رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.7
با 21 رای
امتیاز شما
5 / 4.7
با 21 رای
✔️ داستان چنین آغاز می شود:
راه را کج کرد و سمت چپ پیچید. از آن قسمت تپه می آمد که جنگل آن را کاملا پوشانیده بود و از لابلای بوته ها و پاجوش هایی که نزدیک شدن به دشت را نوید می داد، با زحمت رد میشد. یک سگ حنایی رنگ ریزه بود. بی شک از آبادیهای آن طرف تپه می آمد. از نوک تپه گذشته، ده کیلومتری راه آمده بود. تپه در این طرف با شیب تند به دشت می رسید. همینکه راه را کج کرد، شتابان راه می پیمود. امتداد پرتگاه را پیش گرفت و ناگهان از سرعتش کاست و به بو کشیدن سرگرم شد. پرتو خاکستری رنگی که دشت را در برگرفته بود، بلعید. در این دشت کشتزارهایی وجود داشت که دهکده ای را، همین دهکده و جاده هایی بیشمار که به یک دریای مدیترانه پایان می یافت، در میان گرفته بود.
مردی را که جلوی خانه نشسته بود، با نگاه اول ندید. تنها خانه ای بود که پس از عزیمت از آبادیهای دوردست آنطرف تپه، سر راهش قرار داشت. این مرد نیز این فضای خالی فروزان را که گاه به گاه دسته پرندگان از آن می گذشت، می نگریست. نشست، از خستگی و گرما له له می زد...

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
55
حجم:
665 KB
آپلود شده توسط:
@hntehran
1394/10/20
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی بعدازظهر آقای آنده ما

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.