با توجه به اینکه کتابهای موجود در کتابناک توسط کاربران در وبسایت قرار گرفتهاند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آنها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.
[quote='kazemiaa']اتفاقا" زندگی را باید خوب و با چشم باز زنده گی کرد . اگر در زندگی تیره گی شب هست برای لذت بردن از صبح روشن است و اگر ناکامی هست برای چشیدن کاموری است و اگر تشنگی است برای لذت سیراب شدن است . از زندگی نباید گریخت ، بلکه باید تمام لحظات سختشو لذت برد با آغوش باز و چشمی بینا . زیر همین فشارها ست که آدمی آدم میشود . اگر ما از جهنم عبور نکنیم هرگز لذت بهشت را نمی دانیم . اگر زاویه دیدمان را عوض کنیم هر لحظه از زندگی لذت بخش است .[/quote]
یک کلمه ی ترکیبی وجود دارد . آن هم این می باشد : [b]کج فهمی[/b] ........و دیگر هیچِ هیچ . .
اتفاقا" زندگی را باید خوب و با چشم باز زنده گی کرد . اگر در زندگی تیره گی شب هست برای لذت بردن از صبح روشن است و اگر ناکامی هست برای چشیدن کاموری است و اگر تشنگی است برای لذت سیراب شدن است . از زندگی نباید گریخت ، بلکه باید تمام لحظات سختشو لذت برد با آغوش باز و چشمی بینا . زیر همین فشارها ست که آدمی آدم میشود . اگر ما از جهنم عبور نکنیم هرگز لذت بهشت را نمی دانیم . اگر زاویه دیدمان را عوض کنیم هر لحظه از زندگی لذت بخش است .
هنر زنده ماندن جز تلاش بی خردانه برای چنگ زدن به قامت زندگی نیست.
زیرا که زندگی جای زنده گی نیست . جای دیگریست .
جای گریختن از مرگیست که شاید در فنجان چایت بوی بال مگس را بدهد .
زندگی جای حرف زدن با صدای بلند نیست .
تنها اشاره های ارغوانی کافی اند .[/b]
ویرایش و افزودن تگها
از طریق فرم زیر میتوانید تگهای این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.
گزارش لینک خراب
ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت میکنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پیپال فراهم شده است.
دیدگاههای کتاب الکترونیکی غلبه بر مرگ یا هنر زنده ماندن
که آشکارا در پرده ی کنایت رفت.
مجال ما همه این تنگ مایه بود و ‚ دریغ
که مایه خود همه در وجه این حکایت رفت. [/b]
یک کلمه ی ترکیبی وجود دارد . آن هم این می باشد : [b]کج فهمی[/b] ........و دیگر هیچِ هیچ . .
هنر زنده ماندن جز تلاش بی خردانه برای چنگ زدن به قامت زندگی نیست.
زیرا که زندگی جای زنده گی نیست . جای دیگریست .
جای گریختن از مرگیست که شاید در فنجان چایت بوی بال مگس را بدهد .
زندگی جای حرف زدن با صدای بلند نیست .
تنها اشاره های ارغوانی کافی اند .[/b]