رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد.

بالهایت راکجا جاگذاشتی؟

امتیاز شما
5 / 4.6
با 187 رای
امتیاز شما
5 / 4.6
با 187 رای
مجموعه 13 داستان کوتاه

تگ:
عرفان
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
آپلود شده توسط:
gorbenare
1388/07/05
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی بالهایت راکجا جاگذاشتی؟

تعداد دیدگاه‌ها:
57
پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت : اما من درخت نیستم، تو نمی توانی روی شانه من آشیانه بسازی.
پرنده گفت: من فرق درخت ها و آدمها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها و آدمها را اشتباه می گیرم. انسان خندید و به نظرش این خنده دارترین اشتباه ممکن بود.
پرنده گفت: راستی چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟ انسان منظور پرنده را نفهمید اما باز هم خندید.

پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است. انسان دیگر نخندید. انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد، چیزی که نمی دانست چیست. شاید یک آبی دور، یک اوج دوست داشتنی.
پرنده گفت: غیر از تو پرنده های دیگری را نیز می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است، اما اگر تمرین نکند فراموش می شود. پرنده این را گفت و پر زد.
انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اینکه چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.
آنوقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت : "یادت می آید ؟ تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم بالهایت را کجا جا گذاشتی؟ "
انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد. آنوقت رو به خدا کرد و گریست....

عرفان نظرآهاری
پرنده گفت: من فرق درختها و آدمها را خوب میدانم.
اما گاهی پرنده ها و آدم ها را اشتباه میگیرم.

[b]پریدن برای پرنده یک ضرورت است اما اگر تمرین نکند پرواز را از یاد می برد.[/b]

عرفان نظر آهاری-بالهایت را کجا جا گذاشتی؟
اینو دیروز خوندم... اصلا جالب نبود بنظرم. وقتی میخونی اصلا حس لطافت و خدا و عرفان و اینارو نداره یه حس کاملا عکس اینا رفت تو جونم.
هر بار که میخونم اشک ها امانم نمی دهد.انقدر لطیف و زیبا می نویسن که قابل وصف نیست.

آنوقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت : \" یادت می آید ؟ تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی . راستی عزیزم بالهایت را کجا جا گذاشتی ؟ \"
اه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
چرا نمی تونم دانلودش کنمhttp://ketabnak.com/images/smilie/swow.gifhttp://ketabnak.com/images/smilie/scry.gif
نمیدونم چرا ولی هرچی سعی میکنم این کتابو دانلود کنم ، نمیشه.
لطفا این ایراد رو بر طرف کنید
ممنون.
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.