رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

قلم نویسنده بسیار قدرتمند بود طوری که با درگیری فراوان و مسحور به سوی آینده ی مبهم و تقدیر معین شده توسط او کشیده میشدی... حقیقتا که نویسنده برای ماجرای خود خدایی می کند....8-)
اولین کتابی که از آلبر کامو خوندم همین کتاب بود و باید بگم که عالی بود ودر عین حال مجبور بودم بعضی از صفحه ها رو که تعدادشون هم کم نبود دوبار بخونم تا کاملا برام جا بیفته. جملاتی فوق العاده زیبا و سرنوشت ساز که از نگاهی زیبا و منحصر به فرد تراوش کرده است! جمله ای که من از این کتاب خیلی دوست داشتم و روی برچسبم هم نوشتم : ((گاه تشخیص باطن کسی که دروغ می گوید از کسی که راست می گوید آسانتر است.... ))
قضیه ی این مترجم رو نمیدونم چیه به هر حال بگذریم مهم اینه که این یه اثر به جاماندنی از سفرنامه های معاصره وعقایدش هم از نظر من قابل تقدیره و خیلی میتونه امیدوار کننده باشه که همچین کسایی هم توی این جامعه ی سردرگم و حیران وجود داشته... از هر نظر من خودمو در مقامی نمیبینم که اثری رو بخوام نقد کند و از کسانی که در مقام نظر نیستن هم خواهش میکنم نظری ارائه نکنند چه در باره این نویسنده چه درباره هر نویسنده دیگری:-)
وثتی این کتاب رو می خوندم حس عجیبی داشتم با اینکه تو شرایط اون نبودم ولی با تمام وجود لمسش می کردم.... واقعا زیبا بود ... خلاصه حتما خوندن این کتاب رو تجربه کنید....:-)
شعر رهایی است ،نجات است و آزادی! تردید یست که به یقین می گراید و گلوله ای که به انجام کار شلیک می شود ،آهی به رضای خاطر است از سر آسودگی و قاطعیت چار پایه است به هنگامی که سر انجام از زیر پا به کنار افتد تا بار جسم زیر فشار تمامی حجم خویش در هم شکند...اگرآزادی جان را، این راه آخرین است مرا پرنده ای به این دیار هدایت نکرده بود من خود از این تیره خاک رسته بودم چون پونه ی خودرویی که بی دخالت جالیزبان از رطوبت جوباره ای...
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.