رسته‌ها

مشعشعیان یا بخشی از تاریخ خوزستان

مشعشعیان یا بخشی از تاریخ خوزستان
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 34 رای
نویسنده:
احمد کسروی
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 34 رای
دیباچه
در زمستان سال  ۱۳۰۲  بخوزستان سفر کردم و یکسال و سه ماه در آنجا بسر می بردم. زندگانی در این سرزمین توانفرسا است. بویژه بکسانی که بومی آنجا نیستند و بگرمای جانسوز و دیگر سختیهای آنجا خو نگرفته اند. ولی من این سختیها بخود آسان گرفته کارهای خود را می‌گذراندم و گاهی که بیکار بودم در تاریخ آن سرزمین کهن بجستجو می‌پرداختم.
در این زمان شیخ خزعلخان بنام ریاست عشایر عرب رشته‌ی اختیار خوزستان را در دست داشت و با دولت که دسته سپاهیانی به شوشتر فرستاده می‌خواست در خوزستان نیروی خود را جایگزین گرداند گفتگو و کشاکش می‌کرد. کم‌کم کار بلشکرکشی و جنگ کشید که پس از زدوخوردهایی دولت چیره گردیده ، سپاهیان به خوزستان درآمدند و شیخ را هم به تهران آورده نشیمن دادند.
آتش این فتنه اگرچه دامن مرا نیز گرفته با همه‌ی بیگناهی از گزند و آسیب آن بی‌بهره نبودم ، با اینهمه از جستجوهای تاریخی بازنایستادم و این پیشامد مرا بآن واداشت که پیش از همه بتاریخ آن عشایر پرداخته بدانم که از کی بآنجا آمده و از چه زمانی و از چه راهی نیرومندی یافته‌اند. در میان این جستجو ناگهان مردی را یافتم از شگفتترین مردان ، دروغگویی از بزرگترین دروغگویان ، سید محمد مشعشع که در نیمه‌های قرن نهم هجری بدعوی مهدیگری برخاسته و با کشتار و خونریزی این دعوی خود را پیش برده و به خوزستان دست یافته و بنیاد حکومتی گزارده و پسر او مولا علی دعوی خدایی کرده و خاندان ایشان تا چند صد سال ریاست عشایر خوزستان را داشته‌اند تا از ایشان به کعبیان رسیده ، سپس نیز خاندان شیخ خزعل ریاست یافته‌اند.
این مرا در جستجو پافشارتر گردانید که داستان سید محمد و فرزندان او و تاریخ کعبیان را تا آنجا که می‌توانستم دنبال کرده و یکرشته آگایها اندوختم. بویژه پس از آنکه در بهار سال  ۱۳۰۴  به تهران بازگشتم و نوشته‌ها و کتابهایی را که در خوزستان در دسترس نداشتم بدست آوردم و از آگاهیهای فراوانی که گرد کرده بودم بکتابی پرداختم که چون گذشته از داستان مشعشعیان و کعبیان ، رخدادهای دیگر خوزستان را در مدت پنج قرن دربر داشت آنرا « تاریخ پانصد ساله‌ی خوزستان» نام نهادم.
ولی چیستانی در کار بود که بایستی گشاده شود و بی‌گشادن آن کتاب ارزشی نداشتی و آن دعوی مهدیگری سید محمد و دعوی خدایی پسرش مولا علی بود. چه سید محمد مذهب اثنا عشری داشت و بنام این مذهب بوده که با دیگران نبرد و کشاکش می‌کرده و چنانکه می‌دانیم بنیاد مذهب اثنا عشری بر زنده و ناپیدا بودن مهدی پسر امام حسن عسکری است. یکی از پایه های آن است که او روزی پدید آمده جهان را از داد و نیکی پر خواهد ساخت. پس از چه راهی بوده که سید محمد خود را مهدی خوانده و از چه راهی بوده که دوازده امامیان دعوی او را پذیرفته‌اند؟ نیز دعوی خدایی مولا علی و کارهای او که کاروان حاجیان را کشتار و تاراج کرد و در نجف بارگاه امیرالمومنین علی را ویرانه کرده چوب محجر قبرش را چون هیزم زیر اجاق سوزانیدند. آیا این سیاهکاریها با مذهب شیعه چه سازشی داشته است؟ بویژه در آن زمان که شیعیان تازه بجوش و جنبش برخاسته و تعصب بی‌اندازه داشتند.
