رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

گفتار سخیف طفلکانِ فضل فروشِ بی مایـه و بی هنـر؛ amirghorbania و mpm7030 خطاب به بنـده, قابل پاسـخ دادن نیست زیرا نکـات قابل توجّه و قابل اعتنائی در آن ها نیست, در بیشتر اظهاراتشان زیر کتابها, دروغ و بهتـان و افتـرا و غمَازی و لجن پراکنی آنقـدر موج می زند که به باور بنـده؛ دوستانشان از تیـز رفتاری و درشت خائیشان شرمسارند و گمان نمی کنم بجز خود و مخاطبان بیکارشان خواننده ای داشته باشد, البته حَرَجی بر این تهی دانشان و بی بضاعتِ اندیشه نیست و نمی توان و نباید بر آنان سخت گرفت , پرگوئی ی بی مایه عادت و هنرشان است و از روی دلتنگی الفاظِ تُنُک بر ذهنشان خطور می کند, عرایض بنده خطاب به آنان نیست, فقط محض تذکاری برای دوستان خودم می باشد که ممکن است یاوه های بی سـرو ته و بی محتوای آنان را از نظر گذرانده باشند. خوش آن که لاف, پیـش بی هنــر نـزنـد .... اگــرچـه بــرق بُــود طعنـه بــر شــرر نزند به چاره دست مــزن در بــلا که شــصتِ قضــا .... نشــان غلط نکنــد تیر بر سپــر زند چــراغِ عقـل دهــد روشـــنی زِ پــرتـــوِ عشـــق ...... نظـــر نبیـــند تــــا آفتــــاب نزنـد در این بهار چنان روزگار افسرده است .... که به غیرِ شمعِ گِلی هیچکس به سر نزند کلیــم خــوارتــر از خـود کسی نمی بینــد ..... چــرا زِ حلقــه ی اهــلِ وفــا به دَر نزند « روزی مردی بزرگی را دید و گفت هفت فزسـنگ زمین از عقب تو برفتـم, هفت سخن مرا جواب گوی , گفت بگوی, پرسید که از آسـمان بزرگ تر چیست, از آتش گرم تر چیست, از زمهـریر سردتر چیست, از زمین فراختر چیست, از سنگ سخت تر چیست, از دریا توانگر تر کیست و از یتیم خوارتر کیست. آن بزرگ جواب داد که؛ از آسمان بزرگ تر بهتان و دروغ گفتن است, از زمین فراخ تر سخن حق گفتن است, از دریا توانگر تر دلِ خرمند است, از آتش گرم تر دلِ مرد حریص است, از زمهریر سرد تر آنکه به خویش و اقربا و دوستان و دیگر مردمان موافق نباشد و حاجت ایشـان بر نیاورد, از سنگ سـخت تر دل کافر است و از یتیم خوار تر سخن چین است زیرا که هرگاه سخن او آشکار شود و درمانده گردد, در خجلت افتد و از یتیم خوارتر شود. » و امَا این مریض حالان افسرده و بسیار ضعیف از پیروزمندی ی با شکوه و عظمتِ جمهوری ی اسلامی در برابر دشمنان بی غیرت داخلی و بـر خاک مالیده شدن پوزه ی یاوه سـرایان ژاژ خای, بیشتر از همه؛ شرکت گسترده و همگانی آحاد ملَتِ شریف کشـورمان در انتخاباتِ فردا جمعه هفتم اسـفند ماه 1394 عصبانی هستند و به همین سبب ناخوشییشـان طغیان نموده و به خیال خام خودشـان به ا ین طـریق انتقاد به حامیان شـرکت در انتخابات که وظیفـه ی ملّی و اخلاقی و انسـانی و شرعی و اجتماعی ی فـرد فـردِ ایرانیان, حتّی خودشان اگر ایرانی باشـند, نموده باشند. به کوری چشـم دشـمنان, با یـاری ی خداوند سـبحان, فردا جمعه, همه با هم حماسـه ی پرشور به یاد ماندنی ی دیگری خواهیـم آفرید و برای فردا های بهتر و دست یافتن به پیشرفت اقتصادی و علمی و سیاسی در انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان شرکت خواهیم کرد و عظمت و بیداری و هشیاری ی خود را به جهانیان ثابت خواهیم نمود.
