رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده

آخرین دیدگاه‌ها

من که اصلا خوشم نیومد حیفه چشمام که انقدر به مانیتور زل زدم . یه جورایی از بعضی جهات شبیه رمان کژال بود (کوچ از شهر به روستا برای زندگی). یا اینکه عاشق شدن دوباره ی مونا چرت بود آخه مگه ادم از یه سوراخ دو بار گزیده می شه آخه اگه یه دختره بیست ساله بود بازم اما تو سی و پنج سالگی یه جورایی به تور انداختنه پسره بود نه عاشقی .خودشم رمانه خیلی پرت بود از جایی به جای دیگه می پرید درسته که بعضی از صفحات اسکن نشده بود اما منظورم قسمت های آخره که دادگاه بود تا دختره اعتراف نکرده بود نمی دونستی چی به چیه .محال بود 2 صفحه بخونی دختره نسکافه نخوره اینم خودش یه روشه برای بلند تر شدنه رمان .
از مودب پور رمان کژال هست نه غزال
بازم مثل بقیه ی کتاباش بود با این تفاوت که این خیلی نسبت به بقیه ضعیف تر بود و بعضی جاهاش تکراری مثلا اون جایی که شیوا بودن با روزبه رو تعریف می کرد عین کتاب در پس کوچه های سکوت که مال ماندانا معینیه بود یا خیلی جاهای دیگه یا صحبتهای نیما مثل بقیه ی گتابا بود من که پشیمونم از خوندنش به شما هم توصیه می کنم اگه یه کتاب از این نویسنده خوندین به خودتون زحمت خوندن بقیه ی کتابها رو ندین (!)
کتاب خوبی بود و ارزش خوندن رو داشت هر چند که از اولش آخرش رو می شد حدس زد اما سبک نویی بود پیشنهاد می کنم بخونینش :D
بیوگرافی مودب پور تو سایت 98iaهست می تونید ا
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.