رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.7
با 92 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.7
با 92 رای
87 صفحه

چهار صندوق نمایشنامه‌ای دوپرده‌ای از بهرام بیضایی است که سال ۱۳۴۶ نگاشته شده و به چاپ رسیده‌است. چهار صندوق یکی از نمادگراترین نمایشنامه‌های بیضایی است؛ با مضمونی سیاسی و انتقادی. این نمایش سیاسی‌ترین اثر بیضایی به‌شمار می‌رود؛ چنان‌که در پایان کتاب این جمله از وی نقل شده‌است: «اجرای چهار صندوق هر بار از صحنه پایین کشیده شد.»
بیضایی هرگز اجازه نیافت این نمایشنامه را روی صحنه ببرد. کارگردانان دیگر نیز اغلب مجوز اجرای آن را دریافت نکردند. با این حال چهار صندوق توسط گروه‌های دانشجویی به عنوان تمرین و آموزش و به صورت غیررسمی در کارگاه‌های تئاتر و محیط‌های دانشگاهی اجرا شده‌است.

چهار نفر که با رنگ‌های سرخ و زرد و سبز و سیاه مشخص گردیده‌اند و به ترتیب نمادی از طبقات بازاری، روشنفکر، مذهبی و توده مردم می‌باشند، می‌کوشند تا برای رهایی از تهدیدهای احتمالی، مترسکی بسازند تا ایشان را برابرِ هر خطری حفظ نماید. آن‌ها مترسک را کاملاً مجهز و مسلح می‌کنند. مترسک جان می‌گیرد و لب به سخن می‌گشاید. این امر در ابتدا باعث خشنودی هر چهار نفر آن‌ها می‌گردد، غافل از این که مترسک رفته رفته بر اوضاع مسلط شده و در نهایت هژمونی خود را بر محیط حاکم می‌سازد...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
43
حجم:
2 MB
آپلود شده توسط:
bbabaki59
1390/04/10
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی چهار صندوق: نمایشنامه

تعداد دیدگاه‌ها:
11
زرد: ... ما صاحب یخ قالبی، کره ی قالبی، افکار قالبی و همه چیزهای قالبی هستیم، و این نشون می ده که غمی روی زمین باقی نمونده، غیر از غم های قالبی.

-چهار صندوق/ بهرام بیضایی.
مترسک: دلم براش می سوزه، دلم واقعا براش می سوزه.
سبز: شما شکنجه ش دادید. این شلاق هنوز بوی خون می ده.
مترسک: خدایا دست منو کی قطع می کنی؟
سبز: یک فاجعه، عملی غیرانسانی.
مترسک: مجبورم کرد! [ناگهان خود را عقب می کشد] چه خونی، چه دریایی.
سبز: از چی حرف می زنید.
مترسک: اون منو تحقیر کرد. با من درافتاده بود، مجبورم کرد.
سبز: [عصبی] اون وقت اون کار های وحشیانه از شما سر زد؟
مترسک: وحشیانه. بله، حیوانی. چه ضربه هایی- کمکم کنید.
سبز: من؟
مترسک: بله دیگه نمی خوام کسی رو شکنجه بدم. من سختگیرم. یکی دیگه باید این کارو بکنه، کسی دلرحم تر.
سبز: باعث خوشحالی است.
مترسک: کسی مثل شما.



- چهار صندوق/ بهرام بیضایی.
کارکتر سیاه.. صندوقی که شکوند. به انتظاری که پشت کرد.
دیالوگ مورد علاقه من :کسی که فقط پیش پاشو ببینه از دیدن دور عاجزه ، اما دور اندیشی که جلو پاشو نبینه با سر میخوره زمین!
[quote='Ahoora1']نقل قول از mahdibarkhordari:افتخار داشتم که این نمایشنامه رو به روی صحنه ببرم
درود بر استاد بهرام بیضایی بزرگ

دوست خوبم:آقا مهدی
میشه بگید این نمایش رو کجا اجرا رفتید ؟

چون تا الآن مجوز اجرا نگرفته
حتا برای بزرگان تئاتر ایران[/quote]

ولی 2 سال این نمایشنامه برای جشنواره ی دانش آموزی توی اصفهان اجرا رفت
[quote='mahdibarkhordari']افتخار داشتم که این نمایشنامه رو به روی صحنه ببرم
درود بر استاد بهرام بیضایی بزرگ[/quote]

دوست خوبم:آقا مهدی
میشه بگید این نمایش رو کجا اجرا رفتید ؟

چون تا الآن مجوز اجرا نگرفته
حتا برای بزرگان تئاتر ایران

این دیدگاه به علت نگارش فینگلیش حذف گردید.

[edit=گیلدخت]1392/10/05[/edit]
افتخار داشتم که این نمایشنامه رو به روی صحنه ببرم
درود بر استاد بهرام بیضایی بزرگ
یک شاهکار سمبولیسم از استاد
سپاس بخاطر زحماتتان
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.