رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.5
با 25 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.5
با 25 رای
خلاصه : در دی ماه 1362 جلال آریان، استاد بازنشستۀ دانشکدۀ نفت آبادان، به طور اتفاقی به همراه دکتر فرجام، متخصص کامپیوتر ازآمریکا به اهواز می رود تا ادریس پسر بسیجی مستخدمش را که در خلال جنگ مفقود شده است، بیابد.وی سپس با دکتر فرجام جوان که می خواهد مرکز کامپیوتری را برای شرکت نفت راه اندازی کند، بیشتر آشنا می شود. دکتر فرجام با مقررات دست و پا گیر اداری و گزینش صلاحیت های درگیر شده، از کار دلسرد می شودو سپس به خاطر نجات جان سربازی که چشمان نامزدش شبیه نامزد فوت شده اوست، به جای سرباز به خط مقدم رفته، شهید می شود تا سرباز بتواند با کارت او به خارج کشور فرار کند.جلال آریان نیز که برای نجات مریم شادمان از دست مردی مذهبی و بی رحم به نام ابو غالب، مجبور به ازدواج مصلحتی با او شده، بالاخره، ادریس را که حالا معلول شده، پیدا کرده،با او به طرف تهران باز می گردد. در خاتمه جلال آریان با خود می اندیشد که چرا بایستی به همراه منصور فرجام متخصص کامپیوتر به اهواز رفته باشد و اکنون با ادریس، سیگار فروش معلول بازگردد؟

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
463
حجم:
5 MB
آپلود شده توسط:
@hntehran
1392/07/07
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی زمستان 62

تعداد دیدگاه‌ها:
8
دوستان سپاسگذار میشم یه جا آپلود کنید یا برام میل کنید
دوستان شما شبا کی سر میزنین که تا تنور داغه نون گیرتون بیاد ؟
عجب سرعت عملی.خوب اگه قراره یه کم بعد نباشه اصلا چرا باشه؟
آقا اگه لینک داشتید ما رم بی نصیب نذارید. باتشکر
سلام دوستان
به یک جوونمرد برای لینک کمکی این کتاب نیازمندیم متاسفانه دیشب خواب موندیم.:x
:-)
متشکرم دوست گرامی
زمستان 62
اولین سال ازدواج من....البته من از اواخر شهریور 62 آمدم اهواز
شهر غریب بود برام ...یک تهرانی، یک کسی که جز شوهر و خانواده شوهرش کسی را نمیشناخت .
این داستان که اوایلش را خواندم منو به آن دوران برد ، دوران جنگ تحمیلی عراق و ایران که در تمام مدتش من اهواز رو ترک نکردم حتی زمانیکه موشک باران میشد.


ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.