رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

سیم خاردار: مجموعه داستان

امتیاز شما
5 / 3.5
با 2 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 3.5
با 2 رای
از داستان تخته سنگ کت و کلفت:
آن وقتها که هنوز سری تو سرها نداشتم و کسی هنوز سایه ام را با تیر نمی زد و شاید ده دوازده سالم هم بیشتر نبود، چه کیفی می کردم وقتی یک برف سنگین می بارید. وقتی رادیو اعلام می کرد که آموزش و پرورش مدرسه ها را تعطیل کرده است دنیا را به من می دادند. تمام شب را منتظر می ماندم که فردا برسد. بعد هم زودتر از همیشه شال و کلاه می کردم و می پریدم توی کوچه. کوچه ی ما پانزده - شانزده متری طولش شد، عرض اش به زور به دومتر می رسید. اگر بچه ها آمده بودند که جنگ شروع می شد اگرنه، به سراغشان می رفتم، مادر رحیم از دست من شکار بود، پدر سیروس از دایی تقی حساب می برد و زیاد به پروپایم نمی پیچید. دایی تقی باشگاه زیبایی اندام می رفت. رفیق هایش هم مثل خودش بودند. من، رحیم و سیروس آتش محل بودیم. چه از توپ بازیمان چه از برف بازی و قایم موشک مان. خلاصه هر رقم که بازی می کردیم، بلای محل می شدیم، پدرم دلخور می شد. وقتی کسی شکایت ام را پیش اش می برد، اخم میکرد و طرف را تحویل نمی گرفت، بعد توی خانه مرا بیچاره می کرد. اهل کتک زدن و این حرفها نبود، فقط محل سگ ام هم نمی گذاشت. من هم حواسم بود، ولی دست خودم نبود. خیلی وقت ها گریه ام می گرفت. ازش بدم می آمد که چرا این قدر به من سردی نشان می دهد. مادرم چیزی نمی گفت. داداشم پوریا یواشکی به ام میگفت: " تو از منم بدتر شدی. من ناراحت می شدم ولی وقتی تو فکر بازی و کارهایی که کرده بودم می رفتم، خنده ام گرفت. وقتی که خودم را نمی توانستم نگه دارم و بلند بلند می خندیدم. مادر می گفت: "بسم الله، بازم اون وری شده!" بیشتر خنده می کردم. بی اختیار نه از روی قصد. پدرم بر می گشت و چپ چپ نگاه ام میکرد، بعد من خودم راجمع وجور می کردم، بعضی وقتها که نمی توانستم، او هم میزد زیر خنده. بعد همه می خندیدیم و من دوباره میرفتم کنار پدرم می نشستم...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
137
حجم:
15 MB
آپلود شده توسط:
محراب
1403/04/28
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی سیم خاردار: مجموعه داستان

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.