درباره من
ما فاتحان شهرهاي رفته بر باديم/ با صدايي ناتوانتر زانكه بيرون آيد از سينه /راويان قصه هاي رفته از ياديم /كس به چيزي يا پشيزي برنگيرد سكه هامان را/ اخوان ثالث
آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
4
تعداد دیدگاهها:
270
سن:
43 سال و 3 ماه و 4 هفته و 0 روز
سن کتابناکی:
15 سال و 3 ماه و 2 هفته و 5 روز
مکان:
نامشخص
آخرین دیدگاهها
داروینیسم و خداناباوری(و حتی شکل تندتر آن یعنی ضدیت و مبارزه با دین) در روزگار ما به هم گره خورده اند. اتفاقی نیست که چهار نماینده برجسته "نوآتئیسم" (که شوالیه های نوآتئیسم نام گرفته اند) در عصر ما همگی دیدگاهی داروینیستی دارند.فرض پیوند این دو مفهوم باهم در حال تبدیل به یک ایدئولوژی است. البته ایدئولوژی ناقص! چرا که که صرفا دارد خداوند و دین را "نفی" میکند و چیزی برای جایگزینی و جنبه "اثباتی" نمیتواند عرضه کند. "برایان اپل یارد" نقد ژورنالیستی ولی دقیقی بر این فرض (پیوند داروینیسم و خداناباوری) دارد که آقای محمود صدری آن را ترجمه کرده است. این مقاله جذاب را میتوانید در [url=http://www.islahweb.org/ar/node/5400]اینجا[/url] بخوانید.
در فرضیه شجره و خلقت نخستین انسان ها
· 10 سال پیش
0 نفر
اگر از طرز تفکر آخوندزاده بگذریم، او از اولین نمایشنامه نویسان مشرق زمین محسوب میشود.اکثر آثار نمایشنامه ای او به ترکی است که توسط نویسنده معاصرش میرزا محمد جعفر قراچه داغی به فارسی ترجمه شده است. کتاب فوق در واقع شامل سه نمایشنامه او (حکایت خرس قولدورباسان- حکایت وکلای مرافعه- حکایت کیمیاگر) است که در اصل توسط قراچه داغی ترجمه شده و "باربیه دومنار"مستشرق فرانسوی آن ترجمه را با شرح و توضیحات و اصطلاحات فارسی به فرانسه و به سال 1885 منتشر کرده است. قصد او فراهم آوردن متونی روان و ساده برای آموزش فارسی برای محصلان رشته شرق شناسی بوده است.توضیحات فرانسوی اثر از آن حذف شده است. اصل کتاب باربیه دو منار را میتوانید در [url=https://archive.org/details/tamashakhanah00mirzuoft]اینجا[/url] ببینید.
دومنار آثار دیگری از عربی و فارسی و ترکی نیز ترجمه کرده است. از جمله تکمیل ترجمه شاهنامه و آثار جغرافیدانان مسلمان قرون اولیه. دو منار اصل ترکی حکایت کیمیاگر آخوندزاده به همراه ترجمه و توضیحات به فرانسه را هم منتشر کرده است که آن را میتوانید از [url=https://archive.org/details/Lalchimiste]اینجا[/url] دانلود کنید.
برخی از مقالات ترکی آخوندزاده پیشتر توسط محمد علی فرزانه ترجمه شده بود. اصل نمایشنامه های آخوندزاده به همراه ترجمه قراچه داغی هم ده-دوازده سال پیش مجددا منتشر شده است.
در تماشاخانه: مشتمل بر سه تمثیل
· 10 سال پیش
2 نفر
نکاتی درباره نکته گیری ها:
از سخنان پراکنده و بی ارتباط به بحث می گذرم. ولی ذکر این نکته هم بد نیست که ظاهرا برخی در این توهم اندکه سند ایران به نام آنها زده شده است.اینان هر نوع سخن درباره ایران و ایرانی از دریچه ای دیگر(اگرچه مستند هم باشد) را سخن تجزیه طلبانه محسوب میفرمایند. این افراد را میتوان تکفیری های ملی گرا نامید.
