رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

البته شهرت غزالی در اروپای قرون میانه یکی از طنزهای تاریخ است ، در واقع غزالی نه به عنوان ناقد فلسفه ی مشاء که به عنوان یک فیلسوف مشائی در اروپا به شهرت رسید.علت این امر هم این بود که کتاب مقاصد الفلاسفه که غزالی به قول خودش برای آن نوشته بود که "اطلاع یافتن بر مذاهب فاسده ، پیش از احاطه بر مدارک آن ناممکن و محال مینمود و بتیراندازی در تاریکی ماننده بود ، بهتر آن دیدم نخست آراء و معتقدات فلاسفه را بشناسی تا بر تناقض عقاید ایشان بهتر واقف گردی"(مقاصد الفلاسفه ، ترجمه محمد خزائلی ، صفحه ۵) زمانی که توسط دمینیکوس گوندیسالینوس به لاتینی برگردانده شد مقدمه ی آن که مقصود از تالیف کتاب را بیان می کرد حذف شد و اینطور بنظر آمد که غزالی هم پالکی ابن سینا و ابن رشد بوده ، تا به حدی که گیوم اوورنی غزالی را همراه با آنها به عنوان پیروان ارسطو مورد حمله قرار می دهد!به همین خاطر هم جبران خلیل جبران بیچاره می گوید که حضور تصویر غزالی میان فیلسوفان در کلیسای فلورانس "از عجایب" است!به هر حال بنده خدا ظاهراً از این مطالب اطلاعی نداشته پس عیبی بر او نیست. ;-)
[quote='Jeremiah']زیست تازی‌زبانان در ایران، بسیار برای مام میهن خطرناک است. این زنهار من آزمون خود را در تاریخ پس داده است...این مردمی که از عراق آمده اندو از ایرانیان نیستندو نشان داده‌اند مهمانان خوبی نیستند، از ایران بیرون بیندازیم، یادمان نرود عراقیان، ایرانیان عراق را در زمان جنگ بیرون کردند، پس ما دست کم یک بیرون کردن به دشمنان شماره یک ایران بدهکار هستیم. تازیان مردمی بادیه‌نشین هستندو فرهنگ این را ندارند در کنار مردمی که خواهان پیشرفت‌و رسیدن به گیتی‌گرایی یا سکولاریسم هستند باشند...برای این مردم هم عراق بهتر است، زیرا بیشتر گرامیشان می‌دارند. [/quote]البته که این نوشته های شوونیستی و عرب ستیزانه از ایشان چیز تازه ای نیست ، عرب به نظر ایشان بد است چون ذاتش خراب است درست بشو هم نیست عرب امروز هم همان عرب قادسیه است برای اثباتش هم انواع دلایل من جمله خوردن سوسمار و نوشیدن ادرار شتر و رقص شمشیر می آورند(چه دلایلی!).پس طبیعی است که بگوید بیش از دو میلیون عرب(زبان) هم وطن را از کشور بیرون کنیم و اصلا غیزانیه با وجود این همه نفتی که دور برش است حتی لایق این نیست که آب شرب داشته باشد ، چرا؟چون ساکنانش عربند!!(برای دیدن وضع زندگی این مردم به اینجا نگاه کنید:https://www.isna.ir/photo/97052211403) ترس بنده این است که دو روز دیگر خواهان کوره های آدم سوزی برای تصفیه ی نژادی کشور از اعراب سوسمار خوار! شوند تا شاید دلشان آرام گیرد و نفرتشان خاموش شود.