رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.4
با 29 رای
امتیاز شما
5 / 4.4
با 29 رای
✔️ سرآغاز داستان:
در زندگانی گاه لحظاتی فرا می رسد که انسان خود را به شکل غم انگیزی تنها و تهی احساس می کند. تنها چون تک درخت خشک از یادرفته ای و تهی چون سبوی گلین شکسته ای. آن روزها من چنین حالی داشتم. دلم میخواست دختری از راه برسد و کومه خالی قلبم را بکوبد و آواز سر دهد:
- ای مرد برخیز تا دست در دست هم به صحرای دور رویم. از خوشه زارهای داغ بگذریم و دهانمان را از انگورهای سرخ شده از آفتاب پر کنیم. سینه هایمان را از نسیم کوهستان های سرد و خاموش انباشته سازیم و مویمان را آشفته به دست باد بسپاریم و سپس شن های نرم ساحل را زیر بدن خسته و کوفته خود احساس کنیم و از رطوبت آن لذت ببریم. سر به سینه یکدیگر گذاریم و به آوای خفه اما تند و تب آلود قلب یکدیگر گوش فرادهیم. بگذاریم کبوتران وحشی آسمان زیبا و مرغان دریایی برایمان لالایی سردهند و ما زمان را متوقف کنیم. آنچنان که گویی دیگر ابدیتی وجود ندارد و آنگاه به خواب رویم...
این رویاها از من یک بیمار ساخته بود. بیماری که جز در عالم رویا چیزی نمی بیند و چیزی احساس نمی کند. اما نه... چشمهای من او را دید. او را با همه زیبایی خیال انگیزش، با افسون نگاهش...

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
307
حجم:
3 MB
آپلود شده توسط:
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی افسون یک نگاه

تعداد دیدگاه‌ها:
1
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.