رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.6
با 37 رای
امتیاز شما
5 / 4.6
با 37 رای
منطِقُ‌الطَّیِّر یا مقامات‌الطیور منظومه‌ای است از عطار نیشابوری که به زبان فارسی و در قالب مثنوی در بحر رمل مسدس مقصور (محذوف) سروده شده‌است. کار سرودن این مثنوی در قرن ششم هجری قمری (۱۱۷۷ میلادی) پایان یافته‌است. ابیات این مثنوی را معمولاً بین ۴۳۰۰ تا ۴۶۰۰ بیت دانسته‌اند، از مثنوی‌های تمثیلی عرفان اسلامی به شمار می‌آید. مراحل و منازل در راه پوییدن و جُستن عرفان یعنی شناختن رازهای هستی در منطق‌الطّیر عطار هفت منزل است. او این هفت منزل را هفت وادی یا هفت شهر عشق می‌نامد.
هفت وادی به ترتیب چنین است: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، و فقر که سرانجام به فنا می‌انجامد. در داستان منطق‌الطّیر، گروهی از مرغان برای جستن و یافتن پادشاهشان سیمرغ، سفری را آغاز می‌کنند. در هر مرحله، گروهی از مرغان از راه بازمی‌مانند و به بهانه‌هایی پا پس می‌کشند، تا این‌که پس از عبور از هفت مرحله، از گروه انبوهی از پرندگان تنها «سی مرغ» باقی می‌مانند و با نگریستن در آینه حق درمی‌یابند که سیمرغ در وجود خود آن‌هاست. در نهایت با این خودشناسی مرغان جذب جذبه خداوند می‌شوند و حقیقت را در وجود خویش می‌یابند.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
426
حجم:
8 MB
آپلود شده توسط:
هانیه
1396/09/05
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی منطق الطیر

تعداد دیدگاه‌ها:
2
ای به سرحد صبا سیر تو خوش

در گلستان منطق الظیر تو خوش
پاک دینی گفت سی سال تمام
عمر بی‌خود می‌گذارم بر دوام

همچو اسمعیل در غم ناپدید
آن زمان کو را پدر سر می‌برید

چون بود آنکس که او عمری گذاشت
همچو آن یک دم که اسمعیل داشت

کس چه داند تا درین حبس و تعب
عمر خود چون می‌گذارم روز و شب

گاه می‌سوزم چو شمع از انتظار
گاه می‌گریم چو ابر نو بهار

تو فروغ شمع می‌بینی خوشی
می‌نه‌بینی در سر او آتشی

آنکه از بیرون کند در من نگاه
کی برد هرگز درون سینه راه

در خم چوگان چه گویی، هیچ جای
می‌ندانم پای از سر، سر ز پای

از وجود خود نکردم هیچ سود
کانچه کردم وانچه گفتم هیچ بود

ای دریغا نیست از کس یاریم
عمر ضایع گشت در بی‌کاریم

چون توانستم ندانستم، چه سود
چون بدانستم، توانستم نبود

این زمان در عجز و در بیچارگی
می‌ندارم چارهٔ جز غمخوارگی

حضرت عطار، منطق‌الطیر، فی‌وصف حاله، گفتهٔ پاک‌دینی که سی‌سال عمر بی‌خود می‌گذارد، ص ۲۹۵ص
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.