رسته‌ها

نادر نادرپور
(1308 - 1378 هـ.خ)

شاعر و مترجم
مشخصات:
نام واقعی:
نادر نادرپور
نام به انگلیسی:
تاریخ تولد:
1308/03/16 خورشیدی
تاریخ درگذشت:
1378/11/29 خورشیدی (70 سالگی)
محل تولد:‌
تهران
جنسیت:‌
مرد
ژانر:‌
شعر نو
زندگی‌نامه
نادر نادرپور یکی از برجسته‌ترین شاعران و نویسندگان ایرانی بود که تاثیر زیادی بر شعر معاصر فارسی، نقد ادبی و ترجمه گذاشت. او از نخستین اعضای کانون نویسندگان ایران بود و در تاسیس این نهاد نقش داشت. نادرپور در زمینه شعر نو فعالیت داشت و مجموعه‌های شعری متعددی منتشر کرد، از جمله چشم‌ها و دست‌ها، دختر جام و شام بازپسین. او همچنین در حوزه ترجمه آثار ادبی فعال بود و اشعار هوهانس تومانیان و مجموعه‌ای از شاعران معاصر ایتالیا را به فارسی برگرداند. نادرپور به زبان فرانسوی تسلط داشت و تحصیلات خود را در دانشگاه سوربن به پایان رساند. پس از انقلاب ۱۳۵۷، به آمریکا مهاجرت کرد و تا پایان عمر در آنجا به فعالیت‌های فرهنگی ادامه داد. آثار او همچنان در محافل ادبی مورد توجه قرار دارند و نقش مهمی در شکل‌گیری شعر نو فارسی ایفا کرده‌اند.
بیشتر
ویرایش

کتاب‌های نادر نادرپور
(18 عنوان)

آخرین دیدگاه‌ها

تعداد دیدگاه‌ها:
1
<p>&nbsp;<br></p><br><p>خون و خاکستر</p><p>آن زلزله ای که خانه را لرزاند</p><p>یک شب ، همه چیز را دگرگون کرد</p><p>چون شعله ، جهان خفته را سوزاند</p><p>خاکسترصبح را پر از خون کرد</p><p>او بود که شیشه</p><p>های رنگین را</p><p>از پنجره های دل ، به خاک انداخت</p><p>رخسار زنان و رنگ گلها را</p><p>در پشت غبار کینه ، پنهان ساخت</p><p>گهواره ی مرگ را بجنبانید</p><p>چون گور ، به خوردن کسان پرداخت</p><p>در زیر رواق کهنه ی تاریخ</p><p>بر سنگ مزار شهر یاران تاخت</p><p>تندیس هنروران پیشین را</p><p>بشکست و بهای</p><p>کارشان نشناخت</p><p>آنگاه ،‌ ترانه های فتحش را</p><p>با شیون شوم باد ،‌ موزون کرد</p><p>او ، راه وصال عاشقان را بست</p><p>فانوس خیال شاعران را کشت</p><p>رگهای صدای ساز را بگسست</p><p>پیشانی جام را به خون آغشت</p><p>گنجینه ی روزهای شیرین را</p><p>در خاک غم گذشته ، مدفون کرد</p><p>تالار بزرگ</p><p>خانه ، خالی شد</p><p>از پیکره های مرده و زنده</p><p>دیگر نه کبوتری که از بمش</p><p>پرواز کند به سوی آینده</p><p>در ذهن من از گذشته ، یادی ماند</p><p>غمناک و گسسته و پراکنده</p><p>با خانه و خاطرات من ، ای دوست</p><p>آن زلزله ،‌ کار صد شبیخون کرد</p><p>ناگاه ، به هر طرف که رو کردم</p><p>دیدم همه وحشت</p><p>است و ویرانی</p><p>عزم سفر به پیشواز آمد</p><p>تا پشت کنم بر آن پریشانی</p><p>اما ، غم ترک آشیان گفتن</p><p>چشمان مرا که جای خورشید است</p><p>همچون افق غروب ،‌ گلگون کرد</p><p>چون روی به سوی غربت آوردم</p><p>غم ،‌ بار دگر ،‌ به دیدنم آمد</p><p>من ، برده ی پیر آسمان بودم</p><p>زنجیر بلا به گردنم آمد</p><p>من ، خانه ی خود به غیر نسپردم</p><p>تقدیر ،‌ مرا ز خانه بیرون کرد</p><p>اکنون که دیار آشنایی را</p><p>چون سایه ی خویش ، در قفا دارم</p><p>بینم که هنوز و همچنان ، با او</p><p>در خواب و خیال ، ماجرا دارم</p><p>این عشق کهن که در دلم باقی است</p><p>بنگر که مرا چگونه مجنون کرد</p><p>اینجا که منم ، کرانه ی نیلی</p><p>از پنجره ی مقابلم پیداست</p><p>خورشید برهنه ی سحرگاهش</p><p>همبستر آسمانی دریاست</p><p>گاهی به دلم امید می بخشم</p><p>کان وادی سبز آرزو ،‌ اینجاست</p><p>افسوس که این امید بی حاصل</p><p>اندوه مرا هماره افزون کرد</p><p>اینجا که منم ، بهشت جاوید است</p><p>اما چه</p><p>کنم که خانه ی من نیست</p><p>دریای زلال لاجوردینش</p><p>آینه ی بیکرانه ی من نیست</p><p>تاب هوس آفرین امواجش</p><p>گهواره ی کودکانه ی من نیست</p><p>ماهی که برین کرانه می تابد</p><p>آن نیست که از بلندی البرز</p><p>تابید و مرا همیشه افسون کرد</p><p>اینجاست که من ، جبین پیری را</p><p>در</p><p>آینه ی پیاله می بینم</p><p>اوراق کتاب سرگذشتم را</p><p>در ظرف پر از زباله می بینم</p><p>خود را به گناه کشنم ایام</p><p>جلاد هزار ساله می بینم</p><p>اما ، به کدام کس توانم گفت</p><p>این بازی تازه را که گردون کرد</p><p>هربار که رو نهم به کاشانه</p><p>در شهر غریب و در شب دلگیر</p><p>هر</p><p>بار که سایه ی سیاه من</p><p>در نور چراغ کوچه ای گمنام</p><p>بر پشت دری به رنگ تنهایی</p><p>آوارگی مرا کند تصویر</p><p>با کهنه کلید خویش می گویم</p><p>کای حلقه به گوش مانده در زنجیر</p><p>اینجا ، نه همان سرای دیرین است</p><p>در این در بسته ، کی کنی تأثیر ؟</p><p>کاشانه ی نو ، کلید نو خواهد</p><p>در قلب جوان ،‌ اثر ندارد پیر</p><p>از پنجه ی سرد من چه می خواهی ؟</p><p>سودی ندهد ستیزه با تقدیر</p><p>وقتی که خروس مرگ می خواند</p><p>دیرست برای در گشودن ، دیر</p><p>آن ، زلزله ای که خانه را لرزاند</p><p>گفتن نتوان که با دلم چون کرد</p><br><br><br><p><br></p>
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.