بحرالحیات
مترجم:
محمد غوث گوالیاری
امتیاز دهید
بحر الحیات کهن ترین کتاب موجودی است که آساناهای یوگا را به تصویر کشیده است. اصل کتاب به زبان سانسکریت بوده و آمرتاکوندا نام داشت. محمد غوث گوالیاری صوفی قرن شانزدهم ترجمه ی فارسی بحر الحیات را ارائه کرد.
آپلود شده توسط:
atma_35
1394/02/25
دیدگاههای کتاب الکترونیکی بحرالحیات
فارسی کرده بود ولی الفاظ نامربـوط به هندی مخلوط نوشـته به مثـابه که افهامِ مردمان و اوهامِ همگنان از آن الفاظ به معنی مقصود نرسیدی و چون حضرت غوث الدّارین و حاکم الکونین در ولایت کامروپ خود رفته،
چند سال تحصیل و تحقیق این علم به واجبی کرده بودند، به التـماس بعضی سـاکنانِ قصـبه .. به بنده فرمودند که در این کتاب، اکثر علوم طرح شـده، اغلبِ کلمـات نا مربوط افتـاده اند، از سَـر، اِمـلا کن، بدان سبب
هرچه از زبانِ گوهـر فشـان صادر می شد، در قلم آورده شد و اسـم این کتاب بحرالحیٰوة نهاده شد. از این سخنان چنین بر می آید که این کتاب دو بار به فارسی برگردانده شده که اولی مخلوط به زبان هندی بوده و
نامش " خواصّ الحیٰوة " بوده و کتاب حاضر کامل تر و بدون اختلاط با کلمات و الفاظ هندی و به نام؛ " بحرالحیٰوة " می باشد، به هر حال با مطالعه ی این کتاب چنین به نظر می رسد که در معرّفی این کتاب که گفته
شده؛ " بحـرالحیات کهن ترین کتاب موجودی است که آسـاناهای یوگا را به تصـویر کشـیده است "، به لحـاظ این که نه کهن ترین کتاب است و نه کاملاً با مفهـوم آسـاناهای یوگا سـازگار است؛ مبـالغه شـده است.
آساناهای یوگا مصطلحـاً به ارزشـمند شمردن دائمی جسـم و مراقبت از صـحّت بدن که منـبعِ انرژی است گفتـه می شود، ولی با غـور و خـوض در مطالب این کتاب، البته به نظرِ بنده اگرچه منبع اصلی ی آن هندی
است و نسـبت دادن آسانا های یوگا به آن بی مناسـبت هم نیست، امّا چنین نتیجه ای حاصل نمی شود. البته در این کتاب مطالب بسیار ارزنده وجود دارد ولی به پای کتب حکیمان ایرانی از جمله ابو علی سینا و
ابوریحان بیرونی و ... نمی رسد و قابل مقایسه هم نیست، هرچه هست در دوران کتابتِ آن ( قرن شانزدهم هجری ) بخصوص در هندوستان کم نظیر بوده است، برای خالی نبودن از توصیف قسمت کوتاهی از این
کتاب نقل می شـود، ناگفته نماند خواندن مطـالبِ این کتـاب اندکی دشـوار است و مبتدیان آشـنا با کتب قدیمی و ادبیاتِ قرون پیشین ممکن است با اشکال مواجه شوند. " اگر کسی را رطوبت غالب شود، پنبه ی
کهنه از گوش بیارد و در بینی نهد و هوای آن پنبه از نَفَس درون کشد، حرارت پیدا آید..." ایضاً " به خوردنِ تْرشی که وجود آدمی را ضرر می شـود، حکمت چیست؟، بداند که در انسان تا که حیات است، ماهیتِ نبات
است، به اکل و شرب( خوردن و آشامیدن ) نموّ می گردد و ترقّی می پذیرد و الحاصل چون درختی را چند روز آبِ تْرْش دهند، آن درخت البته خشک شود و حطب( هیزم ) گرددو چون آدمی تْرشی خورد ضرر شود و
از فیضِ ماده باز ماند و معده سرد گردد و یبوست بر برودت غالب آید." « من یْؤتی الحکمة فقد اوتی خیراً کثیرا؛ کسی که به دنبال فراگرفتن دانش و حکمت باشد، به خیر و برکت فراوانی دست خواهد یافت.
هــرکسی ز انـدازه ی روشــندلی ..... غیـــب را بیــند بــه قــدر صیــقلی
هر کــه صیقــل بیــش کرد، او بیــش دید ... بیشــتر آمد بر او صورت پدید
گر تو گویی آن صفا فضل خدا است ... نیز این توفیق صیقل زان عطاست
قــدر همّـت باشــد آن جهـــد و دعــا ... لیـس للانســان الّا مـــا ســـعیٰ
واهـب همّــت خــداوند است و بـس ... همّــت شــاهی ندارد هیـچ کس