کاوه آهنگر و درفش کاویانی
نویسنده:
آرتور کریستین سن
امتیاز دهید
کتاب «کاوه آهنگر و درفش کاویانی» نوشته آرتور کریستینسن، ایرانشناس برجسته دانمارکی، پژوهشی است درباره یکی از ماندگارترین اسطورههای ایران باستان؛ روایتی که در آن کاوه، آهنگری ساده، در برابر فرمانروایی ستمگر به نام ضحاک میایستد و با برافراشتن پیشبند چرمی خود، نمادی از مقاومت و آزادیخواهی را پدید میآورد که بعدها به «درفش کاویانی» شهرت یافت. کریستینسن در این اثر تنها به بازگویی داستان شاهنامه بسنده نمیکند، بلکه با تکیه بر منابع پهلوی، متون اوستایی، روایتهای تاریخی و پژوهشهای تطبیقی، ریشههای این افسانه را بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه یک روایت اسطورهای در گذر زمان به نمادی ملی و سیاسی برای ایرانیان تبدیل شده است.
نویسنده میکوشد میان تاریخ، اسطوره و آیینهای کهن پیوند برقرار کند و منشا شخصیت کاوه، جایگاه ضحاک در باورهای ایرانی و تحول مفهوم درفش کاویانی را از دوران باستان تا دوره ساسانی دنبال کند. او همچنین به این موضوع میپردازد که چگونه عناصر اسطورهای در حافظه تاریخی یک ملت ماندگار میشوند و در دورههای مختلف، معانی تازهای پیدا میکنند.
این کتاب بیش از آنکه اثری ادبی باشد، پژوهشی تاریخی و اسطورهشناختی است و برای علاقهمندان به شاهنامه، فرهنگ ایران باستان، اسطورهشناسی و تاریخ اندیشه ایرانی منبعی ارزشمند به شمار میآید. شیوه پژوهش کریستینسن، که بر مقایسه دقیق منابع و تحلیل انتقادی استوار است، سبب شده این اثر همچنان یکی از منابع شناختهشده در مطالعه اسطوره کاوه آهنگر و جایگاه نمادین درفش کاویانی در فرهنگ و هویت ایرانی باشد.
نویسنده میکوشد میان تاریخ، اسطوره و آیینهای کهن پیوند برقرار کند و منشا شخصیت کاوه، جایگاه ضحاک در باورهای ایرانی و تحول مفهوم درفش کاویانی را از دوران باستان تا دوره ساسانی دنبال کند. او همچنین به این موضوع میپردازد که چگونه عناصر اسطورهای در حافظه تاریخی یک ملت ماندگار میشوند و در دورههای مختلف، معانی تازهای پیدا میکنند.
این کتاب بیش از آنکه اثری ادبی باشد، پژوهشی تاریخی و اسطورهشناختی است و برای علاقهمندان به شاهنامه، فرهنگ ایران باستان، اسطورهشناسی و تاریخ اندیشه ایرانی منبعی ارزشمند به شمار میآید. شیوه پژوهش کریستینسن، که بر مقایسه دقیق منابع و تحلیل انتقادی استوار است، سبب شده این اثر همچنان یکی از منابع شناختهشده در مطالعه اسطوره کاوه آهنگر و جایگاه نمادین درفش کاویانی در فرهنگ و هویت ایرانی باشد.
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1405/05/10
دیدگاههای کتاب الکترونیکی کاوه آهنگر و درفش کاویانی
اگر بررسی من درست باشد، افسانه ی کاوه ی آهنگر در دوره ی ساسانی به وجود آمده و به سرعت مورد توجه مردم قرار گرفته است و چنان محبوبیتی یافته که یکی از هفت خاندان نجبا که دارای مقام های موروثی بلندپایه ای بوده اند، یعنی خاندان قارن(Qārēn)_که حتی در دوره ی اشکانیان نیز نقشی داشتند و سوخرا(Sõxrā)پهلوان قدرتمند دوره ی قباد(Kavād)(۴۹۶_۴۸۸ و ۴۹۸_۵۳۱ م)نیز از آنان بوده_، کاوه را از خاندان خود می داند. فردوسی می گوید:قارن پسر کاوه یکی از فرماندهان جنگیِ دوره ی فریدون و به روایت ثعالبی کارن(Kārēn)یکی از پسران کاوه بود که به سبب رفتار شجاعانه ی پدر خود در برابر ضحاک از مرگ نجات پیدا کرده بود. افسانه ی کاوه در خدای نامه نیز بطور مسلم وابستگی سُستی به داستان قدیمی نبرد فریدون با ضحاک داشته است. این موضوع نه تنها از توصیف فردوسی، بلکه از روایت طبری نیز پیداست. طبری(درگذشت ۹۲۳ م/۳۱۰ هـ.ق)از کاوه سه روایت متفاوت که از منابع گوناگون جمع آوری شده اند، گزارش می دهد، اما احتمالا همه ی آنها به خدای نامه بازمی گردند.(ص.۴۳_۴۲)
