درباره من
بسیار چیزهاست در سکوت که هرگز انتظارشان را نداشته ام
آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
0
تعداد دیدگاهها:
2
سن:
38 سال و 5 ماه و 2 هفته و 3 روز
سن کتابناکی:
14 سال و 2 ماه و 1 هفته و 4 روز
مکان:
نامشخص
کتابی آپلود نشده
آخرین دیدگاهها
[quote='Tiyaleh']خلاصه ی داستان، خوب ارائه نشده
یک بار خوندنش می ارزه
به نظرم شخصیت مگی از شخصیت مادرش تاثیرگرفته و در واقع امتداد وجود اوست و بعد دختر مگی ادامه دهنده ی شیوه ی مادرش در زندگیه
یادمه وقتی شروع به خوندن کتاب کردم ابتدا گمان کردم شخصیت اول رمان، مگی، قراره کار شگرفی کنه و پیرو اون حسابی من خواننده رو متحول کنه اما در نهایت چنین نبود.[/quote]
پدر رالف برای اجرای مراسم عشای ربانی به «درویدا» مزرعه پیرزنی ثروتمند به نام خانم کارسون وارد میشود؛ مری کارسون به پدر رالف جوان علاقهای نهان و عیان دارد؛ مری کارسون برای با دعوت از برادر فقیرش پدی و خانوادهاش برای زندگی در درویدا؛ زندگی افراد زیادی را وارد مرحله جدیدی میکند، به خصوص مگی، دختر کوچک و نابالغ خانواده پدی که با توجه خاص پدر رالف همراه است. علاقه مگی به پدر رالف در کودکی، تبدیل به عشق در دوران جوانی میشود. پدر رالف نیز در این عشق دو طرفه نهانی دچار کشمکشی درونی میان علاقه به مگی و محدودیتها و باکرگی کشیش بودن میشود و در نهایت با ارثی که از وصیت نامه مری کار سون به او میرسد راه واتیکان را در پیش میگیرد و به عشق مگی نوجوان پشت میکند. مگی نیز با لوک که مردی ولنگار و پول پرست است ازدواجی بدون عشق میکند؛ سرانجام اختلافش با لوک باعث تنفر مگی از او و دخترشان جسی میشود.
از طرفی کشیش رالف که به جاه و مقامی روحانی رسیده نمیتواند مگی را فراموش کند و باری دیگر سرنوشت این دو را کنار هم قرار میدهد تقدیری که حاصلش پسری به نام دین میشود. پس از سالها دین در جوانی میخواهد به راه پدر کشیش اش برود، پدری که تا زمان مرگ دین؛ پدر رالف از وجودش ناآگاه است ...
داستان پرنده خارزار روایت جدال آدمی با سرنوشت و تقدیر خویش، تقابل غرور و عشق، بایدها و نبایدها و چراهای بی پاسخ زندگی است.خط اصلی روایی داستان،سرگذشت زندگی زنان خانواده کلیری خصوصاً سرگذشت مگی است. سرگذشت جدال آنها با سرنوشت و شکستن قوانین اجتماعی که نتیجه آن هزینه و رنجی است که بر آنها وارد میشود.
حکایت جدال زنان خانواده با سرنوشت و تقدیر خویش به مانند جدال با گرما، گرد و خاک و حشرات همیشگی استرالیا خلاصی ناپذیر و محکوم به شکست است.
داستان میراثی که از مادر به دختر و از پدر به پسر میرسد. مگی همان راهی را میرود که سالها قبل مادرش فیونا طی کرده. فیونا به مردی دل میبندد که متأهل است و از او صاحب پسری میشود در نهایت پسرش فرانک را که حاصل عشقش به مرد متأهل است از دست میدهد.مگی نیز راه مادر را در پی میگیرد عاشق کشیش میشود و با نبایدهای زندگی و اجتماع به جنگ میرود او نیز صاحب پسری میشود پسری از یک کشیش، قسمتی از وجود یک کشیش که حتی کلیساها نیز نمیتوانند آن را داشته باشند. اما سر انجام مگی نیز مانند مادرش نمیتواند با تقدیر الهی به جنگ برود و چیزی را که نباید به دست میآورده را از دست میدهد؛ پسرش دین.
خطوط فرعی روایی داستان مربوط به روابط میان اعضای خانواده کلیری با هم و در تقابل با اجتماع،آتش سوزی،مرگ اعضای خانواده، درگیری در جنگ و...است.
در مرغان شاخسار طرب
· 13 سال پیش
0 نفر
اتفاقات عجیب و پیش بینی نشده ای که در این داستان برای شخصیت ها می افتد بر کشش داستان می افزاید. جلو عقب شدن زمان در خلال حوادث و شخصیت هایی عجیب و رمز آلود با توانایی هایی متفاوت هم نکته جالبی است. در این کتاب آدم های با اخلاق کم پیدا می شوند و همه به نوعی از فساد اخلاقی رنج می برند اما با این حال خواندن این کتاب خالی از لطف نیست. وسعت و پیچیدگی ذهن مارکز را باید بسیار تحسین کرد چون خلق یک چنین داستانی کار هر کس نیست...
در بخشی از کتاب می خوانیم:" خوزه آکاردیو بوئندیا " از آزمایشگاه بیرون می آید و می گوید" امروز چه روزی است؟" ، پسرش جواب می دهد " سه شنبه" ، پدر اضافه می کند " من هم همین فکر را می کردم ولی یک مرتبه متوحه شدم که امروز هم مثل دیروز دوشنبه است؛ آسمان را ببین ، دیوار ها را ببین ، گل های بگونیا را ببین ، امروز هم دوشنبه است". و بدین ترتیب این لحظه که منتهای اعتلای فکری اوست به او دست می دهد. او زیاد اندیشیده است و دیگر وقت آن است که واقعا فرقی بین امروز و دیروز بیابد ، و الا دیگر زیستن مفهوم خود را از دست می دهد.
در نظرسنجی که از 25 نویسنده سرشناس جهان انجام شد تا کتابی که به بیشترین شکل ادبیات جهان را تحت تأثیر قرار داده است، انتخاب شود؛ نشان می دهد، کتاب «صد سال تنهایی» در رتبه نخست این فهرست قرار دارد. این کتاب که به بسیاری از زبان های دنیا ترجمه شده، تنها کتابی است که بیش از یک نویسنده آن را انتخاب کرده است.«صد سال تنهایی» پس از «دون کیشوت» پرفروش ترین کتاب اسپانیولی زبان محسوب می شود. در این نظرسنجی که توسط مجله «wasafiri» انجام شد، چیکا اوینگوه نویسنده آفریقایی، سوجاتا بات شاعر هندی و نی آیکوی پارکز نویسنده غنایی به رمان معروف مارکز رای دادند. این کتاب چندین بار توسط مترجمان گوناگون به فارسی ترجمه شدهاست که معروف ترین آنها ترجمه بهمن فرزانه است که البته از روی نسخه اسپانیولی (زبان اصلی) آن نیست.
در صد سال تنهایی
· 13 سال پیش
2 نفر