آقای akbar kazempoor هیچ کس از اعترافات هویدا نمی ترسید, هویدا هم از ایادی و سر سپردگان اجانب بود, همین قدر که نسبت به مظالم و بی توجَهی های شاه نسبت به ملتی که باید خدمتگزارش می بود, بی تفاوت بود و خرِ خودش را می راند در حالی که نخسـت وزیر بود و مسـئولیت فوق العاده ای در برابر ملَت داشت, مسـتحق کیفـر و مجازات بود امَا نمی گویـم با آن روش و با آن تعجیـل, علیهذا در حال حاضـر از وضعیـت فعلی با سـپری کردن سختی های مهیب و جنگ تحمیلی ی هشـت ساله و تحریم های ظالمانه باید بسـیار خرسند بود, هویدا هرچه بود به عدم پیوست و به فراموشی سـپرده شد, باید برای مقابلـه با تکـرار وجود و سـوء استفاده امثال هویدا, با تمام توان و با همراهی و همیـاری ی سـایر مردم بیدار در انتخابـات پیش رو شـرکت جسـت و نباید فراموش کرد حضـور پرشـور در پای صنـدوق های رای یک وظیفـه ی ملَی و شـرعی و اخـلاقی و وجـدانی است و پیشـرفت اقتصادی و سـیاسی و حفظ امنیت جامعـه و سازندگی ی هرچه بهتر و بیشـتر و کسبِ منزلت و قدرت همـه جانبه کشـورمان در نزد جهانیان وابسـته به خیل و عظمت و شکوهِ شرکت فرد فرد مردم کشورمان در انتخابات و انتخاب افراد با تدبیر و شایسته است. به امید بهروزی و فردای بهتر, هرکه را نباشد شمشیر عیب نتـوان گفت .... ولی چو رای ندارد ثنـای او نتوان خزینه ای است دل مردمانِ با تدبیر .... که کس نیارد قفلش شکست با دندان شـجاع دایـم پیکـان خـود نمـاید تیــز .... ربـوده مـردِ خـردمنــد تیــزی از پیـکـان
یک نفر از کاربران محترم « مجید مجیدی » زیر کتاب " بررسی مسائل جنسی انسان ", به تمام معنا, جسته و گریخته, در ارتباط با انتخابات پیش روی چند روز دیگر, نوشته اند: " از دوستان اهل کتاب و علم خواهش می کنم در انتخابات حتماً شرکت کنند و بصورت لیستی به کاندیدای اصلاح طلب هر حوزه رای بدید . خیلی مهمه . خیلی ". احساس مسئولیت اجتماعی ایشان قابل تحسین است ولی تاکید ایشان در اینجا بر روی کاندیدا های اصلاح طلب هر حوزه کاملاً اشتباه و طرفدارانه و غیر لازم است, در این چند سال پس از انقلاب بطور کلَی, اکثریتِ قریب به اتَفاق نمایندگان منتخب مجلس شورای اسلامی دلسوز و در حدَ توان و بضاعت فکری و سـطح معلومات, صـرف نظر از وابسـتگی ی گـروهی و جناحی و حزبی, خدمتگزار موکَلین و سـیاست کلَی و عمومی ی جامعـه ی کشـور عزیزمان ایران بـوده اند, البته " کریسـتر لاندل" در این کتـاب " عوامل موقعیتی تعیین کننده گزینش نظام انتخاباتی" نوشته است؛ " هنگام تحقیق در خصوصِ گزینشِ نظام انتخـاباتی نمی توان تاثیر بازیـگران سیاسی را به طور کامل نادیده گرفت, موقعیت سـیاسی- اجتماعی, تاریخی و جغرافیائی تشکیل دهنده ساختاری برای انتخابات است, امَا این گزینش را بازیگران سیاسی انجام می دهند, بدون در نظر گرفتن علَت انتـخابات یک نظامِ مفروض, این تصمیم را سـیاست مدارانی می گیـرند که بیش از هرچیز به دنبال منافعِ شخصی ی خود هستند, منافع آنها ممکن است حول افزایش قدرت سـیاسی خود یا رای دهندگان حوزه انتخـاباتی خود یا کلَ کشـور تمرکـز یابد, باوجـودِ این, هر شـرکت کننـده ای در مراحـل انتخاب یک نظام انتخاباتی به دنبال اهداف سیاسی خاصی است.". به هر حال تفکَرات نویسنده ی این کتاب با روشهای انتخاباتی ی ما تفاوت کلی دارد, ولی آنچه که مهم است و امروز به آن نیاز داریم؛ ملَت شریف و بزرگوار کشـورمان باید باتوجَه کامل به وطن