کردها چه میگویند؟!
نویسنده:
قادر عبدالله
امتیاز شما
قادر عبدالله در کتاب «کردها چه میگویند» به سراغ یکی از پرآشوبترین دورههای تاریخ معاصر کردستان ایران میرود و حاصل مشاهدات و تجربههای خود را از سالهای نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ روایت میکند. این اثر برخلاف بسیاری از کتابهایی که به تاریخ عمومی یا فرهنگ و آداب و رسوم کردها میپردازند، بیشتر یک گزارش سیاسی و اجتماعی و روایتی میدانی از وضعیت کردستان در آن دوران است.
نویسنده که در جریان درگیریهای میان نیروهای کرد و حکومت جمهوری اسلامی مدتی در مناطق مختلف کردستان حضور داشت، کوشیده است از خلال دیدهها و شنیدههای خود و گفتوگو با مردم، فضای حاکم بر منطقه و خواستهها و دغدغههای آنان را بازتاب دهد.
«کردها چه میگویند» از آثار اولیه قادر عبدالله است و اهمیت آن تا حد زیادی به نزدیکی نویسنده با وقایع و فضای تاریخی زمان نگارش کتاب بازمیگردد. قادر عبدالله، که نام واقعیاش حسین سجادی قائممقامی فراهانی است، بعدها به هلند مهاجرت کرد و به یکی از نویسندگان شناختهشده ادبیات هلندی تبدیل شد؛ اما این کتاب از جمله آثار فارسی او و یادگاری از سالهای فعالیت و حضورش در ایران است. او نام مستعار «قادر عبدالله» را نیز به یاد دو دوست کرد خود، قادر و عبدالله، که در آن سالها اعدام شده بودند، برگزید.
«کردها چه میگویند» را میتوان روایتی دستاول از فضای سیاسی و اجتماعی کردستان در سالهای پرتنش پس از انقلاب دانست؛ کتابی که میکوشد مسئله کردستان را نه از فاصلهای تاریخی، بلکه از دل تجربهها، مشاهدات و صداهای برخاسته از همان دوران روایت کند.
نویسنده که در جریان درگیریهای میان نیروهای کرد و حکومت جمهوری اسلامی مدتی در مناطق مختلف کردستان حضور داشت، کوشیده است از خلال دیدهها و شنیدههای خود و گفتوگو با مردم، فضای حاکم بر منطقه و خواستهها و دغدغههای آنان را بازتاب دهد.
«کردها چه میگویند» از آثار اولیه قادر عبدالله است و اهمیت آن تا حد زیادی به نزدیکی نویسنده با وقایع و فضای تاریخی زمان نگارش کتاب بازمیگردد. قادر عبدالله، که نام واقعیاش حسین سجادی قائممقامی فراهانی است، بعدها به هلند مهاجرت کرد و به یکی از نویسندگان شناختهشده ادبیات هلندی تبدیل شد؛ اما این کتاب از جمله آثار فارسی او و یادگاری از سالهای فعالیت و حضورش در ایران است. او نام مستعار «قادر عبدالله» را نیز به یاد دو دوست کرد خود، قادر و عبدالله، که در آن سالها اعدام شده بودند، برگزید.
«کردها چه میگویند» را میتوان روایتی دستاول از فضای سیاسی و اجتماعی کردستان در سالهای پرتنش پس از انقلاب دانست؛ کتابی که میکوشد مسئله کردستان را نه از فاصلهای تاریخی، بلکه از دل تجربهها، مشاهدات و صداهای برخاسته از همان دوران روایت کند.
آپلود شده توسط:
hamid
1394/02/11
دیدگاههای کتاب الکترونیکی کردها چه میگویند؟!
رمان "خانه مسجد" ایشون بینظیره و بعدش کتاب "دفترچه یادداشت پدر"
بله من هم از جوکها و کنایه های قومی و پیشداوریهای قومی دل آزرده میشوم ، حتی خودم که گاهی عربها را نکوهش میکنم بعدا در دل خود پشیمان میشوم،
ما همه باید فرهنگ شخصی مان را بهبود دهیم ، بویژه نسل جدید در همه جای جهان که با وجود اینترنت و رسانه ها و ماهواره هر روز سطحی اندیشتر میگردد، درنهاد همه ما ، نیکی و بدی را یکجا گذاشته اند، انسان بخودی خود انسان زاده نمیشود و انسان شدن کار دشواری است ،
تاریخ ایران بسیار کهنتر از ماد و پارس است ،مادها نیز از تبارهای گوناگونی تشکیل شده بودند که یکی از آنها کرد بود، در این سرزمین بجز آریاییان کاسیت ها کاسپی ها و صدها تبار دیگر نیز بوده اند و حکومت کرده اند اگر تاریخ باستان ملاک باشد پس خوزستانی ها هم ادعا خواهند کرد که آنها چون از نوادگان عیلامی هستند که پیش از آریاییان در این سرزمین فرمانروایی میکرده بودند، پس خوزستانی ها باید فرمانروای ایران امروزی باشند ، درستش اینست که ایران روزی "ایران" شد که همه هویتهای قبیله ایی را در هویت ملی بزرگ حل کردند ، زبان دری (که در اصل گویشواره شمال شرقی ایران بزرگ بوده است) مربوط به پارسها نمیشود ، و با زبان پارسی باستان فرفهایی دارد، اما در زمان سامانیان بدلیل آسان و خوشنوا بودنش ، در میان همه مردمان این سرزمین فرا گسترد، و حتی ناصر خسرو در سفرهایش میگوید "سرزمین پارسی گویان" نه "سرزمین پارسیان " . ملت ایران نژاد(Race) نیست ، بلکه آرمان همه مردمان این سرزمین است،
اما درباره فاصله بین کردو فارس ویا ترک و فارس ...این را نمیپذیرم ، ببینید نه من و نه شما به اصطلاح عامه"فارس"هستیم ، اما با یکدیگر به فارسی سخن میگوییم ، چرا ؟ برای اینکه فارس بودن هویت قومی نیست بلکه بعضی ها در خانه و در بیرون از خانه فارسی حرف میزنند و بعضی ها تنها در گفتگو با دیگران در بیرون از خانه ، من بارها گفته ام زبان دلیلی بر نژاد نیست،بطوریکه در تهران بسیاری از مردم در گذشته فارس زبان نبوده اند ولی نسل دوم آنها (همانندخودم) به فارسی سخن میگویند، اما این دلیل بر فارس بودن من و شما نمیشود. میخواهم بگویم زبان را با قوم نمیشود یکی دانست. اما باید بکوشیم تا این زبان (ملی نه قومی) را گسترش بدهیم تا یکپارچگی مان استوارتر گردد حالا اگر ما کرد بودن و ترک بودن و بلوچ بودن و گیلکی بودن و ... را مطرح کنیم همه با هم در ستیز خواهند افتاد و یکی هویت دیگری را میخواهد انکار و خوار کند و دودش بچشم همه ما میرود.