رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

تلاشی برای زیر سوال بردن نظریه داروین. که خوب نتیجه مشخص است!
جناب محمدعلی! این همه «شواهد» که اسامی انگلیسی آن‌ها را هم ذکر کرده‌اید از کجا آمده‌اند؟ صرف نوشتن ترجمه انگلیسی که به نوشته شما اعتبار نمی‌بخشد و متاسفانه باید بگویم به قصد مرعوب کردن خواننده ذکر شده‌اند. حداقل رفرنسی، مقاله‌ای (قاعدتاً غیر از وبلاگ خودتان) را برای هرکدام ذکر می‌کردید. متاسفانه جستجوهای من برای نوشته‌های شما راه به جایی نبرد. در عوض در سایت نشنال جئوگرافیک می‌توانید [url=http://news.nationalgeographic.com/news/2009/02/090226-oldest-footprints.html]ببینید[/url] که قدیمی‌ترین رد پای انسان مدرن (با شست موازی با سایر انگشتان) قدمتی حدود ۱.۵ میلیون‌ سال دارد و در کنیا پیدا شده. سایت ساینس دیلی هم قدمت قدیمی‌ترین ابزار ساخت اجداد بشر را ۳.۴ میلیون سال [url=http://www.sciencedaily.com/releases/2010/08/100811135039.htm]تخمین زده است[/url]. مطمئن باشید که دانشمندان اگر به این شواهد دسترسی داشتند قبل از من و شما نظریات حاکم را نقض یا حداقل اصلاح می‌کردند. همان‌طور که در برخورد با سایر نظریات (مثل مکانیک نیوتنی، اخترشناسی و ...) تعصب جایی ندارد. برادر من، جامعه علمی نگران خدشه وارد شدن به اعتبار «پیامبر»شان و «ایدئولوژی‌ها»یشان نیستند. آن‌ها به دنبال حقیقت هستند. داروین برای کسی مقدس نیست که بخواهد به هر قیمتی از آن دفاع کند.
بحث جالب شد. شما ناخواسته از نظریه داروین در تئوری خود استفاده کرده‌اید. شما مدام دارید از لغت «منشعب» استفاده می‌کنید و مثلاً می‌گویید که همه «میمون»‌های کنونی از یک میمون که در کشتی نوح بوده منشعب شده‌اند. خوب برادر من این معنی‌اش همین گونه‌زایی است که مدام تلاش دارم به شما بقبولانم. وقتی می‌گوییم که مثلاً گوریل و بابون و لمور هرسه از خانواده نخستی‌ها (به تعبیر شما: میمون) هستند و از طرفی این‌ها نمی‌توانند با هم آمیزش کنند، یعنی بین آن‌ها گونه‌زایی رخ داده است. [url=http://en.wikipedia.org/wiki/Gorilla]این موجود[/url] و [url=http://en.wikipedia.org/wiki/Philippine_tarsier]این موجود[/url] هردو میمون محسوب می‌شوند و جثه یکی ده‌ها برابر دیگری است. مسلم است که نمی‌توانند با هم آمیزش کنند. شما وقتی به شباهت ژنتیکی بین میمون‌ها و سگ‌سانان و گربه‌سانان اشاره می‌کنید، چرا به شباهت ژنتیکی انسان و شامپانزه هم اشاره نمی‌کنید؟ همین «تفاوت‌های میکرونی» که شما تعریف کرده‌اید، موجب تفاوت این دو موجودی شده که لینک داده‌ام. حالا شما اسکلت شامپانزه را با انسان و شامپانزه را با لمور ماداگاسکار مقایسه کنید. کدامشان بیشتر شباهت دارند؟ (لطفاً این سوال را جواب دهید) شما مدعی هستید که از ۶۵ میلیون سال پیش انسان همین بوده که هست. چرا شواهد سنگواره‌ای این حرف شما را تایید نمی‌کند؟ قدیمی‌ترین هوموساپینس کشف شده کمتر از ۲۰۰ هزار سال قدمت دارد. شما حتی یک فسیل انسان در دوره کامبرین پیدا کنید تا این نظریه‌تان را تایید کند. پاسخ سوال اشتباهات خلقت را هم ندادید.