دوسـتی, توانائی, صداقت, خلَاقیت, مدیریت, دینمداری باطنی و واقعی, سخنوری, فصاحت بیان و قدرتِ اندیشـه و دلسوزی و مسئولیت پذیری و اراده ی قـوی و همدلی و همزبانی با دولت و ملَت, بهترین ها را از بین داوطلبان نمایندگی با دقَت و پس از کنکـاش و مشورت با افراد صالح و شـایسته, انتخاب کنند و مطلقاً به وابسـتگی ی جناحی و حتَی تبلیـغات آنان در رسـانه ها ذرَه ای توجَه ننـمایند. امَا نباید فراموش کرد حضـور پرشور در پای صنـدوق های رای یک وظیفه ی ملَی و شـرعی و اخـلاقی و وجدانی است و پیشـرفت اقتصادی و سیاسی و حفظ امنیت جامعه و سازندگی ی هرچه بهتر و بیشتر و کسبِ منزلت و قدرت همه جانبه کشورمان در نزد جهانیان وابسته به خیل و عظمت و شکوهِ شرکت فرد فرد مردم کشورمان در انتخابات و انتخاب افراد با تدبیر و شایسته است. به امید بهروزی و فردای بهتر که را نباشـد شمشـیر عیب نتـوان گفت .... ولی چو رای نـدارد ثنـای او نتـوان خزینه ای است دل مردمانِ با تدبیر .... که کس نیارد قفلش شکست با دندان شـجاع دایـم پیکـان خـود نمـاید تیــز .... ربـوده مـردِ خـردمنــد تیــزی از پیـکـان
siawash110 عزیز سخن را چند باشی محمل آرای .... به دست آویز, عجز اینجا بِـنِه پای همه ی کتابهائی که معرَفی فرموده اید؛ از زخارف خیالات باطلِ تهیدسـتی است که خود, در لجنِ فرودستی اجانب تا به گردن فرورفته و در حلَ مشکلات شخصی ی خویش عاجز مانده است, سوای اینکه؛ هرگز اینگونه کتاب ها راهگشا و حلَال هیچ مشکلی نبوده و نخواهند بود. ضعیفان به بـذلِ تو هرگز قوی ... نگـردند, ترسـم تـو لاغر شـوی اگر هرچه داری به کَف بر نهی .... کَفَت وقتِ حاجت بماند تهی " کارشناسان حوزه علوم انسانی به خصوص در بحث روانشناسی اجتماعی و مسائل عقیدتی و سیاسی " چه کسانی هسـتند؟, تعدای از آنان را معرَفی فرمائید, کمترین مصیبتی که بنی صدر, خود را گرفتار آن ساخت ازدواج دخترش فیروزه با سرکرده ی منافقین بود, بنی صدر بیش از همه, از کشتار بی رحمانه ی بی گناهان توسَط آن قاتل دون فطرت اطَلاع داشت, چگونه تن به این خفَت داد! ولیس یصحَ فی الافهام شیء .... اذا احتاج النَهار الی دلیل آفتاب آمد دلیل آفتـاب ... گـر دلیلت بایـد از وی رُخ بر متـاب باید مراقب مسائلی که طرح می کنیم باشیم, بنی صدر صالح را از منافق باز نمی شناخت, با جبن و ترس " الخائنُ خائف " همراه کسی که دستان کثیفش به خون مظلومانِ معصوم, آغشته بود فرار کرد و در بحبوحه ی جنگ تحمیلی به حمایت از او پرداخت, چگونه می تواند این عنصر جاه طلب و بی کفایت, حلَال مشکلات باشد!! نـه صـالح را زِ فـاسـق بـاز داننـد .... نـه مـومـن از منـافـــق باز داننــد گروهی مردمِ بی دیده هستند .... که با معبودِ حیَ, بُت می پرستند تو مهدی خوی باش و عیسی آثار .... نه گوساله پرستِ موسی آزار وگر خواهی شود وقتت مشوَش .... بخواه از سـاقی آن آبِ چو آتـش
saeidtaheri95 عزیز اندیشمندی و واقع بینی و دقَت نظر جنابعالی قابل سـتایش است, تردیدی نیست که دموکراسی ی تعـریف شـده و قانونمند شـدن مفاسد اخلاقی و غیر انسـانی ی غرب, موجبـات زوال وجهـه ی کرامت انسـانی را فراهم آورده و نمی تـواند و نباید الگو و سـرمشـقی برای مردمان دیگر کشـورهای جهان واقع شـود, خوشبختـانه کشـور عزیز ما به حدَ اعـلا با وجود گسـترش بی حدَ و حصـر رسـانه های تبـلیغاتی ی عالمگیـر, از این دموکراسی ی مخـرَب, مصون مانده و آزادی ی کنترل شـده ای در جامعه