رسته‌ها
گزارش تخلف

با توجه به اینکه کتاب‌های موجود در کتابناک توسط کاربران در وب‌سایت قرار گرفته‌اند، ممکن است اشتباهی در رابطه با انتشار آن‌ها بروز کند. در این صورت، لطفاً با استفاده از فرم زیر، گزارشی از تخلف روی داده و یا اعتراض خود را به ما اعلام کنید.
در صورت تمایل، نشانی ایمیل خود را در قسمت توضیحات درج کنید.

امتیاز شما
5 / 4.7
با 196 رای
نویسنده:
امتیاز شما
5 / 4.7
با 196 رای
سگ ولگرد نام داستان کوتاهی از صادق هدایت است. این داستان تراژدی از زندگی مشقت بار یک سگ ولگرد در ورامین است. نویسنده در این داستان اعتقادات جاری جامعه را در قالب داستانی تأثرانگیز و دردناک به تصویر کشیده و مورد نقد قرار می‌دهد.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF, MP3
تعداد صفحات:
167
حجم:
20 MB
آپلود شده توسط:
کله کتابی
1392/09/19
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی سگ ولگرد

تعداد دیدگاه‌ها:
81
«سگ ولگرد» داستانی کنایی و نمادین است که از زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود
داستانی کوتاه با مسائلی بلند و طولانی که ممکنه باعث سو برداشت بشه. چیزی که توی اثار صادق هدایت علاوه بر بیان قوی که ظ شما رو با احساساتش تا خدودی همراه میکنه ، ناامیدی حاصل از بی جواب ماندن سوال های فلسفی صادق هدایت و اگاهی اش است. البته نباید با خوندن یکی دوتا کتاب از نویسنده ، نویسنده رو نقد کرد و باید با دقت و همه کتاب هاشو بخونیم. یادتون نره که هیچ چیز قطعی نیست و در محکم ترین عقایدتون کمی شک کنید و به صادق هدایت حق بدید.
صادق هدایت در ابن کتاب زاویه ی پوچ گرای ذهن خود را به ما نشان میدهد
چیزی که بیشتر از همه پات را شکنجه میداد، احتیاج او بنوازش بود.
او مثل بچه ای بود که همه اش توسری خورده و فحش شنیده، اما احساسات رقیقش هنوز خاموش نشده.
مخصوصاً با این زندگی جدید پر از درد و زجر بیش از پیش احتیاج بنوازش داشت.
چشمهای او این نوازش را گدائی میکردند و حاضر بود جان خودش را بدهد، درصورتیکه یکنفر باو اظهار محبت بکند و یا دست روی سرش بکشد.
او احتیاج داشت که مهربانی خودش را بکسی ابراز بکند، برایش فداکاری بنماید.
حس پرستش و وفاداری خود را بکسی نشان بدهد اما بنظر میآمد هیچکس احتیاجی به ابراز احساسات او نداشت؛ هیچکس از او حمایت نمیکرد و توی هر چشمی نگاه میکرد بجز کینه و شرارت چیز دیگری نمیخواند.
و هر حرکتی که برای جلب توجه این آدمها میکرد مثل این بود که خشم و غضب آنها را بیشتر برمیانگیخت.
من با این سگ زندگی کردم و به راستی با او همذات پنداری کردم
:(

((نه تنها یک تشابه بین چشم‌های او و انسان وجود داشت، بلکه یک‌نوع تساوی دیده می‌شد. دو چشم میشی پر از درد و زجر و انتظار که فقط در پوزه یک سگ سرگردان ممکن است دیده شود))

سگ ولگرد
صادق هدایت هیچگاه شاید فکر نمیکرد که چیزهایی و کسانی ک اونها رو در کتابهاش به ریشخند گرفته بود روزی در ایران قدرت بگیرند
به نظر من حکایت پات حکایت بعضی از ماهاست که با ی غفلت زندگیمون رو به بازی میدیم بعد از اون هم به جای فرمان بردن از مغزمون از قلبمون کمک می خوایم تهش میشه مث پات از این جا رونده از انجا مانده
ویرایش و افزودن تگ‌ها

از طریق فرم زیر می‌توانید تگ‌های این کتاب را ویرایش کنید و یا تگ جدیدی به این کتاب اضافه نمایید.

برای جدا کردن تگ‌ها از کلید TAB استفاده کنید.

گزارش لینک خراب

ضمن تشکر از شما بابت گزارش مشکل، خواهشمندیم توضیح دهید چه پیام خطایی دریافت می‌کنید. متن پیغام و توضیحات خود را در کادر زیر وارد کنید.

کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.