برای گشادن این چیستان راهی نبود جز آنکه کتابی یا نوشته‌ای از سید محمد یا یکی از پیروان او بدست بیاید.
ولی کو چنان کتابی؟ آنچه جستجو کردیم تنها نام « کلام المهدی» را بدست آوردیم که قاضی نوراللّه یاد می¬کند و می‌گوید گفته‌های سید محمد را دربر داشت و آنچه در فهرستهای کتابخانه‌های بزرگ اروپا جستجو کردیم و از کتابخانه‌های ایران سراغ آنرا پرسیدیم ، نسخه‌ای از آن نگرفتیم و نومید گردیده از چاپ کتاب هم چشم پوشیدیم.
چهار سال گذشت و روزی آقای مجد ضیایی کتابی بعربی در بازار خریده بودند بی آنکه بدانند چیست؟ و من چون نگریستم دیدم همان کلام المهدی است و خشنود گردیدم و چون آن کتاب را برای برادر خود در زنجان شادروان حاجی میرزا ابوعبدالله مجتهد زنجانی فرستاده بودند ، بخواهش من نسخه ای از آن نویسنده به تهران فرستاده گردید و بدینسان راه کار بروی من باز شد.
این کتاب از شگفتترین کتابها است. از خواندن او نه تنها تار و پود دعوی سید محمد و دعوی پسرش را بدست آوردیم بلکه به یک چیز ارجدار دیگری برخوردیم که از دیده‌ی تاریخ قرنهای اخیر ایران بسیار گرانبها است. سید محمد یکی از بدآموزان بزرگی بوده که در تاریخ اسلام پیدا شده و او برای پیشرفت دعوی و حکومت خود یکرشته بدآموزیهایی پدید آورده که نه تنها در زمان او و فرزندانش رواج گرفته بلکه پس از یکی دو قرن که کهن و ناپدید شده بود ناگهان از جای دیگری سر برآورده و بار دیگر مردمان را گرفتار کرده و شورشها و آشوبها پدید آورده است.
خواستم داستان شیخ احمد احسایی و بدآموزیهای او است. گفته های سید محمد که در این کتاب آورده شده ، اگر کسی نیک نگرد و آنرا با گفته های شیخ احسایی بسنجد خواهد دید شیخ چند چیز را از سید برداشته است (چنانکه سید نیز از باطنیان برداشته بود.)
درباره ی امام علی بن ابیطالب ، سید پیروی از باطنیان کرده او را بخدایی می رساند و آشکاره می گوید : گوهر خدایی در کالبد او جا داشته. شیخ احسایی هم او را با امامان بخدایی می رساند ، چیزی که هست بیکبار از مذهب شیعه پرت نشده باین بدآموزی خود رنگ دیگری داده با سودجویی از فلسفه ی یونان آن امامان را « علل اربع» می گرداند و از این راه خواست خود را پیش می برد.
درباره ی امام زمان ، سید محمد سخنانی می گوید که فشرده اش این است : « گوهر امام زمانی جدا است و پسر حسن عسکری جدا است. گوهر امام زمانی هر زمان می تواند در کالبد کسی دیگری باشد.» از روی هم رفته ی سخنان سید محمد پیدا است که او امام زمان را مرده می داند و چنین می گوید که باید گوهر امام زمانی اینبار در کالبد دیگر (کالبد خود او) پدید آید.
