه. اون باور داره که یک شوالیه است که باید ظلمها را از بین ببرد، حتی اگر دنیای اطراف او به گونهای تغییر کرده باشه که دیگر از این ایدهها حمایت نمیکنن. این تفکر توهمی میتونه با اختلالاتی مث اختلالات توهمی یا شیزوفرنی مرتبط باشه که فرد توی اونا به باورهایی نادرست و جدا از واقعیت میرسه.
دون کیشوت که در اسپانیولی نوین دن کیخوته برخوانده میشود از واژه کیخادا آمده که به معنی آرواره است زیرا دن کیخوته از لاغری آرواره و چانه ایی برآمده ،داشته است
سانچو پانزا به معنی پهن(گنده) شکم است
دولسینه آ Dulcinea از ریشه دولسه آمده بمعنی شیرین
و بسیاری دیگر ،
بد نیست بدانیم که پس از اینکه سروانتس دن کیشوت را نوشت و منتشر کرد این کتاب آن اندازه فرا گسترد و نام یافت که در زمان خود سروانتس، نگارنده ناشناخته ایی با نام دروغین، بی اجازه سروانتس جلد دومی برای دون کیشوت نوشت که ورژنی دلقک وار از قهرمان های داستان بود ، که سروانتس را سخت آزرد و همین بهانه ایی شد تا سروانتس جلد دوم راستین دون کیشت را بنویسد که هزل آن کمتر است و ژرفای معنی درآن بیشتر بچشم میخورد تا بنماید که فرق میان دونکیشوت دروغین و راستین چگونه است ،