آمار و اطلاعات
کتابی آپلود نشده
نویسندههای مورد علاقه
آخرین دیدگاهها
[quote='kingbooksaraereza30000قاسم موحدیnanaz051rain_rainy71nadarli69nilofarabi']افکار کمونیستی ...فلسفی .....مذهبی همه را در هم آمیخته و در این کتاب در نهایت بی دینی و خودکشی وبی هویتی در ابراز خود و هستی
مزخرفترین کتابی بود که خوندم .مسئولین کتابناک لطفا هرچه زودتر رسیدگی بفرمایند تا بیش از بی هویتی رواج نیابد
کلماتی قلمبه سلمبه با ریشه کمونیستی....
براستی که خیال باطل که می گویند از آن کسانی به مانند شما هست که خود و خیال خود را برتر از دیگران می دانید و دیگران را تنها و تنها سرکوب می کنید. باشد که روزی رستگار ( خردمند ) شوید.
شاد باشید.
افکار کمونیستی ...فلسفی .....مذهبی همه را در هم آمیخته و در این کتاب در نهایت بی دینی و خودکشی وبی هویتی در ابراز خود و هستی
مزخرفترین کتابی بود که خوندم .مسئولین کتابناک لطفا هرچه زودتر رسیدگی بفرمایند تا بیش از بی هویتی رواج نیابد
کلماتی قلمبه سلمبه با ریشه کمونیستی....بیشتر از بیست ترجمه از کتابهای مرحوم ذبیح الله منصوری را خواندم،بسیار زیبا و مفهومی ترجمه کردند،با کتابهایی که از ایشان در اختیار داشتم و امانت دادن به دوستان،تعداد زیادی کتابخوان شدند...من شنیدم که آقای ذبیح الله منصوری کتابهایی که ترجمه کردن رو خیلی بشون اضافه کردن و از لحاظ تاریخی مستند و قابل اطمینان نیستن.کسی هست راهنماییم کنه که این نظر درسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟مترلینگ تکه!تکــــــــــــــــــــــــــــــ�
�ـــــــــــــــــــــ
باتشکر
آنچه باعث شده مترجم آقای ذبیح الله منصوری بدنبال ترجمه این کتاب از مترلینگ برود تنها یک جمله بوده
وقتی به شعله شمع فوت میکنید وشمع خاموش میشود (شعله به کجا میرود )
در زیراین جمله نوشته بودند .......................موریس مترلینگموریس مترلینگ واقعا از اندیشمندان بزرگ تاریخ میباشند کتابهای موریس را برای شناختن هر چه بیشتر خدا(خداشناسی) توصیه میکنمکتابهای مترلینگ فوق العاده هستند[/quote]
در افکار کوچک و دنیای بزرگ
· 11 سال پیش
0 نفر
جوی آب کوچک و ظریفی بودم
در بیشه ها و کوهها
در دره ها جاری بودم
میدانستم که آبهای شفاف
در خودشان غرق میشوند
میدانستم در دریاها
در آغوش امواج
برای جوی های کوچک
زندگی تازه ای آغاز میشود
نه دوری راهها
نه پستی های تاریک
نه هوس شفافی
مرا از رفتن باز نداشت
اکنون من با امواج بی انتها
یکی شده ام
زنده بودنمان در تلاشمان است
نابودیمان در توقف.
[edit=simin]1393/11/10[/edit]
در سلام آقا معلم
· 12 سال پیش
0 نفر
یازان : شهریار
اویون اولدوق
ایتیمیز قورد اولالی، بیزده قاییدیق قویون اولدوق
ایت ایله قول- بویون اولدوق
ایت الیندن قایدیب، قوردادا بیر زاد بویون اولدوق
ایت ایله قول- بویون اولدوق
قوردوموز دیشلرینی هی قارا داشلاردا ایتیدی
قویونون دا ایشی بیتی
سون سوخولدی سورویه، بیر سورونی سؤکدی –داغیدی
اکیلیب، ایت گئدیب ایتدی
بیزده باخدیق ایت ایله قورد آراسیندا اویون اولدوق
ایت ایله قول- بویون اولدوق
************************
ترجمه
بازی داده شدیم
وقتی سگمان گرگ شد ما هم برگشته و گوسفند شدیم
با سگان هم آغوش شدیم
از هراس سگ به گرگ هم وعده ها دادیم
با سگان هم آغوش شدیم
گرگمان دندانهایش را با سنگهای سیاه تیز میکرد
کار گوسفندان به پایان رسید
سپس –گرگ- وارد گله شد و گله را تار و مار کرد
سگ هم –از ترس- فرار را بر قرار ترجیح داد
میبینیم که ما بین سگ و گرک بازی داده شدیم
با سگان هم آغوش شدیم.
**************************************
http://www.tatha.fagig.com/shahriar.htm
*******************************************
در کلیات اشعار ترکی شهریار
· 14 سال پیش
0 نفر
نیم نانی گر خورد مرد خدا
بذل درویشان کند نیمی دگر
ملک اقلیمی بگیرد پادشاه
همچنان در بند اقلیمی دگر
8
در گلستان سعدی
· 14 سال پیش
3 نفر
[b]قطعه شعرهای مربوط به آراز (ارس) و صمد در ادبیات شفاهی آذربایجان به همراه ترجمه[/b]
آراز-آراز قان آراز
سولطان آراز خان آراز.
سنی گؤروم یاناسان
بیل دردیمی، قان آراز.
آراز اوسته، بوز اوسته
کباب یانار کؤز اوسته.
قوی منی اؤلدورسونلر
دانیشدیغیم سؤز اوسته.
آرازی آییردیلارقومونان دویوردولار
من سندن آیریلمازدیم ظولمینان آییردیلار
آخیتدین گؤزوم یاشین
گؤروم قوروسون داشین.
سنی گؤروم یاناسان
بس نئیلهدین یولداشین؟
سن دئییردین کی هئچ واقت،
قارا بالیق یاتمادی،
گئدیب، یولداش آختاردی،
ساققالاردان قورخمادی.
من عاشیق دان بانیدی
سحرین دان بانیدی.
ایچمه آرازین سویون
صمدین آل قانیدی.
آراز، سندن کیم کئچدی؟
کیم غرق اولدو، کیم کئچدی؟
صمدی سن بوغمازدین،
سؤیله باغرین کیم دئشدی؟
آرازام, باتمام قوما،
او گلمیشدی قوینوما،
آرخادان دوشمن ووروب،
قانین ییخدی بوینوما.
صمد قاریشدی ائلینه
درمان آختاردی دردینه
آندیریردی سنه، منه
ظالیملرله وار ایشیمیز.
ائل یولوندا گئتدی صمد
جانین فدا ائتدی صمد
آرزیسینا یئتدی صمد
آچیلدی باغلی قولوموز.
عزا گونو دؤیوش مارشین چالیریق
ظولم ائدنین یوواسینی تالیریق
قوچاقلار قانینا قانلار آلیریق
کاش گؤرهیدی بو گونلری گؤزلرین.
اولکر نور ساچیری گونشدن آرتیق
ائللر سنی سئویر یولداشدان آرتیق
سن بیزه عزیزسن قارداشدان آرتیق
سؤز قوشدوم آدینا صمد بهرنگی
داها آراز اوسته گمی گلمهدی،
آی اوشاقلار صمد عمی گلمهدی
آرازین آرام یئری
سیزیلدار یارام یئری
هر محنته دؤزه رم
کسیلیب چارام یئری
نارینجا باخ نارینجا
ساخلارام سارالینجا
اوقدیر اؤلمویئیدم
آرزوم یئرین آلینجا
آرازام کوره بندم
بولبولم گوله بندم
دیندیرمه یین غملی یم
بیر شیرین دیله بندم
دو گل گئداق داش بولاغ
سولاری سرخوش بولاغا
بیرینی سن دئی بیرین من
توکاق قان گؤز یاش بولاغا
سبلاندا بوز باغلار
دوره سی یارپوز باغلار
گون او گون اولا قارداش
شاعر سنه سؤز باغلار
آراز آراز خان آراز
سلطان آراز خان آراز
چای - بولاغون قوروسون
منیم تکین یان آراز
هر آخان آراز اولماز
یاواسوز آواز اولماز
ائله بئل باغلییانین
یای یازی آیاز اولماز
*********************ترجمه*****************
آراز(ارس) ، آراز ، آراز خونین
آراز سلطان، آراز خان
الهی آتش بگیری
دردم را درک کن
روی آراز ، روی یخ
کباب روی آتش میسوزد
بگذار مرا به خاطر
سخنی که گفته ام بکشند
آراز را جدا کردند و با شن سیرش ساختند
من از تو جدا نمیشدم بزور جدایمان کردند
اشکم را جاری کردی
الهی خشک شوی
آلهی آتش بگیری
با رفیقت چه کردی؟
تو میگفتی که ماهی سیاه
هرگز نخوابید
رفت و دنبال رفیقش گشت
از کوسه ها نمیترسید
من عاشقم، وقت سحر است
ستاره سحر در آمده است
آب از آراز نخورید
خون سرخ صمد است
آراز ، چه کسی از تو عبور کرد
چه کسی غرق شد و که عبور کرد
تو صمد را غرق نمیکردی
بگو چه کسی او را درید
آراز هستم، در شن فرو نمیروم
او در بغل من بود
دشمن از پشت خنجر زد
خونش را به گردن من انداخت
صمد در ایلش حل شد
پی درمان دردهای (ایلش) بود
به من و تو فهماند
ما با ظالمان سر .و کار داریم
صمد در راه مردم شهید شد
صمد جانش را فدا کرد
صمد به آرزویش رسید
دستهای بسته ما را باز کرد
روز عزا مارش نبرد مینوازیم
لانه ظالم را ویران میکنیم
برای خون جوانان دلیر خون میریزیم
کاش این روزها را با چشمانت میدیدی
اولکر ( ستاره سحری) بیش ازخورشید نورافشانی میکرد
مردم تو را از رفقایشان بیشتر دوست داشتند
تو برای ما از برادر هم عزیزتر بودی
برایت شعر سرودم صمد بهرنگی
دیگر روی آراز کشتی نیامد
ای بچه ها صمد عمو نیامد
آراز آرام برو
جای زخمم میسوزد
هر مجنتی را تحمل میکنم
چاره دیگری ندارم
نارنج را ببین
نگهش میدارم تا زرد شود
کاش آنقدر زنده میماندم
که به آرزویم برسم
آراز هستم و به "کور" وصلم
بلبل هستم و پابند گلم
با من سخن نگویید غمگینم
منتظر یک شیرین زبان هستم
در ماهی سیاه کوچولو
· 14 سال پیش
4 نفر