رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد.
امتیاز شما
5 / 4
با 1 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4
با 1 رای
از متن کتاب:
اول فکر کرد خیالاتی شده است و اشتباه می بیند. از جوی وسط کوچه پرید آن طرف تا بهتر ببیند درست دیده بود؛ چراغ اتاق طبقه بالا روشن بود؛ اتاقی که مخصوص مهمان بود. با خود گفت: یعنی کیه؟ و توی ذهنش دنبال کسی گشت که می توانست مهمان مادر تنهایش باشد؛ آن هم آن موقع شب نزدیک ساعت حکومت نظامی ؛ اما نتوانست حدس بزند.
از خیابانهای اطراف صدای تیراندازی می آمد. بوی لاستیک سوخته همه جا پیچیده بود. لاستیکهایی که با کمک حرمت از پای اسکله برده بودند پشت قهوه خانه ایوب و از آنجا یکی یکی کشیده بودند توی خیابان و آتش زده بودند. حالا سر و لباسش بیشتر از هوا بوی لاستیک سوخته می داد.
دستهای یخ کرده اش را ها کرد و تندتر قدم برداشت. توی راه فکر کرده بود وقتی مادر او را با آن سر و وضع ببیند، غرولندی می کند و قسم و آیه اش میدهد که دیگر نرود پی این کارها. بعد هم کتری را از سر بخاری بر می دارد و توی آفتابه آب سرد و گرم می کند تا او سر و صورتش را بشوید؛ اما حالا با این چراغ روشن و نور ملایمی که از
پشت پرده آبی پنجره را روشن کرده است، ننه چکار می کند؟...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
آپلود شده توسط:
کله کتابی
1402/04/11
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی انگشت مجسمه

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.