رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد.
امتیاز شما
5 / 4.1
با 141 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.1
با 141 رای
در قسمتی از کتاب می‌خوانیم:
«آدما اکثرا قدر چیزایی رو که دارن، بعد از نبودشون درک می‌کنن! مثل من! قدر پدر مهربونی رو که بعد از مرگش برای من دو تا آپارتمان و یه مقدار پول نقد و یه مستمری گذاشت! البته اگه حقوقش رو به من بدن و داشتن یه آپارتمان رو که اجاره دادم بهانه نکنن! چند وقت گذشت؟! هفت ماه؟! چه زود گذشت؟! اما نه! چه دیر گذشت ؟! چه زود چه دیر! مهم گذشتنه! باید از خودم بپرسم چگونه گذشت؟! بد یا خوب؟! اما اینم نمیشه گفت! باید دید معانی این دو کلمه چیه؟!خوب از نظر ما چیه و بد چیه؟ راستی تو این هفت ماه چیکار کردم؟! کدوم از نقشه‌هایی رو که در ضمیر ناخودآگاهم، بعد از پدرم داشتم اجرا کردم؟ هیچکدوم! پس بودنش برای من یه بهانه بود! بهانه برای بی دست و پایی‌هام! الانم چی رو بهانه کردم؟! هفته‌ای دو روز رفتن دنبال حقوقش؟! منتظر چی هستم؟!هر بار که با خودم فکر می‌کنم و تصمیمی می‌گیرم، موکولش می‌کنم به درست شدن حقوق پدرم! اینم یه بهانه نیست؟! داشتم کنار خیابون قدم می‌زدم و به این چیزا فکر می‌کردم که یه ماشین کنارم ترمز کرد! یه لحظه ایستادم و نگاهش کردم .یه مرد حدود سی‌ساله بود! سلام! کجا تشریف می‌برین در خدمت باشم؟نگاهش کردم!»

بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
آپلود شده توسط:
elmira2008
1388/08/01
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی ننه سرما

تعداد دیدگاه‌ها:
52
:D
سلام دوستان
کتابای رمان جدید و برام من می گین :D
ان خوشگلاش:D:x
واقعا سایت باحالی دارین.ب تموم عضوها تبریک عرض میکنم.باتشکر از مدیر محترم.کتاب خوبی بود
من که اصلا خوشم نیومد حیفه چشمام که انقدر به مانیتور زل زدم .
یه جورایی از بعضی جهات شبیه رمان کژال بود (کوچ از شهر به روستا برای زندگی). یا اینکه عاشق شدن دوباره ی مونا چرت بود آخه مگه ادم از یه سوراخ دو بار گزیده می شه آخه اگه یه دختره بیست ساله بود بازم اما تو سی و پنج سالگی یه جورایی به تور انداختنه پسره بود نه عاشقی .خودشم رمانه خیلی پرت بود از جایی به جای دیگه می پرید درسته که بعضی از صفحات اسکن نشده بود اما منظورم قسمت های آخره که دادگاه بود تا دختره اعتراف نکرده بود نمی دونستی چی به چیه .محال بود 2 صفحه بخونی دختره نسکافه نخوره اینم خودش یه روشه برای بلند تر شدنه رمان .
منکه خوشم نیومد/یجوری بود/ازکل کتاب درکل 10صفحش بنظرم خوب بود
براي دعوت دوستام هرچی ایمیل و پسوردم و وارد میکنم میگه قابل قبول نیست! لطفا راهنماييم كنيد. ممنونم
نيوشا جون من نشنيدم ولي اگه اين جوري باشه كه خيلي خوبه چون دلمون برا كتاباي مودب پور تنگ شده!!!!
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.