لازم به ذکر هم نیست که این نوشته های ایشان با بعضی نوشته های دیگرش مغایر است که می گوید که کیستی های قومی را دور بیندازید و تنها کیستی باید هویت ایرانی باشد. [quote='Jeremiah']کشور برای برپا بودنش نیازی به کیستی پارسی، کردی، ترکی، عربی، بلوچی و ... ندارد، تنها کیستی ایرانی می‌خواهد. این کیستی‌های قومی نشان دهنده‌ی اندیشه‌های پوسیده‌ی قومی-قبیله‌ای است کشور "کیستی ملی" می‌خواهد.[/quote]البته وقتی فرهیختگان! به سبک ماله کشی های کیهان جنایات چینی ها در ترکستان شرقی را به مبارزه علیه تجزیه طلبی فرو می کاهند چنین نظراتی هم دور از انتظار نیست ، در نهایت همگی به تمامی قصدتان تنها و تنها استحاله ی مسائل حقوق بشری در چارچوب یکسری اندیشه های پوسیده ی ایدئوژیک است تا مثلا اقتدار و وحدت ایران سرافراز به خطر نیفتد بی آنکه حتی لحظه ای توجه کنید که در حال صحبت کردن درباره ی جان انسان ها(بله ، آن عرب انسان است و دارای هوش و عاطفه ، او هم رنج می کشد) و دادن حکم نسل کشی و جدا سازی هستید ،برای شما هیچ ارزشی دارای اعتبار نیست به جز در چارچوب ایران مقتدر! نه ، این راه نهایتش آشویتس است.(این مرگ اخلاق است) پ.ن۱:پایین تر می توانید ببینید که دوستان به چه سادگی و راحتی درباره استثمار دیگر ملت ها صحبت می کنند!مگر ما ایرانیان چه فضیلتی بیش از سایر ملل داریم که می توانیم حق غلبه بر دیگران را برای خود قائل شویم؟ پ.ن۲:پیش از آن که به تجزیه طلبی متهم شوم لازم می بینم که بگویم بنده خواهان وحدت ایران و پیشرفت و اعتلای تمام اقوام ایران زیر پرچم ایران هستم. پ.ن۳:سوژه همواره شناسایی یک دیگری را که بتواند با تکیه به آن خود را از دیگران متمایز کند طلب می کند ، اما این شناسایی خطرناک است زیرا که دیگری بی وقفه مورد سرکوب قرار می گیرد تا سوژه در حصار امنیت و اطمینان ناشی از خودشناسی بازگردد ، عرب برای شوونیسم ایرانی در حکم همین "دیگری" است. پ.ن۴:"دشمن ما همینجاس ، دروغ میگن آمریکاس"
به قول شاعر "این سخن ها کی رود در گوش خر؟" ، انگار جناب نمی داند که حکم مرتد در رژیم محبوب ایشان اعدام است(هر چند علناً در قانون ذکر نشده) و نمی داند که تمامی مراجع و علمای مسلمان کم و بیش بر سر کشتن مرتد فطری توافق دارند ، شاید هم لازم می داند که خودش را به آن راه زند بلکه شاید زیر گوشی توحش احکام اسلامی را رد کند ، به هر حال دیدیم که فحاوی که بوی تعفن می دهد.بوی فاضلاب احکام اسلامی آنچنان تعفن انگیز است که مومنش هم ناچار به ماله کشی و طفره از بحث می شود بلکه به نحوی بر آنها سرپوشی گذارد.من هم دیگر قصد ادامه ی این بحث را ندارم ، تو هم قصد دلیل آوردن نداری تنها کاری که در آن مهارت داری آسمان و ریسمان بافتن و توهین و تمسخر است ، آری درک و فهمت را دیدیم ای علامه!:D نیازی نیست بیش از این چیزی نشان دهی که تنها ضایع تر از پیشت می کند.
