آمار و اطلاعات
نویسندههای مورد علاقه
نویسندهای انتخاب نشده
آخرین دیدگاهها
بسیار عالی....
ممنون از لطفتون ...
در لغت نامه دهخدا - جلد 6
· 8 سال پیش
1 نفر
فمینیسم مجموعهای از حرکات و ایدئولوژیها برای ایجاد کردن بسترهای دفاع از حقوق برابر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای زنان و همچنین ایجاد فرصتهای برابر برای زنان و دختران در آموزش و پرورش و اشتغال است.واژه "فمینیسم" و "فمینیست" برای اولین بار در فرانسه و هلند در سال ۱۸۷۲ ظاهر شد، بریتانیا در ۱۸۹۰s، و ایالات متحده در سال ۱۹۱۰،و فرهنگ انگلیسی آکسفورد لیست ۱۸۹۴ را به عنوان سال ظهور برای اولین بار از "فمینیست" و ۱۸۹۵ برای "فمینیسم" استفاده کردند.
در اوایل قرن بیستم میلادی و در جریان موج اول فمینیسم و تلاش برای کسب حق رأی، عدهٔ زیادی از زنان خود را فمینیست نامیدند. واژهای که با آغاز دهههای شصت و هفتاد میلادی و اوج گرفتن موج دوم جنبشهای اجتماعی جای خودش را در ادبیات، سیاست، هنر، تاریخ، اقتصاد، حقوق، انسانشناسی و جامعهشناسی نیز باز کرد. در واقع فمینیسم در پی نقد همهٔ اندیشهها بود.
تا اینجا همه چیز منطقی و قابل قبول است اما کم کم وبه ندرت واژه ی فمنیست و ذهنیت اعضا به سمت تک جنسیتی سوق پیدا کرد و از ایده و تفکر اولیه فاصله ی زیادی گرفت... کم کم حتی ازدواج زانان از سوی گروه مردود اعلام شد و گرایش به جنس مخالف تا حد زیادی سرکوب شد...
جالب تر آنکه زنان کشورهای مسلمان هم بعضا آن را قبول و باکمی تغییرات با آن جریان همراه شدندو از واژه ی فمنیست اسلامی برای این حرکت استفاده کردند
که در آن اینطور مسائل مطرح می شود: فمینیسم اسلامی گرایشی نظری و عملی است که از درون به یک پارادایم اسلامی متصل است. فمینیسم اسلامی فهم و قدرتش را از قرآن میگیرد و در جستجوی حقوق و عدالت برای زنان و مردان در تمامیت وجودشان است.
برهان اساسی فمینیسم اسلامی این است که قرآن بر اصل برابری تمام افراد بشر تاکید میکند. بنابراین مردسالاری و تبعیض جنسی را مردود دانسته و خواستار برابری زن و مرد (همچون دیگر برابریها در اجتماع) است
فمنیست تا جایی که نظر به برابری زن و مرد دارد مقدس است اما هر جنبشی که باعث زیاده روی و برترنگری بین دو جنس گردد اشتباه است چرا که با درونیات انسان ها هماهنگی ندارد.و باعث ایجاد چالشی عظیم در زندگی فردی و اجتماعی میگردد...
در چیستی فمینیسم
· 12 سال پیش
2 نفر
باز هم کتابناکی ها حماسه ای دیگر آفریدند...........
با عرض درود و خسته نباشید به دوستان ،مدیران و عزیزان کتابناکی
و اما خسته نباشید اساسی به گروه فعال و پرکار نویسندگان کتابناکی
که واقعا بی وقفه در حال انجام کارهای عالی در جهت ارتقای سطح این سایت محبوب هستند...
من هم اکنون این کتاب را دریافت کردم و حتما مطالعه خواهم کرد...
در ضمن من از سحر عزیز واقعا بخاطر طراحی های بی نظیرش متشکرم چون دقیقا طرح این جلد مینیمال را به خوبی القا می کند....
باز هم متشکر از لطف تک تک دوستان گل...
باشد که رستگار شوید ::D:D:D:D
در میم مثل مینیمال
· 13 سال پیش
8 نفر
درود دوست عزیز هدف من از آپلود کتاب تنها در اختیار گذاشتن کتب مختلف معماری برای سلایق مختلف و تفکرات مختلف بود .... هریک از دوستان باید بتوانند در راستای ایده و تفکراتشان کتاب مناسب را بیابند در معماری هیچ گاه نباید به مسئله ای تک بعدی نگاه کرد من معتقدم در همه ی زمینه ها نگاه چند بعدی بهتر از نگاه تک بعدیست.... و البته نظر شما هم کاملا ارزشمند است اما حیف که اسلام دست مرا بسته و نمیتونم آخوند بشم;-);-);-);-);-);-);-);-) :D:D:D:D:D:D:D
در هفت پنجره به سوی معماری عرفانی
· 13 سال پیش
2 نفر
شاید مرا به یاد نیاوری....
اما من تو را خوب می شناسم ما همسایه شما بودیم و شما همسایه ما
و همه مان همسایه خدا
یادم می آید گاهی وقت ها می رفتی و زیر بال فرشته ها قایم می شدی ومن همه آسمان را دنبالت می گشتم
تو می خندیدی و من از پشت خنده پیدایت می کردم
خوب یادم هست که آن روزها عاشق آفتاب بودی
توی دستت همیشه قاچی از خور شید بود
نور از لای انگشت های نازکت می چکید
راه که می رفتی ردی از روشنی روی کهکشان می ماند
یادت می آید؟
گاهی شیطنت می کردیم و میرفتیم و میرفتیم سراغ شیطان
تو گلی بهشتی به سمتش پرت می کردی و او کفرش در می آمد اما زورش نمی رسید
فقط می گفت:
همین که پایتان به زمین برسد
می دانم چطور از راه به درتان کنم
تو شلوغ بودی آرام و قرار نداشتی
آسمان را روی سرت می گذاشتی و شب تا صبح از این ستاره به آن ستاره می پریدی و صبح که می شد در آغوش نور به خواب می رفتی
اما همیشه خواب زمین را می دیدی آرزویی رویاهای تورا قلقلک می داد
دلت می خواست به دنیا بیایی و همیشه این را به خدا می گفتی
و آن قدر گفتی و گفتی تا خدا به دنیا آورد
من هم همین کار را کردم
بچه های دیگر هم
ما به دنیا آمدیم و همه چیز تمام شد ...
تو اسم مرا از یاد بردی و من اسم تو را
ما دیگر نه همسایه هم بودیم نه همسایه خدا
ما گم شدیم و خدا را گم کردیم
دوست من
همبازی بهشتی ام
نمی دانی چقدر دلم برایت تنگ شده
هنوز آخرین جمله خدا توی گوشم زنگ می زند
از قلب کوچک تو تا قلب من یک راه مستقیم است اگر گم شدی از این راه بیا
بلند شو
از دلت شروع کن
شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم.....
در یادداشتهایی برای یاسی
· 13 سال پیش
7 نفر