رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.5
با 24 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.5
با 24 رای
✔از متن کتاب:
قطار خرمشهر دل تاریکی را می شکافت و به طرف تهران پیش می رفت. ضربه چرخها و فریاد مقطع ریلها در هم می پیچید و در خاموشی رخنه می کرد. در میان آن سرما و سکوت، درون کوپه ها برای خود دنیای دیگری بود. در کوپه ما که چهار نفر بودیم، تنها من بیدار بودم و در روشنایی مات کوپه، همسفرانم را می دیدم که هریک به طرزی لمیده و به خواب رفته اند.
خسته بودم ولی خوابم نمی برد. از تنهایی حوصله ام سر رفته بود. ساعت در حدود یازده شب بود که قطار وارد ایستگاه "مشک آباد" شد و چند دقیقه بعد حرکت کرد. من از کوپه بیرون آمدم که به رستوران قطار بروم و با یک فنجان قهوه خستگی و خواب آلودگی را از خودم دور کنم.
چراغ خواب بیشتر کوپه ها روشن بود. در راهرو واگن ها کسی دیده نمی شد. رستوران تقریبا تعطیل بود. جز کارکنان آن، از مسافرین کسی در آنجا دیده نمی شد. پشت میزی نشستم و سفارش یک فنجان قهوه دادم و سیگاری آتش زدم. نگاهم را به بیرون دوختم. تاریکی شب مانند مهی غلیظ و تیره روی روشنایی مات برف معلق مانده بود. آن شب من از یک ماموریت برمی گشتم...

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
311
حجم:
4 MB
آپلود شده توسط:
محمد
1397/01/15
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی آن سوی خط زرد

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.