بن مایه:کریستن سن.آرتور امانوئل_کاوه آهنگر و درفش کاویانی_ترجمه منیژه احدزادگان آهنی_تهران_طهوری_چاپ دوم ۱۳۸۷
حال پرسش این است که آیا تصویر معتبری از این درفش قدیمی، یعنی درفش کاویانی موجود است یا خیر؟ چنین تصور می شود که تصویری وجود دارد. در تصویر مشهور موزاییک"نبردِ اسکندر"در پومپئی، نشانی جنگی به شکل درفش وجود دارد که بر سر نیزه ای در پشت ارابه ی جنگی شاه بزرگ قرار گرفته است. زاره بر این باور است که این شکل چارچوبی است که بر آن پارچه ی قرمز_قهوه ای رنگی نصب شده است. این بخش از موزاییک به شدت آسیب دیده است، اما در فضای داخل درفش هنوز می توان سرِ پرنده ای را بطور مبهم مشاهده کرد که زاره با اطمینان آنرا یک خروس می داند. درفش"نبرد اسکندر"از یک سو شباهتی دارد دارد به درفشی که در نقاشیِ روی جام دوریس (Duris)در موزه ی لوور، موجود است. و از سوی دیگر شباهت به درفش هایی دارد که در روی سکه های پارسیِ دوران سلوکی و اشکانی نقش شده است... پرچم متشکل از یک نیزه ی متصل به یک شئیِ مربع شکل است، همراه با قاب یا بدون آن و مزین به زینتی به شکل صلیب آندریاس یا ستاره ای که تمام فضای مربع را پر کرده است. از پایین ترین ضلع مربع دو سه_معمولا چهار منگوله آویزان است. در برخی از سکه ها منگوله ای وجود ندارد. در پشت یک سکه آتشدان نیست، بلکه در اینجا شاه با میله ی بلندی_احتمالا گرز شاهی_در دست چپ بر تخت نشسته، جامی در دست دارد و روبروی او پرچمی نیز نصب شده است.(ص.۵۸_۵۶)
بن مایه:کریستن سن.آرتور امانوئل_کاوه آهنگر و درفش کاویانی_ترجمه منیژه احدزادگان آهنی_تهران_طهوری_چاپ دوم ۱۳۸۷
از کاوه در اوستا و نسک های پهلوی سخنی به میان نیامده و در دوره های متاخر وارد شاهنامه ابومنصوری و شاهنامه فرزانه توس شده. هارپاگ از اهالی ماد بوده است. ولی آشکار نیست که جزء کدام اتحادیه قبایل ماد بوده. معمولاً کاوه را اهل اصفهان دانسته اند، یعنی از پارتاکَنیان (= مردم کنار رود/زاینده رود) مادی. که امروزه در پیرامون منطقه فریدن (= پرتیکان/پارتاکّای اکدی) در اصفهان می تواند بود.
من چندباری از پانکردها و کردهای ایران شنیدهام که میگویند کاوه کرد است. البته من هرچقدر از آنها سند خواستم چیزی نداده اند. در کردستان عراق هم این باور به قدری قوی است که حتی مجسمه کاوه را ساخته اند.
میخواستم بپرسم آیا این ادعا پایه و اساسی دارد.
کتاب اولی در سایت کتاب فارسی است ولی برای کسانی که در ایران هستند عضویت در سایت به این گونه هست که باید کتابی که در سایتشان نیست بفرستید تا پسورد به ایمیلتان بفرستند و مشکل دیگر هم حجمش است که 33 مگ هست اگر دوستان میتوانند کاهش بدهند بفرستند بنده سوادش را ندارم چون خواستم کتاب ناصر قشقایی را آپلود کنم چون پنجاه مگ بود پشیمان شدم!
سالهاست بسیاری از کتب حوزه تاریخ و اساطیر باستان تجدید چاپ نمی شود، از جمله سه کتاب زیر :
اعراب در حدود مرزهای روم شرقی و ایران در سده های چهارم تا ششم میلادی - نوشته: ن و پیگولوسکایا - ترجمه: عنایتالله رضا - موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی
تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان - نوشته: تئودور نولدکه - ترجمه: عباس زریاب خویی - پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
دینهای ایران باستان - نوشته: هنریک ساموئل نیبرگ - ترجمه: سیفالدین نجمآبادی - انتشارات دانشگاه شهید باهنر کرمان
از سروران گرامی عاجزانه تمنا دارم اگر به نسخه اسکن کتب بالا دسترسی دارند ، دریغ نفرمایند. پیشاپیش مجددا سپاسگزاری می کنم.