رسته‌ها
تمهیدات
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 95 رای
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 95 رای
عین القضات همدانی (۵۲۵ م) یکی از مشهورترین عارفانی است که آثار گوناگونی از او در زمینه های عرفان، فلسفه و دین به زبان های فارسی و عربی برجای مانده است. تمهیدات، اثری مهم در عرفان و اصول طریقت، یکی از مهم ترین آثار فارسی اوست که گذشته از اهمیّتی که در عرفان دارد، از نظر نثر شاعرانه و زبان تصویری و خیال انگیز، شایان توجه است. استعاره محوری عین القضات را در این کتاب، «تقابل» تشکیل می دهد. ضعف زبان روزمرّه و ناتوانی آن در بیان تجربیّات ناب روحی عارف، عاملی است تا کلام او سرشار از تخیّل، عاطفه، موسیقی و سایر عناصر خیال انگیز باشد.

فهرست مطالب تمهیدات:
تمهید فصل اول: فرق علم مکتب است با علم لدنی
تمهید فصل ثانی: شرط های سالک در راه خدا
تمهید فصل ثالث: آدمیان بر سه گونه فطرت آفریده شده اند
تمهید فصل رابع: خود را بشناس تا خدا را بشناسی
تمهید فصل خامس: شرح ارکان پنجگانه اسلام
تمهید فصل سادس: حقیقت و حالات عشق
تمهید فصل سابع: حقیقت روح و دل
تمهید فصل ثامن: اسرار قرآن و حکمت خلقت انسان
تمهید فصل تاسع: بیان حقیقت ایمان و کفر
تمهید فصل عاشر: اصل و حقیقت آسمان و زمین نور محمد و ابلیس آمد
منتخبات شرح تمهیدات از گیسو دراز
فهرست لغات و اصطلاحات
فهرست آیات قرآن
فهرست احادیث
فهرست اعلام
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
738
آپلود شده توسط:
Mahsaa
Mahsaa
1388/11/29
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی تمهیدات

تعداد دیدگاه‌ها:
11
واقعا به وجود این کتاب با تصحیح عفیف عسیران نیاز داشتم امیدوارم خودش باشد

آدمی را سعادتی نهاده اند که آن را لقاءالله خوانند و تکاپوی اولین و آخرین از انبیاء و اولیاء در طلب آن سعادت بوده است .
و ممکن نیست که آدمی بدین سعادت رسد الا آنکه محبت حق حاصل کرده بود .
و مپندار که تو و امثال تو از محبت جز رسمی بی حقیقت دانسته اید .و محبت حاصل نیاید الا آنکه معرفت حاصل گردد .
......هر چه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم همه آن است که یقین ندانم نبشتنش بهتر است نانبشتنش .
ای دوست نه هر چه درست و صواب بوََد روا بوَد که بگویند .....
و نباید در بحری افکنم خود را که ساحلش بدید نبود و چیزها نویسم «بی خود » که چون « وا خود » آیم بر آن پشیمان باشم و رنجور .
ای دوست می ترسم و جای ترس است از مکر سرنوشت ....
حقا و به حرمت دوستی که نمی دانم که این که می نویسم راه «سعادت » است که می روم یا راه «شقاوت » .
و حقا که نمی دانم که اینکه نبشتم «طاعت » است یا « معصیت » .
کاشکی یکبارگی نادان شدمی تا از خود خلاصی یافتمی !
چون در حرکت و سکون چیزی نویسم رنجور شوم از آن به غایت .
و چون در معاملت راه خدا چیزی نویسم هم رنجور شوم .
و چون احوال عاشقان نویسم نشاید .
و چون احوال عاقلان نویسم هم نشاید .
و هر چه نویسم هم نشاید .
و اگر هیچ ننویسم هم نشاید .
و اگر گویم نشاید .
و اگر خاموش هم گردم نشاید .
و اگر این واگویم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید ...................
رساله عشق

و فرمود :
پیوسته در راه طلب باش تا طلب روی با تو نماید .
چه اگر طلب نقاب عزت از روی جمالِ خود بگشاید ، همگی تو را چنان غارت کند که از تو چندان اثر
نماند که تمییز کنی که تو طالبی یا نه .
اکنون چنان که توانی طاعتی می کن و از هر معصیتی می پرهیز ، و بهترین طاعت تو آن بوَد که تقربی
کنی به دوستی از دوستان او ، تا باشد که به عنایت او از این هاویه که در آنجا افتاده ای خلاصی یابی .
عشقت کند هر آنچه بباید تو صبر کن شاگرد عشق باش تو را او بس اوستاد
هر نفسی که جز در طلب این حدیث خرج کنی تاوان بر تو بوَد .
سلوک باید تا به درون پرده راه یابی .
و می فرمود :
دری می زن و تعللی می کن و از طلب به کلی خالی مباش که روا نیست تغافل نمودن از طلب .
در سرای مرا گاه گاه حلقه بزن روا مدار که بیگانه وار بر گذری
و می فرمود :
دانی که جمال اسلام چرا نمی بینیم ؟
از بهر آن که بت پرستیم .
بت نفس اماره را معبود ساخته ایم .
جمال اسلام آنگاه بینیم که رخت از معبود هوایی به معبود خدایی کشیم .
عادت پرستی را مسلمانی چه خوانی ؟
اسلام آن باشد که خدا را منقاد باشی و او را پرستی ، و چون نفس و هوی را پرستی بندۀ خدا نباشی
لطفا کتاب نامه های این همدانی پر شروشور رو هم آپ کنین - ممنون و سپاس
این کتاب و کتاب هایی که از همین منبع هستند با چه اجازه ای منتشر شدن؟اگر میدونید به منم بگید.آیا منتشر کننده نسخه خطی رو حروفچینی کرده؟چون نام انتشارات نیز ندارد
با تشکر ،لطفا در صورت امکان کتاب مُمدّ الهمم آیه اله حسن زاده آملی ، شرح فصوص الحکم داود قیصری و کتاب نامه های عین القضات همدانی رو هم آپلود کنین.
اگه امکانش باشه لطفا کتاب نامه های عین القضات همدانی رو هم آپلود کنین.
عشق را از عَشقه گرفته‌اند و آن گیاهی‌ست که در باغ پدید آید در بُنِ درخت. اول بیخ در زمین سخت کند، پس سَر برآرد و خود را در درخت پیچد و هم‌چنان می‌رود تا جملهْ درخت را فراگیرد، و چنانش در شکنجه کشد که نم در درخت نمانَد و هر غذا که به واسطه‌ی آب و هوا به درخت رسد به تاراج می‌برد تا آنگاه که درخت خشک شود.
درختی وجود آدمی نیز چنان است. و چون این شجره‌ی طیّبه بالیدن آغاز کند و نزدیک کمال رسد، عشق از گوشه‌ای سر برآرد و خود را در او پیچد تا به جایی که هیچ نمِ بشریت در او نگذارد. و چندان که پیچِ عشق بر تن شجره زیادت شود، به یکبارگی علاقه منقطع گردد. پس آن شجره روانِ مطلق گردد و شایسته آن شود که در باغ الهی جای گیرد.

تمهیدات/ عین القضاة

دانلود رایگان

اگر عضو نیستید در کمتر از یک دقیقه عضو شوید و کتاب اول خود را رایگان مطالعه کنید.

با خرید اشتراک می‌توانید فایل PDF کتاب‌ها را نیز دانلود کنید.

ورود / ثبت‌نام
PDF
31 مگابایت
تمهیدات
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک