رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 3.7
با 3 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 3.7
با 3 رای
مجموعه داستان

از داستان زیر پل، پای درخت:
یعقوب از روی شیاری پرید. کیف آبیش را به شانه ی راستش انداخت. برگشت و پشت سرش را نگاه کرد، ده دیده نمی شد. باخود گفت: «حالا بچه ها زیر کرسی رفتن خودشان را گرم میکنن. آقا مدیرم راحت کرده!»
آقا معلم به او گفته بود که مبادا به سرش بزند و توی این برف و سوز و سرما و در این تنگ غروب به خانه برود. گفته بود: «اگه میخوای به خنجر آباد بری خبرم کن تا یه نفر آدم بزرگ همراهت بفرستم. درسته که «خنجر آباد» تا «گل تپه» نیمساعت راه نمیشه اما گذرگاه سختی داره.» خنجر آباد، زادگاه یعقوب، دبستان نداشت. ده کوچک بود و مثل گلابی کرمویی در دامنه ی کوه بلند افتاده بود. یعقوب به مدرسه ی گل تپه می رفت. دو هفته بود که بعلت ریزش مدام برف به خانه نرفته بود. دلش برای پدر و مادر و خواهر کوچکش تنگ شده بود.
«صبح به عموم میگم که به آقا معلم بگه چوبم نزنه بش قول میدم که دفه ی آخرم باشه دیگه تا بهار خانه نمیرم!»...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
81
حجم:
2 MB
آپلود شده توسط:
کته کتاب
1403/04/06
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی زخم

تعداد دیدگاه‌ها:
1
آخه خودتونو مسخره کردید؟ یه ساعت وقت گزاشتم ثبت نام و... بعد برا دانلود میگه امتاز کم است و اشتراک این کسشعرا چیه اخه دیوثی تا کجا بابا ....
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.