جناب محمدعلی، این‌که دانشمندان هنوز نتوانسته‌اند علت یک پدیده را کامل شناسایی کنند، دلیل نمی‌شود که نظریه شما را بپذیریم. نظریه طوفان نوح شما چند مشکل دارد. اول این‌که بالغ بر ۵۰۰۰ گونه پستاندار و بیش از ۹۰۰۰ گونه خزنده خشکی‌زی و بیش از یک میلیون گونه حشره شناخته شده است. اگر طوفان کذایی همه موجودات غیر از ساکنین کشتی را نابود کرده باشد، این گونه‌ها الان از کجا آمده‌اند؟ شما که به گونه‌زایی اعتقاد ندارید، پس این گونه‌ها همگی باید سوار بر کشتی نوح بوده باشند. نوح چقدر وقت داشته که همه این گونه‌ها را بیابد و سوار کشتی کند. از آغازیان و باکتری‌ها و پرندگان و ماهی‌ها و سخت‌پوستان می‌گذریم و فرض می‌کنیم آن‌ها توانسته‌اند در این طوفان زنده بمانند. دوم این‌که اگر نوح و همسرش پدر و مادر همه انسان‌های کنونی هستند، چه مکانیزمی برای وجود این تنوع نژادی کنونی معرفی می‌کنید؟ اصولاً علت تفاوت ژنتیکی میان انسان‌ها چیست؟ مگر همه یک نیای مشترک ندارند؟ اصولاً چرا در اجرای دستور خدا، نوح دایناسورها را فراموش کرده؟! مگر آنها هم مخلوق «خدا» نبودند؟ می‌بینید جناب محمدعلی، برای توجیه این سوالات آخرسر مجبور می‌شوید کار را به حکمت خدا واگذار کنید و این‌که قرار نیست علت همه کارهایش را بفهمیم. در یک طرف یک نظریه وجود دارد که شواهد زیادی دارد، کمترین استثنائات را قائل می‌شود و به سادگی قضیه را توضیح می‌دهد و در طرف دیگر با خدایی طرف هستیم که اول صفت هوشمند را به او می‌دهیم و وقتی نقاط ضعف طراحی‌هایش را یادآور می‌شویم اعلام می‌کنید که همه حکمت او برای ما شناخته شده نیست. اگر با فردی شطرنج بازی کنیم و از میان حرکاتش، آنهایی را که درخشان هستند در نظر بگیریم و سایر حرکات ضعیفش را نادیده بگیریم و بگوییم اینجا درک ما از بازی شطرنج آنقدر پیشرفت نکرده که بتوانیم علت حرکتش را بفهمیم، این روش منصفانه‌ای برای قضاوت در مورد مهارت شطرنج این فرد نیست. البته اگر شما از اول این شخص را قهرمان قهرمانان شطرنج فرض کنید، تلاش می‌کنید که همه حرکاتش را درخشان تفسیر کنید؛ ولو به قیمت عوض کردن قانون شطرنج. حالا شما بفرمایید علت اشتباهات خلقت این خالق هوشمند را شرح دهید: اندام‌های وستیجیال که عرض کردم - هزاران بیماری ژنتیکی - تنگ بودن کانال زایمان در انسان به طوری که زایمان را به یک تجربه عذاب‌آور تبدیل می‌کند - وجود نقطه کور در چشم و...
ظاهراً امکان ویرایش نظرها وجود ندارد. در کامنت قبلی یادم رفت چند خط آخر که کپی کرده بودم را پاک کنم. برای [url=http://en.wikipedia.org/wiki/Vestigiality]اندام وستیجیال[/url] هم لینک وجود دارد که می‌توانید رویش کلیک کنید تا ببینید.
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.