ای کاش مسلمین به همین بسنده می کردند ولی نه ، توهین برایشان کافی نبود به همین خاطر اول کتابشان و بعد هم فقهایشان دستور کشتار و قتل صادر کردند: "پس چون ماه‌هاى حرام سپرى شد، مشرکان را هر کجا یافتید بکُشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهى به کمین آنان بنشینید؛ پس اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند، راه برایشان گشاده گردانید، زیرا خدا آمرزنده مهربان است."(توبه ، ۵) "پس چون با کسانى که کفر ورزیده‌اند برخورد کنید، گردنها[یشان‌] را بزنید. تا چون آنان را [در کشتار] از پاى درآوردید، پس [اسیران را] استوار در بند کشید؛ سپس یا [بر آنان‌] منّت نهید [و آزادشان کنید] و یا فدیه [و عوض از ایشان بگیرید]، تا در جنگ، اسلحه بر زمین گذاشته شود. این است [دستور خدا]؛ و اگر خدا مى‌خواست، از ایشان انتقام مى‌کشید، ولى [فرمان پیکار داد] تا برخى از شما را به وسیله برخى [دیگر] بیازماید، و کسانى که در راه خدا کشته شده‌اند، هرگز کارهایشان را ضایع نمى‌کند."(محمد ، ۴) و این هم فقیهانش: "امام می فرماید: در باب میراث، به دو قسم مرتد و پاره‏اى از احکامش اشاره شد. مرتد فطرى، پس از ارتدادش، بنا بر ظاهر، اسلام و توبه‏اش پذیرفته نمى‏شود و در صورتى که مرد باشد، او را مى‏کشند. اگر زنى مرتد شد، خواه ارتداد ملى یا ارتداد فطرى داشته باشد، او را نمى‏کشند؛ بلکه وى را حبس ابد مى‏کنند؛ در اوقات نماز او را مى‏زنند و در نفقه و معیشت بر او سخت مى‏گیرند؛ اگر توبه کند، توبه‏اش مقبول است و از حبس آزاد مى‏شود. اگر مردى مرتد ملى شد، او را توبه مى‏دهند؛ اگر توبه کرد، مى‏پذیرند؛ ولى اگر امتناع نمود، او را مى‏کشند. احتیاط واجب آن است که سه روز او را توبه داده، در روز چهارم [در صورت عدم توبه] به قتل برسانند"(منبع:https://www.hawzahnews.com/news/413093/%D8%A7%D8%AD%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%AF-%D9%81%D8%B7%D8%B1%D9%89-%D9%85%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%AF-%D9%81%D8%B7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B9%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D8%B7%D9%81%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85) عجبا عجبا!هر جا که می رسید به ما توهین می کنید ، همیشه هم در معرض کشته شدن بوسیله مسلمین هستیم ، نظامی هم که با شدت و حدت از آن دفاع می کنی هم که هر سال چند تنی از مرتدان را بر سر دار می کند آن وقت از ما ادب طلب کار می شوی؟!حقا که وقیحی ، نیازی هم به قرآن آموزی از تو نیست درک و فهم تو و کتاب و پیامبرت هویداست.
[quote='Khwanirath']فعلا که لجن پراکنی را در گلواژه هایتان مشاهده کردیم که کتاب مقدس بیش از میلیارد نفر انسان را مورد توهین قرار می دهید. درک ما و کتابمان همین هست و همین نیست، از افرادی که ارزش گفتارشان در مایه های قاذورات است انتظار فهم کلام نمی رود. هرگاه برخی از حضرات، خرفهم شدند که در خصوص مقدسات صدها میلیون مسلمان چگونه سخن بگویند، به ایشان می آموزانیم که قرآن را چگونه بفهمند.[/quote] ای بابا تهش لنگ ادب شدید!کارتان همین است ، منطق که ندارید ، دلیل هم که هیچ در نهایت تنها آویزتان مزخرف بافتن درباره ادب است اما کدام ادب؟بگذار ادب را نشانت دهم علامه ی ادب! "خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، در باغهایى که از زیر [درختان‌] آنها نهرها روان است درمى‌آورد، و [حال آنکه‌] کسانى که کافر شده‌اند، [در ظاهر] بهره مى‌برند و همان گونه که چارپایان مى‌خورند، مى‌خورند، و[لى ]جایگاه آنها آتش است"(محمد ، ۱۲) "و مَثَل [دعوت‌کننده‌] کافران چون مَثَل کسى است که حیوانى را که جز صدا و ندایى [مبهم، چیزى‌] نمى‌شنود بانگ مى‌زند. [آرى،] کرند، لالند، کورند. [و] درنمى‌یابند."(بقره ، ۱۷۱) "اى کسانى که ایمان آورده‌اید، حقیقت این است که مشرکان ناپاکند.."(توبه ، ۲۸) این هم مشتی از خروار ادبتان!کتابت مخالفانش را چارپا و حیوان و نجس می نامند آنگاه انتظار ادب هم دارید ، باریکلا!سطح خریت که هیچ ، سطح وقاحت را هم جا به جا فرموده اید:D
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.