ساقه های تو
نویسنده:
فریدون گیلانی
امتیاز دهید
یازدهمین دفتر شعر در تبعید
شعر خداحافظی:
شب از پنجره افتاد
کلمه در نظارت شهر برهنه شد
هیچ عابری به صدای من پاسخ نداد
عابر ایستاد
گلدان شکست
ستاره از ابر عکس گرفت که آسمان را
به ترک مخاصمه دعوت کند
اگر این سایه بازهم سنگینی کند
باید تو را لابهلای شعرهایم به سفر بفرستم
موسیقی این خانه چنان سرریز شده است
که هر ساحلی
میتواند کشتی هایش را در این محله غرق کند
شب از پنجره افتاد
باران شکست
تو برخاستی
و بدون خداحافظی
مرا از کنارهی روز پاک کردی
فردا را باید از این آسمان جدا کنم
صدای فریبندهی آب
مسیر آهنگها را بسته است.
شعر خداحافظی:
شب از پنجره افتاد
کلمه در نظارت شهر برهنه شد
هیچ عابری به صدای من پاسخ نداد
عابر ایستاد
گلدان شکست
ستاره از ابر عکس گرفت که آسمان را
به ترک مخاصمه دعوت کند
اگر این سایه بازهم سنگینی کند
باید تو را لابهلای شعرهایم به سفر بفرستم
موسیقی این خانه چنان سرریز شده است
که هر ساحلی
میتواند کشتی هایش را در این محله غرق کند
شب از پنجره افتاد
باران شکست
تو برخاستی
و بدون خداحافظی
مرا از کنارهی روز پاک کردی
فردا را باید از این آسمان جدا کنم
صدای فریبندهی آب
مسیر آهنگها را بسته است.
آپلود شده توسط:
HeadBook
1392/10/12
دیدگاههای کتاب الکترونیکی ساقه های تو