شیخ احسایی همان سخنان را گرفته او نیز امام زمان را مرده می شمارد و باین خواست خود پرده کشیده می گوید : « اما مولای صاحب الزمان فخاف من اعدائه و فرو دخل فی العالم الهور قلیایی.» او نیز می گوید که باید کسی دیگر بجای پسر حسن عسکری بیاید.
دانسته نیست که آیا شیخ احسایی کتاب سید محمد را در دست داشته و یا از کجا باین بدآموزیهای او نزدیک گردیده. آنچه بیگمان است آن است که یک همبستگی در میان این دو تن بوده است.
دست یافتن بدلایل و سخنان سید محمد که کوتاهشده ی آنرا بکتاب خود افزودیم ارزش آن کتاب را بیشتر گردانید و چون داستان مشعشعیان و کعبیان را تا آنروز کسی از ایرانیان یا شرقشناسان اروپا ننوشته بود از اینرو با همه ی گرفتاریها و با آنکه از چند سال باز از اینگونه چیزنویسی دور بودم روا ندیدم که از چاپ آن کتاب خودداری نمایم و چون در همان سال (۱۳۱۲) بچاپ مهنامه¬ی پیمان آغاز می کردیم بهتر دانستیم کتاب را همراه سال نخست آن مهنامه نشر کنیم و آنکار را کرده هزار و پانصد نسخه نیز فزونتر چاپ کردیم.
بدینسان کتاب انتشار یافت و پس از زمانی بفروش رفته نسخه های آن پایان پذیرفت در حالی که کسانی خواستار آن بودند زیرا گذشته از تاریخ خوزستان و داستان خزعل ، چون در این چند سال که ما از کیشها سخن رانده بارها نام سید محمد مشعشع و بدآموزیهای او را برده¬ایم ، کسانی می خواستند که او را نیک بشناسند و از بدآموزیهایش آگاه گردند.
اینبود بارها نامه می نوشتند و یا با زبان درخواست چاپ دوم آن کتاب را می کردند. در حالی که ما در این چند سال اخیر درباره ی سرگذشت خزعل و پیشامدهای بیست سال پیش خوزستان آگاهیهای ارجدار دیگری پیدا کرده ایم که می بایست آنها را نیز بکتاب بیفزاییم و اینکار گذشته از آنکه فرصتی می خواست که من اکنون نمی دارم از دیده ی سیاست کشور ایران نیز هنگامش نمی بود.
از اینرو در برابر درخواستهایی که می شد بهتر دانستم آن کتاب را به دو بخش گردانیده بخش مشعشعیان را (که داستان سید محمد و جانشینان او را با پیشامدهای خوزستان در زمان آنها و همچنان دعویها و بدآموزیهای سید محمد را دربر می دارد) جداگانه بچاپ رسانیم.
احمد کسروی
تهران
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
204
آپلود شده توسط:
farhizesh
farhizesh
1396/01/18

کتاب‌های مشابه

تاریخ جهانگشای جوینی ـ جلد 3
تاریخ جهانگشای جوینی ـ جلد 3
4.8 امتیاز
از 81 رای
تاریخ طبرستان - جلد ۱
تاریخ طبرستان - جلد ۱
4.4 امتیاز
از 102 رای
تلاش آزادی
تلاش آزادی
4.9 امتیاز
از 10 رای
بابک، حماسه ی ملی
بابک، حماسه ی ملی
4.6 امتیاز
از 38 رای
بدایع الوقایع - جلد ۲
بدایع الوقایع - جلد ۲
4.6 امتیاز
از 13 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی مشعشعیان یا بخشی از تاریخ خوزستان

تعداد دیدگاه‌ها:
1

این کار درستی نیست که کتاب آپلود شده رو بردارید و خودتون دوباره آپلود کنید.
کیفیت کتاب خوب بود.

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
مشعشعیان یا بخشی از تاریخ خوزستان
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک