رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 3.7
با 6 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 3.7
با 6 رای
از داستان بهشت، پس فردا:
این چندمین شب جمعه ای بود که علی قال گذاشته میشد. رفقایش بعد از تمام شدن کار، بی آنکه متوجه شود، آهسته در می رفتند و او را تنها می گذاشتند. علی خسته و دلگیر به اتاقکی که آچارها و دیلم ها و بقیه اسباب و اثاثیه کارگران را تویش می گذاشتند رفت و سرکی کشید. کسی نبود. به تک تک چادرها نیز که گوشه و کنار خط آهن خیمه زده بودند، سر زد، آنجا هم کسی نبود. مش حسین، کارگر پیری که نصف روز را کار می کرد و نصفه حقوق می گرفت و بقیه روز کنار چادر می نشست و برای کارگرها چای درست می کرد و چپق می کشید، همچنان کنار چادر نشسته و چشم در غروب آفتاب دوخته بود.
علی گردنش را دراز کرد و درحالیکه زیر لب غر می زد، نگاهی توی چادر انداخت. غیر از چند تا گونی و یکی دو تا لحاف پاره و لباسهایی که توی دستمالهای یزدی پیچیده شده بود، و سماور کهنه مش حسین که آخرین قل هایش را می زد، چیز دیگری پیدا نبود...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
178
حجم:
19 MB
آپلود شده توسط:
Ataman
1402/05/18
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی سنگسار: مجموعه داستان

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.