ی ما حاکم است, گناه و بِـزِه و کارهای خلاف و جـرم و جنایت در جای جای جهـان, کم و بیش وجود دارد و کشـور ما نیز اگرچه میزان این گونه مشکلات و مصائب بسیار کمتر است ولی مستثنی نیست و همیشه هم وجود خواهد داشت زیرا نفسِ سـرکشِ انسـان از نوجوانی تا به پیری و تا آخر عمر, همیـشه گریبانگیر او است و جز از طریق تربیـت و تهذیـب اخلاق و مداومتِ مراقبتِ رایجِ بزرگان و خویشتن داری, مهار شدنی نیست لذا به همین دلیل غفلت و سخت گیری های ناسنجیده, بجای آموزش مدوَنِ مناسب, باعث برانگیختگی بیشـتر برای دست یازیدنِ خطـرناک به تجربه ی مناهی و ملاهی و تمهیدِ سرگرمی های تباه سازِ اصول صحیح معاشرت و نا خواسته سوق دادن به سمت ترغیب و انجام تجاوز به حقوق دیگران و در کنار آن مال اندوزی ی نا مشروع می شود که غربی ها نامش را گذاشته اند دموکراسی, البته پیشرفتهای عظیم صنعتی و علمی ی شگفت انگیز و قابل ستایش غرب, به تنهائی نتوانسته و نمی تواند زمینه تکامل اخلاقی انسانی را فراهم آورد, زیرا صنعت و علم ابزار است و چناچه به درستی و به خوبی استفاده نشود تبدیل به حربه ی توسعه طلبی و تمام خواهی ی مادَی و تجاوز می شود, بهترین نمونه اش تسلَط غرب بر جامعه ی مهـار ناشده ی هندوسـتان است, ( چنانچه کتاب" اختناق هندوستان" نوشته ویل دورانت, که هم اینک در سایت وزین « کتـابناک » موجود است را بخوانید متـوجَه خواهید شد که نویسـنده به طور اسفناکی گفته است؛ چگونه دولت انگلیـس به جای گسـترش فرهنگ، مشروب‌ خواری و میگساری را در میان مردم هندوستان وسعت داد و .... ), در حال حاضر نیز, بنا به تعریف غرب, دموکراسی ترین کشورهای جهان؛ هندوستان است که به اصطلاح کشـور هفتاد و دو ملَت نیز نامیده می شود, امَا اختلاف طبقاتی شدید, فقر و مصیبت, فساد, تجاوز, اختلاف قومیتی, چند دستگی, انواع بت پرسـتی, و ... بطور گسـترده در آن کشـور رواج دارد و روابط مردم ناهماهنگ و غیـر منسجم و از درون فروپاشیده و متلاشی شده است, به هر حال بنده خدمت شما عرض کردم که " بیـشتر اظهارات شما در این جایگاه و در هامش این کتاب از انصاف و دور اندیشی به دور است" ولی نگفتم که شـما اشـتباه گفتـه اید بلکه " هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد ", منظور بنده این است که؛ زیر این کتـاب که بالاخره در حـدَ خود کتاب سـودمندی برای اهل تحقیق و کسـانی که به هر دلیلی, کنجکاو و طالبِ دانسـتنِ بیشـتر پیـرامونِ اینگونه مسـائل هستند, می باشد, به درازا کشـانیدن گفت و گو های نامربوط موجَـه نیست و نباید شـخصیت والای شما و مخاطبان شـما با اینگونه سـخنان که ربطی به موضوع کتـاب ندارد مـورد اتَـهام واقع شـود و اتفاقی نیفتاده که کسی بخواهد قضاوت کند, هرکس در حیطه ی معلوماتش و آگاهی و وقوفش نسبت به مسـائل مورد طرح, اظهاراتی می کند و یا می نویسد, ولی هرگز ملاک سنجش دانائی و توانائی و تفوَق او بر دیگری نیست, « لا یکلف الله نفساً الَا وسعها », حتَی در جلسـات آزمونِ کتبی دانش آموز یا دانشـجوئی که دفعتـاً نمره ای زیاد تـر گرفته از کسـی که نمره ی کمتـر گرفته لزوماً, فرهیختـه تر و عاقل تر نیست, باید همه باهم حسن نظر و حسن خلق داشته باشیم و اجازه بدهیم نظرات متنوَع و برخودار از تفاوت باشد تا در این رهگذر چیزی یاد بگریم, زندگی جمع اضداد است. به امید بهروزی و فردا های خوش, انشاالله
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.