و اما نکات:
نقل قول ذکر شده سابق از دیاکونوف درباره "پیش فرضهای آریایی محورانه" آنقدر صریح و واضح است که نیازی به تفسیر و تاویل نداشته باشد. دیاکونوف در ادامه بحثش در همان کتاب، مثالهایی نیز برای این سخنش می آورد او کارهای "پراشک"(محقق چک) را مثال می آورد. دیاکونوف توضیح میدهد که پراشک چگونه عامدانه اسامی و کلمات بازمانده از مادها در کتیبه های آشور را با وجود غیرهندواروپایی بودنشان، هندواروپایی جا میزند و چگونه نقش عناصر غیر آریایی در اتحادیه مادها را عمدا پنهان میکند. اتفاقا دیاکونوف به هرتسفلد هم اشاره دارد و نظرات او را "تلقین آمیز" و "با قاطعیت نابه جا"مینامد و اتکا به آنچه او حقیقت معرفی میکند را "خطرناک" مینامد.(تاریخ ماد صص -103-97)( بد نیست بدانیم هرتسفلد پس از ماجرای برملاشدن قاچاق اشیای باستانی ایران از ماموریتهای اکتشافی اش در ایران کنارگذاشته شد)
درباره زبانهای التصاقی: وقتی میگوییم فلان زبانها در گروه زبانهای التصاقی یا هجایی یا اشتقاقی و... قرار میگیرند در واقع به "گروه بندی بر اساس نزدیکی زبانی" پرداخته ایم.این اصطلاحات تا آنجا که من میدانم جایگزینی برای کلمات قدیمی تر مانند زبانهای یافثی،حامی، سامی یا ایرانی و تورانی و... هستند.از آنجاکه این کلمات قدیمی ریشه در اساطیر داشتند سعی شده است از آنها اسطوره زدایی شده و گروه بندی های جدید به اصطلاح علمی تر شوند. حال،حرف این است: سومری و ترکی و عیلامی و...،از زبانهای گروه التصاقی اند و نزدیک به هم و از این جهت، پژوهش درباره پیوند احتمالی آنها "معقول" است.همانطور که مطالعه رابطه فارسی با پارسی باستان و زبان پهلوی معقول است. اینکه چه قدر این پژوهشها بی طرفانه هستند البته بحث دیگری است و همانطور که پیشتر گفتم ارزیابی راستی و ناراستی آنها نیاز به دانش تخصصی زبانهای باستانی دارد.
در رابطه تاریخی زبانهای سومئری و ترکی
· 10 سال پیش
1 نفر
قسمت دوم:
اما آنچه به نظر من جالبتر از همه اینهاست توضیحات مفصلی است که دیاکونوف در ت[url=http://ketabnak.com/book/41279/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%A7%D8%AF#desc_start]اریخ ماد[/url] در این رابطه داده است. توضیحات دیاکونوف این امر را به مخاطب میرساند(برداشت شخصی من) که مساله فهم زبانهای باستانی حتی در میان باستان شناسان و زبان شناسان درجه یک نیز یک موضوع اختلافی و آلوده به ایدئولوژی نژاد برتر آریایی نیز هست. به این معنی که معمولا زبان شناسان غربی با پیشفرضهای آریایی محورانه سراغ این مساله رفته اند. مثلا دیاکونوف مینویسد( همان ص 97) :" تحقیقات پژوهندگان تاریخ ماد صورت یکجانبه داشته زیرا دانشمندان غرب به تقریب فقط و فقط از نظرگاه نفوذ آریایی ها به تاریخ آن کشور اظهار علاقه میکردند. دانشمندان مزبور تحت تاثیر این سابقه ذهنی قرار داشتند و معتقد بودند که اقوام شرقی ـ به استثنای برخی برگزیدگان- لیاقت رشد تاریخی مستقل را ندارند و برعکس آنهایی که به زبانهای هند و اروپایی سخن میگویند واجد نقش و رسالت تاریخی خاصی میباشند و این نظر را دانشمندان مزبور به صورت تجلیل و تحسین "نژاد آریایی" موهوم و افسانه ای در آورده اند. این دانشمندان به وسیله های گوناگون آثار و علامات وجود زبان هندو اروپایی را در سرزمین ماد باستانی بزرگ جلوه داده و از روی قصد از اهمیت این حقیقت میکاستند که پیش از ورود هند و اروپاییان صحرانشین و خانه بدوش، در اراضی مزبور، فرهنگ عالی و دولتی متکامل (مثلا ماننا) وجود داشت و این خود در تکامل تاریخی نورسیدگان که سطح رشدشان پست تر بود،موثر واقع گشت."
