رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد.

خانواده ما: مجموعه داستان

امتیاز شما
5 / 4.4
با 60 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.4
با 60 رای
از متن کتاب:
زن بابایم زن بدی نبود، ولی جنگره و ایرادی بود. هر چیزی که گیرش می آمد، برای بچه های خودش کنار می گذاشت. من و احمد و اختر در واقع چشته خور بودیم. آن زمانها که مادرمان زنده بود، ما بچه ها کبکمان خروس می خواند و نانمان توی روغن بود. وضعمان با اینکه چندان تعریفی نداشت، ولی مادر به هر دری که می توانست میزد تا لقمه نانی برای ما بچه ها دست و پا کند. مادر زن زحمتکشی بود. از اذان صبح تا تنگ کلاغ پر، سگدو میزد. پادویی و کلفتی و رختشویی و قالیشویی می کرد تا صنار-سه شاهی گیر بیاورد و کمک خرج خانه مان شود. گاهگداری از خانه هایی که کار می کرد غذا و لباس می آورد و به من و احمد می داد. خوشی مادر در خوشی ما خلاصه می شد. خوشی ما از تمام خوشی های نبوده مادر، سر بود. یک قلپ آب خوش از گلوی مادر پایین نمی رفت بس که در فکر ما بود. همیشه ورد زبانش بود:
- شماها باید درس بخونین. تمام جون کندن من و پدرتون به خاطر همینه. به قرآن و سی جزوش، تمام دنیا و مافیها پیش ما یه غاز ارزش نداره. شما آقا باشین برای ما بسه...

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
آپلود شده توسط:
هانیه
1397/09/19
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی خانواده ما: مجموعه داستان

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.