دیاکونوف همچنین از مبارزه دانشمندان معاصر میان عناصر تورانی و آریایی در طی تاریخ ماد یادمیکند(ص 95) او از دانش اندک ما درباره زبانهای باستانی میگوید( صص 82-81)حتی پیوند عمیق میان فارسی دری و پارسی باستان را رد میکند(ص 90) جالب اینکه دیاکونوف زبان عیلامی را هم الحاقی( التصاقی) دانسته است که خاص زبانهای آلتاییک(ترک و مغول) و تونگوس و... است و مینویسد زبان عیلامی ممکن است با زبان های ترک و مغول تا حدودی خویشاوندی داشته باشد معهذا خویشاوندی را دلیل اینکه از آن زبان مشتق شده باشد نمیگیرد( ص82)
در رابطه تاریخی زبانهای سومئری و ترکی
· 10 سال پیش
2 نفر
قسمت اول:
بحث درباره ارتباط زبان سومری و ترکی شاید اگر بحواهد به بحث تخصصی تبدیل شود، جای مانور زیادی نداشته باشد. چرا که بحث کننده(چه موافق ارتباط این دو و چه مخالف آن) میباید هر دو زبان را بداند این در حالی است که تعداد کسانی که در جهان سومری میدانند انگشت شمار است.بسیاری از مخالفان این ارتباط حتی ترکی هم نمیدانند. پس آنچه در دسترس ماست منحصر به دیدگاه های مورخان و زبانشناسان باستانی در این موضوع باید باشد و نه نظر شخصی.
اگر دیدگاه های متخصصان امر را ملاک قرار دهیم( که البته قابل راستی آزمایی برای ما نیست) ارتباط سومری و ترکی چندان هم دور از واقع نیست. آنچه متفق القول این نویسندگان است این است که زبان سومری جزو زبانهای التصاقی(پیوندی) است و زبان ترکی امروزه جزو مهمترین زبانهای التصاقی جهان و تنها زبان التصاقی شرق میانه است.برخی البته پا را فراتر گذاشته و کلمات این دو زبان را هم نزدیک به هم دانسته اند. در این باره کتابها و مقالاتی نوشته شده است. من ذیلا نظر برخی از افرادی که در ایران چهره موجهی دارند را می آورم:
ویل دورانت در [url=http://ketabnak.com/book/15004/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D9%88%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA#desc_start]تاریخ تمدن[/url] ص 106 درباره مشا سومرها نظراتی میدهد و میگوید: ممکن است آنها از آسیای مرکزی و قفقاز یا مصر یا جای دیگر به بین النهرین مهاجرت کرده باشند. سپس مینویسد:"ممکن است سومریان اصل مغولی داشته باشند،چه در زبان آنها بسیار لغات است که شباهتهایی به مغولی دارد"
حسن پیرنیا در [url=http://ketabnak.com/book/62214/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C#desc_start]ایران باستانی[/url] ص 22 مینویسد:" زبان سومری جزو زبانهای التصاقی و بنابر این نزدیک به زبانهای تورانی آلتایی بوده است"
رومن گیرشمن باستان شناس معروف در [url=http://ketabnak.com/book/35719/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85?dlid=35719&page=all]ایران از آغاز تا اسلام[/url] صص 30-29 از نژادهایی آسیایی در عصر باستان سخن میگوید و از این نژادها را یافثی یا خزری و قفقازی یاد میکند او کاسیان، اتروسکیان و عیلامیان و... را هم جزو این نژادها معرفی کرده و مینویسد: "به نظر میرسد که همه اینان به زبان پیوندی سخن میگفته اند و این امر موجب این فرضیه شده است که شومریان(سومریان) نیز به همین دسته نژادی متعلق بوده ولی در عهدی بسیار بعید از آن دسته جدا شده اند."
در رابطه تاریخی زبانهای سومئری و ترکی
· 10 سال پیش
1 نفر